شعبده  با زی  با ادعای  انرژی  درمانی

در چند سال گذشته یکی از مدعیان انرژی درمانی جنجال و تبلیغات گسترده ای را برای معرفی خود همراه با ادعای  شفای بیماران آغاز کرد .

این ادعاها ابتدا از نشریات زرد شروع و در ادامه به کانال های ماهواره ای کشیده شده و او پس از مدتی با استخدام  چند محافظ شخصی با حضور در دفتر نشریات و یا  چند مکان اجاره ای با و جود مخالفت های وزارت بهداشت  و درمان و آموزش پزشکی  به فعالیت خود ادامه داد و پس از ارتباط با برخی مسوولان و تصویر برداری  هنگام  انرژی دادن به این افراد ، به سوء استفاده از این تصاویر اقدام کرد تا خود را موجه جلوه دهد . وی که به خود لقب دکتر را نیز اضافه کرد ، فردی است که در سال  1336  در محله حصار بو علی به دنیا آمد . پدرش یک کارگر لبنیاتی  بود .

وی در سال 1358 به کشور فرانسه عزیمت  و در این کشور با  یک  خانم  فرانسوی ازدواج کرد که حاصل این  ازدواج  یک  دختر است . او پس از مدتی  از همسرش  جدا و عازم سوئیس شد و در این  کشور نیز با خانمی سوئیسی ازدواج کرد و از وی نیز صاحب  یک  فرزند پسر شد . تحقیقات نشان می دهد وی ازدواج سومی نیز با یک خانم ایرانی داشته است .

از شعبده بازی تا انرژی درمانی    

او در کشور سوئیس علاوه  بر کار در مراکز  سالمندان در امر هنری از جمله  شعبده بازی نیز فعالیت داشت و مدتی نیز با یک  شعبده  بازی  معروف  همکاری  می کرد .

برخی از شعبده بازی های وی در سال های گذشته از برنامه دیدنی های تلوزیون پخش شده است . وی در حال حاضر تابعیت فرانسوی دارد و با پاسپورت این کشور به دیگر کشورها تردد می کند .

تحصیلات

مدر ک مدعی انرژی در مانی دیپلم ریاضی است و پس از حضور در کشور فرانسه و سپری کردن کلاس های زبان فرانسه وارد دانشگاه شد و در رشته اقتصاد مشغول تحصیل کردید . وی پس از حضور در کشور در مجله راه زندگی در تاریخ 1/11/84 برای کسب شهرت می گوید :

در  7  سالگی روزی در مدرسه احساس عجیب و غریبی درباره یکی از دوستان صمیمی ام به من دست داد . وقتی بچه ها در سلف سرویس مدرسه دور هم جمع شدند ، این احساس به سراغم  آمد که اتفاقی برای دوستم روی خواهد داد ، به سوی او رفتم و گفتم بهتر است امروز از مدرسه بروی ، زیرا یک حادثه در کمین توست.

دوستم به گفت : بس کن ، باز هم رفتارهای عجیب و غریب خودت را شروع کردی و سپس از من دور شد و موضوع را با یکی از معلمان در میان گذاشت . معلم مدرسه مرا صدا زد و در این ارتباط از من سوال کرد.

به او گفتم احساسی دارم که به آن مطمئن نیستم . فقط احساس می کنم امکان دارد صدمه ای به دوستم وارد شود . 3  دقیقه پس از این ماجرا در حالی که معلم و دانش آموزان دور او حلقه زده بودند ، صدای گوشخراشی را شنیدم و متوجه شدم آویز سقف با سقوط به سر دوستم اصابت کرده است .

دستور به مار و گربه

پدر این مدعی انرژی درمانی نیز می گوید : وقتی او نوجوان بود ، با تعدادی از دوستان خود به ماری برخورد کرد و چوب دستی خود را روی سرمار گذاشت و سپس فرمان داد تا مار به لانه اش باز گردد و گاهی هم به گربه ها فرمان ایست و حرکت میداد و گربه هم اطاعت می کرد . مدعی انرژی درمانی ادعا می کند از 13  سالگی متوجه نیروی خارق العاده ای در خود شده است . وی 15 سال است که به صورت حرفه ای به انرژی درمانی می پردازد و بنا بر اظهارات  نزدیکانش ، نامبرده  تحصیلاتی  ندارد و کارهای  او حالت تجربی دارد .

 فعالیت ها

وی در سال 84 با همکاری تعدادی از افراد که او را در جلسات مختلف همراهی میکردند ، محلی را اجاره کرد و همزمان از طریق ماهواره های ضد انقلاب نشانی و شماره تلفن تعیین وقت را به اطلاع مردم می رساند . وی برای ملاقات عمومی 10 هزار تومان و برای ملاقات خصوصی با بیماران 50 هزار تومان دریافت می کرد ؛ بیمارانی که صرفا تحت تاثیر تبلیغات ماهواره ها قرار گرفته و به این فرد مراجعه  کردند. او دامنه فعالیت خود را گسترده تر کرد و در یک محل اجاره ای تابلویی نصب کرد با عنوان « راز شگفت جادوگری ، دست شفا بخش ... » .

او برای ملاقات دسته جمعی در یک محله که حدودا بالغ بر 300  نفر می شد ، از هر نفر 50 هزار تومان در هر جلسه دریافت می کرد . بنا بر تحقیقات انجام شده ، وی کسانی را که به دلایلی امکان حضور در جلسات را نداشتند ، در منزل آنها ویزیت می کرد و حق ویزیت وی 350  تا 500  هزار تومان تعیین شده  بود .

 انرژی درمانی از راه دور

مدعی انرژی درمانی که با تبلغات گسترده از جمله یاری گرفتن از برخی نشریات و هفته نامه های زرد ، هر روز جمع زیادی را به دام می انداخت ، حتی در شهر مرودشت استان فارس هزاران نفر را در یک استادیوم  فوتبال جمع کرد و از هر کدام  5 هزار تومان دریافت کرد تا از مقابل آنها رد شود و برای آنها دست تکان دهد .

وی از بیماران در خواست می کرد در ساعت معینی از شب با قرار دادن لیوان آبی مقابل خود به آن خیره شوند و به وی فکر کنند تا او بتواند از طریق امواج  با  آنها  ارتباط  بر قرار کند !

القائات او موجب شده بود خانمی که سر تا پا لباس سفید پوشیده بود ، به وی نزدیک شود و گل به پای او بریزد و خطاب به وی بگوید : من شما را فرشته می دانم ، من شما را عارفانه دوست دارم ، من شما راعبادت می کنم  و خطاب به جمع حاضران بگوید : هر کس چند بار نام مدعی انرژی درمانی را فریاد بزند ، دست خالی از مجلس بیرون نمی رود و بعد فریاد می زند یا ... و نام وی را ذکر می کند .

 تهیه فیلم برای تبلیغ

بررسی ها نشان می دهد کسانی که مدام در اطراف وی حضور دارند ، برای معرفی وی به عنوان دکتر انرژی درمانی تعدادی فیلم را به صورت گسترده در داخل و خارج از کشور منتشر کرده اند که محتوای این فیلم ها عبارت است از :

1- مداحی و اذان گفتن در میان جماعت و مجاب کردن آنها برای هم صدایی با وی .

2- گفتگو با کسانی که پس از برگزاری مداحی تحت تاثیر قرار گرفته و با التماس از وی درخواست کمک می کنند.

3- دیدار با تعدادی از افراد سرشناس و ورزشکاران .

4- پخش تصاویری از بیماران در خارج از کشور .

5- مصاحبه با تعدادی از اساتید دانشگاه های ایرانی و خارجی و تایید علمی کارش .

6- حضور تعدادی از پزشکان در برنامه های فرد مدعی و معرفی بیماران خود برای مداوا با انرژی درمانی .

 تخلفات قضایی

1- استفاده از عنوان دکتر برای ویزیت بیماران که در اصل به منزله فریب افکار عمومی است .

2- در اختیار نداشتن مدرک معتبر که به تایید مراجع ذی صلاح رسیده باشد .

3- اغفال و فریب مردم والقای این که قادر است بیماری های لاعلاج را مداوا کند .

4- ارئه نکردن دلایل علمی در خصوص ادعاها .

5- دریافت مبالغ گزاف از مردم نیازمند .

6-     ...

 حکایت همچنان باقی است

اگر بخواهیم به پرونده این فرد که در نوع خود مورد توجه مردم است اشاره کنیم ، قطعا باید صفحات فراوانی را به وی اختصاص دهیم ، اما در یک نتیجه گیری کلی می توان اشاره کرد :

1- فرد مدعی ، تصاویر و فیلم هایی از مسوولان و برخی دست نوشته های آنان را در اختیار دارد که از این مدارک برای تطهیر خود و فرار از مجازات استفاده می کند .

2- با توجه به رعایت نکردن شئونات اخلاقی و دست کشیدن به سرو صورت خانم ها ، این نگرش وجود دارد که تمام کارهای وی تظاهر و ریاکاری است و وی اعتقادات مردم را به بازی گرفته  است .

3- وی پس از تبرئه شدن در آخرین مرحله از دستگیری اعتراف می کند پیش از این نیز 17  بار دستگیر ، محا کمه و آزاد شده است و ادعا می کند : مردم به من نیاز دارند ، من کاری به مردم ندارم و ...

به هر تقدیر ، این فرد با ادعای انرژی درمانی مبالغ هنگفتی درآمد کسب کرد و هر بار پس از حضور در کشور و با یافتن کوچکترین روزنه ای به دنبال جلب توجه افکار عمومی به خود است تا باز با دریافت پول های  آنچنانی به ساده دلی مراجعه کنندگان خود لبخند عاقل اندر سفیه بزند .

« ای کاش همه هشیار بودند ...

سخنانی از امام حسین علیه السلام

فرق میان شیعه و دوست دار

مردی به امام حسین علیه السلام عرض کرد : ای فرزند رسول خدا ، من از شیعیان شمایم ، حضرت فرمود : (( از خدا بترس و چیزی را ادعا مکن که خدا بگوید : در ادعای خود دروغ گفتی و گناه کردی ، زیرا شیعیان ما کسانی اند که دلهایشان از هرگونه  مکر و فریب و کینه پنهان ، پاک باشد . بلکه بگو : من از دوست داران شمایم )) .

معیار دوستی اهل بیت

امام حسین فرمود : (( هرکس به ما محبت کند از محبتی است که به جد ما ( رسول خدا ) دارد و هرکسی با ما دشمنی ورزد از عداوتی است که به جد ما دارد ))

فضیلت رو آوردن به اهل بیت علیه السلام

امام حسین در نقلی دیگر فرمودند : (( هر کس به سراغ ما آید یکی از چهار خواسته دست یافتنی بی بهره نمی ماند : ( اگر از خردمندان است ) نشانه استوار – از توحید و معرفه الله روزی اش می شود ، ( و اگر از فقها و حقوقدانان است ) حکمی درست – و سامان بخش به دست می آورد ، ( و اگر اهل تلاش دست جمعی و تدبیری است ) برادری پرسود ( نصیبش می شود ) و ( اگر هیچ یک نیست ، دست کم ثواب است ) هم نشینی با علما عایدش می شود )) .

دوست داران اهل بیت علیه السلام رنج وسختی می بینند

سعد ابن طریف می گوید : در محضر مبارک امام باقر علیه السلام مشرف بودم که جمیل ارزق از راه رسید و وارد شد ، پس ( همین که نشست ، باهم برای حضرت ) از گرفتاریهای شیعیان و مصائبی که ( از دست دشمنان ) می بینند صحبت به میان آوردیم ، حضرت فرمودند : گروهی به محضر امام سجاد و عبدالله بن عباس رسیدند و به آنان از همین حوادثی که شما یاد کردید شکوه نمودند ، آنان نیز خدمت امام حسین رسیدند و همان ها را  بازگو کردند ، پس حضرت فرمودند : (( به خدا سوگند ، بلا و فقر و کشته شدن ( در راه خدا ) به دوست داران ما شتاب تر از دویدن اسبان سرکش و تندتر از سیلی که به صِمر خود سرازیر گشته است روی می آورد )).

عرض کردم صِمر چیست ؟

فرمود : (( نقطه پایانی ( و قرارگاه سیل است ، ( پس ادامه داد ) و اگر شما ( محبین و شیعیان صمیمی ما ) در مرض ابتلائات قرار نمی گرفتید ، می دیدیم که دیگر از ما ( که در راه خدا اهل بلائیم ) نیستند ))

دشمنی با اهل بیت پیامبر ، نشانه نفاق است

عبدالله تمیمی می گوید : امام علی بن موسی الرضا برایم نقل فرمود : زین العابدین از امام حسین که فرمود : (( در زمان رسول خدا ، ما منافقان را جز از راه دشمنی آنان به علی و فرزندان علی نمی شناختیم )) .

مدعی پیامبری و امام زمانی در مقابل نهاد ریاست جمهوری

فردی که برای دومین بار با مراجعه به نهاد ریاست جمهوری خود را امام زمان معرفی کرد و قصد ملاقات با رئیس جمهور را داشت ، دستگیر شد . روز 12 دی ماه سال 1385 خبری از سوی سایت ها منتشر شد مبنی بر اینکه فردی با نام عبدالرضا – ق – و به همراه 2 خواهر و 2 شوهر خواهرش با حضور در مقابل ساختمان نهاد ریاست جمهوری در حالی که خود را امام زمان معرفی می کرد ، می گفت قصد دارد پیامی به احمدی نژاد بدهد و در صورتی که رئیس جمهور حاضر به ملاقات با وی نشود ، او محل را برای همیشه ترک خواهد کرد .

آغاز تحقیقات

با دستگیری این فرد مدعی و 4 نفر از بستگانش ، که وی را همراهی می کردند تحقیق از وی آغاز شد .

فرد مدعی در اظهارات خود گفت : مدت ها است خوابهای مختلفی می ببیند و در خواب به او الهام های گوناگونی می شود  و چون این خوابها شفاف و دارای پیام هستند ، پس به این نتیجه رسیده که از طرف خداوند مامور به پیامبری شده است .

وقتی به و ی تفهیم شد که میان پیامبر و امام تفاوت وجود دارد ، فرد مدعی عنوان کرد : میان پیامبر و امام تفاوتی وجود ندارد و من هم به عنوان پیامبر محبوب خدا معرفی شده ام .

به دنبال این اظهارات وقتی به عبدالرضا گفته شد هیچ کدام از نشانه های ادعایی که خود آن  را مطرح می کنی در تو وجود ندارد ، گفت : این خواست خداوند است که من در این کالبد بیایم . من در زمانهای بسیار دور عرب بودم ولی الان ماموریت دارم با این چهره و این زبان ظهور کنم .

محتوای پیام

در ادامه تحقیقات وقتی از وی خواسته شد بیان کند چه پیامی برای رئیس جمهور دارد ، گفت : ابتدا رسیدگی به وضعیت اقتصادی و سپس برچیده شدن مراسم عزاداری سیدالشهدا ، زیرا در این زمان به عزاداری احتیاج نداریم و از امسال که سال ظهور من است  باید هیات عزاداری کنار گذاشته شو د .

با تحقیق از یکی از خواهران فرد مدعی وی عنوان کرد : من خدای خود را ماهانتا می دانم و اعتقاد زیادی به گروه اکنکار دارم .

وی افزود : من یک اکیست هستم و با نیرویی که در اختیار من است قادر به انرژی درمانی هستم و با تمرکز که توسط ماهانتا دریافت می کنم به من الهام شده است که برادرم قلب پاک و صافی دارد و در حال حاضر پیامبر است .

وی در ادامه گفت : استاد من فردی است که هم اکنون در امریکا زندگی می کند و محل فعالیت او در ناساست و .....

ادامه تحقیقات

به دنبال این اظهارات و بررسی و تحقیقات بعدی معلوم شد ؛ خواهر و شوهر خواهران فرد مدعی افراد تحصیل کرده ای هستند که معلوم نیست چرا همراه وی از شهرشان به تهران آمده اند .

همچنین در مراحل بعدی تحقیقات معلوم شد 2 برادر فرد مدعی پیش از این به اتهام تروریست بودن دستگیر و مجازات شده اند و فرزندش نیز در یونان کار می کند . آخرین خبرها حاکی است فرد مدعی ادعا کرده به زودی کعبه و همه مساجد در سراسر دنیا خراب خواهند شد و او وظیفه دارد معبد بزرگی بسازد تا تمام مسلمانان جهان به این معبد بیایند و خدا را عبادت کنند . وقتی از او سوال شد چرا ساخت معبد نه مسجد ؟ در پاسخ گفت : هیچ تفاوتی میان معبد و مسجد ندارد !!!!

 

از مولای خود در شگفتم

ابوالحسن محمد بن عمرو ، با سند خود از امام رضا ، امام کاظم ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجاد ، از امام حسین نقل فرموده  : (( علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد کوفه بودند که مردی شامی برخاسته عرض کرد )) : ای امیر مومنان پرسشهایی دارم .

فرمودند : بپرس تا بفهمی نه انکه بیازاری – (( مردم خیره و با توجه می نگریستند - ))

عرض کرد : اولین چیزی که خدای متعال آفرید چه بود ؟

فرمود : نور

عرض کرد : پس آسمانها را از چه آفرید ؟

فرمود : از ( ماده ای چون ) بخار آب

عرض کرد : زمین را از چه آفرید ؟

فرمود : از ( ماده ای چون ) کف آب

عرض کرد : کوهها را از چه آفرید ؟

فرمود : از ( ماده ای چون ) امواج آب

عرض کرد : چرا مکه را امّ القری گویند ؟

فرمود : چون زمین از زیر مکه گسترده شد

پرسید : آسمان دنیا از چیست ؟

فرمود : از موج کور

پرسید : درازا و پهنای آفتاب و ماه چقدر است ؟

فرمود : صد فرسخ در نهصد فرسخ را در بر می گیرد

پرسید : درازا و پهنای ستاره چقدر است ؟

فرمود : دوازده فرسخ در دوازده فرسخ

پرسید : رنگ و نامهای هفت آسمان چیست ؟

فرمود : نام آسمان دنیا (( رفیع )) و به رنگ آب و دود است ، نام آسمان دوم (( فیدوم )) و به رنگ مس است ، نام آسمان سوم (( ماروم )) و به رنگ صورت است ، نام آسمان چهارم (( ارفلون )) و به رنگ نقره است ، نام آسمان پنجم (( هیعون )) و به رنگ طلا است ، نام آسمان ششم عروس و به رنگ یاقوت سبز است ، و نام آسمان هفتم ((عجماء )) و به رنگ در سفید است .

پرسید : نانم پدر جنیان چیست ؟

فرمود : شومان او از زلال آتش آفریده شد

پرسید : نام ابلیس در آسمان چه بود ؟

فرمود : حارث

پرسید چرا آدم را آدم گویند ؟

فرمود : چون از أدیم ( : قشر ) زمین آفریده شد

پرسید : خدای سبحان کدام یک از پیامبران را ختنه شده آفرید ؟

فرمود : آدم ، شیث ، ادریس ، نوح ، سام بن نوح ، ابراهیم ، داوود ، سلیمان ، لوط ، اسماعیل ، و محمد ختنه شده زاده شدند .

پرسید : عمر آدم چقدر بود ؟

فرمود : نهصد و سی سال

پرسید : اولین کسی که شعر گفت که بود ؟

فرمود : آدم

پرسید : آدم چند بار حج کرد ؟

فرمود : با پای پیاده هفتاد بار حج رفت ، در اولین حج ( پرنده ای شکاری به نام ) صُرد با خود داشت که او را به جاهای آب و چشمه راهنمایی می کرد و این پرنده با او از بهشت آمد و او خوردن صرد یا پرستو را حرام کرد

در این میان مرد شامی دیگر آمد و پرسید :

اولین رستنی که در زمین روئید چه بود ؟

فرمود : دبا که همان کدو است

پرسید : اولین نفر آسمانی که حج کرد که بود ؟

فرمود : جبرئیل

پرسید : ارجمند ترین و بدترین دره روی زمین کدامها هستند ؟

فرمود بهترین دره سر ندیب که آدم در آن هبوط کرد و بدترین آن دره برهوت در یمن است که از دره های جهنم است

پرسید : آن زندان که زندانی خود را با خود برد کدام است ؟

فرمود : نهنگی که زندانی خود _ یونس بن متی _ را با خود برد

پرسید : آن شش جاندار که در رحم مادر نجنبیدند کدامند ؟

فرمود : آدم ، حوا ، قوچ ابراهیم ، عصای موسی ، ناقه صالح و خفاشی را که حضرت مریم پرداخت و دمید و به امر خدای سبحان به پرواز در آمد

پرسید : چیزی که نه انس بود نه جن و به آن دروغ بستند کدام است ؟

فرمود : گرگی که برادران یوسف به آن دروغ بستند

پرسید : چیزی که نه انس بود نه جن و به آن وحی شد کدام است ؟

فرمود : زنبور عسل

پرسید : پاکترین نقطه روی زمین که نماز در آن روا نیست کدام است ؟

فرمود : بام مکه

پرسید : جایی که فقط یک بار آفتاب در آن تابید و دیگر هرگز نتابید کدام است ؟

فرمود : کف دریایی که موسی شکافت

پرسید : اولین کسی که فرمان ختنه داد که بود ؟

فرمود : حضرت ابراهیم

پرسید اولین کسی که کفش پوشید که بود ؟

فرمود : حضرت ابراهیم

پرسید : انکه گوشت و خون ندارد ولی نفس می کشد چیست ؟

فرمود : صبح است وقتی که دم می زند

در این حین با برخاسته شدن این فرد شخص سومی نشست و پرسید :

اولین کسی که ناگهانی مرد که بود ؟

فرمود : حضرت داوود که در روز چهارشنبه که پای منبر درگذشت

پرسید : آن چهار چیزی که از یک دیگر سیر نمی شوند کدامند ؟

فرمود : زمین از باران ، ماده از نر ، چشم از نگاه و دانشمند از دانش

پرسید : اولین کسی که کردار زشت قوم لوط را کرد که بود ؟

فرمود : ابلیس که لواط داد

پرسید : بغبغوی افسونگر کبوتر چه معنی دارد ؟

فرمود : به ساز نوازان ، فلوت دمان ، آوازه خوانان زن و تار زنان نفرین می کند

پرسید : چرا دم بز بالا و شرمگاهش پیداست ؟

فرمود : چون نوح خواست بز را داخل کشتی کند ، سر پیچی کرد و مورد غضب قرار گرفت

منبع مطالب فوق از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام بود که پرسش و پاسخ های متداول و زیادی رو شامل میشد که بنده فقط گزیده ای از اینها رو ارائه دادم .

سید حسنی یا شیاد شیطان پرست ؟؟؟

اندک زمانی پس از حمله آمرکا به عراق و سقوط صدام در این کشور ، تعداد زیادی از اتباع عراقی برای فرار از جنگ وارد کشور شدند ، در حالی که لباس های بلند و مشکی و شال سبز به تن داشتند ، پس از حضور در نماز جمعه برخی از شهرها از جمله تهران و قم به یک باره شعارهایی در حمایت از سید حسنی سردادند.

شاید در این زمان کسی توجه خاصی به به این نام نداشت ، اما به دلیل تبلیغات پنهان و آشکار مشخص شد که سید حسنی ، فردی است که ادعا می کند نماینده حضرت مهدی ( عج ) است و بنابر ادعای خود ، وظیفه اش در این مقطع زمانی ، آماده سازی بستر مناسب جهت یاران حضرت مهدی برای ظهور آن حضرت است .

پس از شروع فعالیت مریدان سید حسنی ، برخی او را از اتباع ایرانی مستقر در کربلا می دانند . گزارش ها حاکی است وی و مریدانش فعالیت خود را به صورت گسترده در کرج آغاز کردند و در اولین مرحله  همانند دیگر مدعیان ارتباط با امام زمان ، سعی در جذب مرید از میان زنان ساده دل را داشت و سپس به آنان دستور و رهنمود های خاصی ارائه می کرد .

مرد همیشه پنهان

اگرچه سید حسنی که هویت واقعی او مانند چهره اش پنهان است ، در شهرهای مختلف هواداران و شاگردانی دارد ، اما شاگردان وی اغلب موفق به دیدار وی نمی شوند و تنها از راه سرشاخه و به طور غیر مستقیم با او ارتباط برقرار می کنند .

گفته می شود هر مریدی در صورتی موفق به دیدار و ملاقات با فرد مدعی می شود که که مراحل ویژه عرفانی را طی و به دستورات وی عمل کند تا به مقامی برسد که بتواند اجازه ملاقات با سید را پیدا کند ، برخی از مریدان او به وی لقب مرد همیشه پنهان داده اند .

از جمله شگردهای تشکیلات سید حسنی این است که آنها ، بانوان مذهبی را شناسائی و سپس با دریافت مشخصات به قول خود طالع آنان را رصد کرده و برای هر یک از آنها به نام 14 معصوم علیه السلام ، ستاره و نوری در نظر گرفته و دستورهای خاصی را به این بانوان ارائه می کنند . این دستورات عمدتا ریاضت در عبادت بوده و ساعت ها در طول شبانه روز ادامه پیدا می کند .

ذکر (( به حق سید ))

تحقیقات نشان می دهد ، هرکس به جمع مریدان و هواداران حسنی پیوست ، باید باید از افشای راز ارتباط خود به طور جدی خودداری کند . هر فرد تازه وارد به جمع ، باید این نکته را بپذیرد که سید حسنی دا امام زمان در ارتباط است .

از جمله دستورات های وی در عبادت شاگردان و هواداران این است که در یکی از نمازها که به نام قائم آل محمد شهرت دارد ، شاگردان پس از نماز سر بر سجده می گذارند و پس از ادکار با الله ، یا کریم ، یارب 351 مرتبه ذکر (( به حق سید )) را بیان می کنند .

توزیع سی دی

همانگونه که اشاره شد ، طرفداران سید حسنی برای معرفی وی در شهر های مبادرت به تهیه حلقه های فیلم و سی دی کرده اند .

در یکی از این سی دی ها که وی لباس سبز رنگی به سبک سید های عراقی به تن دارد و چهره خود را با نقاب سفیدی پوشانده است ، در زیر یک تصویر منتصب به یکی از امامان علیه السلام عنوان می کند : من وظیفه خطیری به عهده دارم و ای ملت ایران ! این آخرین حجت من برشماست ؛ زیرا ایران کربلای ثانی است و این پیک حضرت مهدی در اوج حقارت و اتمام حجت به دوستان ، یاران و سربازان گمنام هشدار می دهم تنها برای حفظ میراث عشق های خفته ایران زمین آمده است .

وی ادامه می دهد : من شما را به حقیقت دعوت می کنم تا از سیطره قلبتان به راه راست هدایت شوید . پس بدانید بدون اجازه او برگی از درخت فرو نمی افتد . پس خود و شما را به توبه دعوت می کنم ...

فرد مدعی در ادامه به آیاتی از کلام اللهی اشاره و برخی از واژه های قرآنی را به غلط تلفظ می کند . یکی از افراد که درباره ادعا های این فرد تحقیق و بررسی های جامعی صورت داده است ، می گوید : این فرد با استفاده از نوع پوشش و حتی عمامه سبز رنگی که به سر دارد ، قصد کسب قداست برای خود را دارد .ردای سبز و عمامه وی عمدتا مربوط به کشور عراق است . وی عنوان می کند ، پوشاندن چهره به پارچه سفید و جذب مریدان در شهرهای مختلف و ارائه رهنمودهای خاص درباره عبادت و غیره ، از جمله این فعالیت های این فرد مدعی است که پیش از این ادعا می کرد با امام زمان ارتباط دارد ، اما پس از سی دی های منتشره ، وی با معرفی خود به عنوان پیک حضرت ، به نوعی می خواهد با مردم اتمام حجت کند . وی اضافه می کند : بیشترین سی دی های تهیه شده از این فرد ، در ایران ، شرق تهران توضیع شده .

به گفته مقامات عراقی ، وی قبلا دانشجوی دانشکاه بصره بود که از سال 1966 به بعد وضعیت مشخصی نداشته و در سال 2003 با ادعای یمانی بودن ، ظاهر شد . استاندار ناصریه عراق درباره وی اعلام کرد که احتمالا رژیم صهیونیستی در هدایت این گروه نقش دارد .

تشکیلات مخوف

با قرار گرفتن پرونده این مدعی دروغین و شیاد در دستور کار مسئولان مربوطه ، بررسی و تحقیق در این زمینه ادامه یافت و سرانجام این فرد شیاد که با حیله و ترفند موفق به جذب هزار مرید برای خود در شهرهای تهران ، کرج ، اصفهان ، اذربایجان وخراسان شده بود ، مریدان خود را به عنوان لشگریان امام زمان معرفی و به دریافت حق الناس ، خمس و زکات اقدام می کرد ، در یک عملیات ویژه بار دیگر دستگیر شد .

با بررسی و تحقیق در خصوص این مدعی شیاد مشخص شد وی نمنزهای مختلف را ابداع کرده و با ارائه ادعیه و اذکار طولانی و طاقت فرسا که هیچ مبنای دینی نداشت ، مریدان خود را وادار به ریاضت های غیر قابل تحمل می کرده است .

در بررسی وتحقیق مشخص شد فرد شیاد یک تشکیلات مخوف و منسجم را ایجاد کرده و چارت تشکیلاتی وی بسیار دقیق تنظیم شده است . برای نمونه مسئول امور مالی ، بانوان ، امور استانها و ... به صورت هدفمند و با دقت و تامل تهیه و دنبال می شده است .

تخیلات فردی

در گزارش های بعدی مشخص شد سرکرده فرقه با سوء استفاده از یک حدیث که در آن از جوانمردی های یک فردی با نام صالح مواردی بیان شده است عنوان می کرد من همان صالح هستم و مشخصات من که دارای شکم بزرگ ، شانه های پهن هستم دقیقا در این حدیث ، در کتاب روزگار رهایی درج شده است .

وی با توسل به به اوهام و خرافات در جلساتی که با حضور مریدان انجام می گرفت ، عنوان می کرد صاحب الزمان از شما ناراحت است و باید تنبیه شوید و برای رضایت صاحب عصر باید تزکیه نفس کرده و روزه سکوت بگیرید .

بر اساس اظهارات یکی از همسران این مدعی شیاد ، او با اوهام و خرافات ، اقدام به فریب و اغفال زنان و دختران مرید می کرده است به طوری که در تحقیقات راجع به مسائل اخلاقی وی معلوم شد مرد شیاد 6 دختر را بدون اجازه والدین آنها به عقد و ازدواج خود در آورده و علاوه بر این موضوع وی با 2 زن دیگر که دارای همسر بوده اند ، رابطه نا مشروع داشته است .

اذکار و ادوار عجیب و غریب

مدعی شیاد با ارائه دستور های عجیب و غریب و اذکار و ادوار به صورت جدی باورهای مریدان خود را مورد هدف قرار داده بود ، به طوری که وی به هر مرید گفته بود در هر مسجدی 351 مرتبه با خلوص نیت بیان کنید اللهی به حق سید ! مدعی دروغین علاوه بر این موضوع صلوات را نیز تغییر داده و از مریدان درخواست کرده بود که به جای صلوات بگویند : اللهم صل علی آقا سید !

ادعاهای مدعی شیاد

معرفی خود به عنوان سید حسنی و فردی که به طور مرتب با امام زمان در ارتباط است .

جذب خانم ها در شبکه به  جهت شیادی و موارد غیر اخلاقی .

ادعای ملاقات حضور با امام زمان ( عج ) .

ادعای ملاقات با امام زمان در عالم رویا به طوری که از ایشان شنیده اند ظهور ناگهانی است .

بدعت گذار در دین با اوراد و اذکار عجیب و غریب .

تاکید بر اینکه وی نایب امام زمان است .

خود را دارای توان طی الارض معرفی کرده است .

ادعای دریافت دستور از عالم غیب .

برتری خود از همه .

خالی را که در صورت ایجاد کرده و عنوان نموده که این خال  هاشمی است .

قرار دادن چهره خود به شمایل منتسب به امام رضا علیه السلام .

خود را محرم زنان دانسته و از آنها درخواست برداشتن حجاب می کند .

کم سواد پرمدعا!!!

سید حسین کاظمینی بروجردی ، فرزند سید محمد علی در سال 1337 در بروجرد متولد شد . در سال 50 پس از اتمام دوره متوسطه تحصیلات جدید ، وارد  حوزه های علمیه بروجرد ، تهران و قم شد و محضر درس استادانی را تجربه کرد . اما به خاطر مباحثه ای نداشت و جدیتی در درس خواندن از خود نشان نداد ، طلبه موفقی نشد . با این حال در اوایل طلبگی ملبس به لباس روحانیت شد .

از 1358 چند سالی در مسجد همت آباد واقع در میدان منیریه امام جماعت بود و از همان ابتدای فعالیتش ، دروسی را با عنوان ظهور ، برای برخی مستمعان تشکیل داد و در ضمن درس خواندن به برخی روایات نا معتبر درباره چگونگی ظهور حضرت ولی عصر (ع) استناد کرد . و با توجه به  نو  و تازه بودن روایات و ارائه تفسیری شبه عرفانی ، شنوندگانی برای سخنانش پیدا شد . و این آغازی برای ادامه و گسترش ادعاهای کاظمینی بروجردی مبنی بر ارتباط با امام زمان بود .

از دیگر اموری که باعث شد تصویری از سید حسین به عنوان روحانی متفاوت در ذهن مردم ایجاد شود ، ظاهر شدن او با هیاتی جدید در برخی از مراسم مذهبی بود ، از جمله اینکه هنگام برگزاری نماز عید فطر با شمشیر و کفن به میان مردم می آمد و بدین وسیله سعی داشت توجه نماز گزاران را به خود جلب کند .

این گونه اقدامات برای کاظمینی بروجردی تبعات قضایی در پی داشت و سال 74 دادسرای ویژه روحانیت با اخذ تعهد او را از ادامه امامت جماعت منع کرد ، اما این هشدارها نتوانست سید حسین جویای نام را از ادامه فعالیت های خود باز دارد . به همین علت از سال 1378 در مسجد نور میدان خراسان ، نائب امام جماعت شد . تا پیش از این پدرش در این مسجد امام جماعت بود و البته میان اهل محل نیز اعتباری داشت و برخی نمازگزاران نیز در مورد محمد علی کاظمینی ، گمانهایی مبنی بر ارتباط با امام زمان داشتند و خود این مسائله به سید حسین جسارت بیشتری داد تا افکار و عقایدش را با اطمینان خاطر بیشتری برای اهالی محل عنوان کند .

گسترش فعالیت  

او در دوره جدیدی از فعالیت های خود ، این بار قرآن را بهانه ای برای باوراندن مدعیاتش قرار داد و در دفتر کارش می نشست و آیاتی را از کلام الله مجید را با گلاب زعفران می نوشت و به مراجعان می داد تا مشکلاتشان برطرف شود ؛ مثلا برای شغل نانوایی ، آیه (( ن و القلم و ما یسطرون )) ، برای چشم پزشکی آیه (( عینا یشرب بها عباد الله )) و برای افراد چاه کن (( و شققنا الارض شقا )) می نوشت و برای گرفتن درجات عقب افتاده نظامیان ، قبولی در مصاحبه گزینش و .... نیز ذکر هایی می نوشت .

وی قرآن درمانی را به شکل سیار اداره می کرد و بعضی از افراد را که عمدتا خانم بودند به صورت رایگان به خدمت می گرفت تا برای او بازاریابی کنند .

در کنار این اقدامات از فعالیت های فرهنگی هم غافل نبود و سعی می کرد به مناسبتی در موضوعات مختلف مقاله بنویسد و در نظر مردم ، خود را فردی صاحب نظر جلوه دهد .

ادامه این روند باعث شد دادسرای ویزه او را احضار کند و دوباره از او تعهد بگیرد ، اما این اقدامات نیز مانع او نشد .

سال 81 پدر کاظمینی بروجردی فوت کرد . سید حسین جنازه وی را بر اخلاف احکام شرعی و قانون در ساعات اولیه صبح به دور از چشم مردم در شبستان مسجد دفن و قبر پدر را مکانی مقدس و زیارت گاه تبدیل کرد و بدین ترتیب روند جدیدی برای فعالیت ها اهداف خلاف خود به راه انداخت .  وی به طور مکرر پدر خود را مرجع مظلوم و مقتول اعلام کرد و به اولقب نفس زکیه داد و به مریدان خود این گونه القا کرد که قبر سید محمد علی کاظمینی بروجردی از علائم ظهور است ؛ بنابراین هواداران او با توجه به این که نوید نزدیک ظهور داده شده است ، باید به کنار قبر او بروند و قرآن بخوانند . البته بعد ها پس از دستگیری وی به عمل غیر قانونی و غیر شرعی خود در خصوص دفن پدرش در مسجد نور اعتراف کرد و با توجه به خلاف وصیت بودن این موضوع ، کتبا خواستار انتقال قبر وی به جای دیگر شد .

کاظمینی بروجردی گرچه از امام جماعت مسجد مذکور توسط دادسرای ویژه روحانیت منع شده بود ، ولی با راه اندازی شبکه ای از مریدان به کار خود ادامه داد و حتی پا را فراتر گذاشت و به مردمی که به او مراجعه می کردند و پرسشهای شرعی خود را از او می پرسیدند ، با نظر خودش پاسخ می داد و زیر اطلاعیه ها مهر می زد . از دیگر اقدامات او اخلال در کار مسجد ، نماز جماعت ، و دیگر مراسم بود . پس از از این که با دستورات مقامات قضائی ، قبر پدر کاظمینی تخریب و خود او از ادامه امام جماعت بازداشته شد ، به مریدان خود گفت امامت در این مسجد حق وی بوده و امام جماعت فعلی ، غاصبانه اقامه نماز جماعت می کند .

استفاده از القاب و عنوان ها برای فریب مردم بخصوص متدینان از دیگر شگرد های اوست . القابی نظیر مجیب الدعوه ، که از اسامی خداوند تبارک و تعالی بوده ، کهف المنتظرین ، آیت الله ، مرجع تقلید ، عارف بالله و ... که به صورت فراوان در اعلامیه های او دیده می شد . او علی رغم کم توفیقی در دروس حوزوی ، در جمع هواداران ، خود را از زمره مرجع تقلید معرفی می کرد و مدعی بود که به دلیل کثرت رساله های علمیه چاپ شده از سوی مراجع تقلید ، او از چاپ رساله خودداری می کند . 

او اگرچه هیچ نسبتی با مرحوم ایت الله العظمی بروجردی نداشته، اما سعی می کرد از این تشابه اسمی نهایت استفاده را ببرد .

نکته دیگری که مورد سوء استفاده وی قرار گرفت سیادت او بود ، کاظمینی بارها از اینکه نسبت بیست و هفتمش به امام زین العابدین می رسد بهره تبلیغاتی برد .

برخورد قضایی   

در نهایت با چند نوبت برخورد دادسرای ویژه روحانیت با وی و سپردن تعهد مبنی بر تعطیل کردن فعالیت های خلاف شرع و با توجه به اصرار وی بر انجام این گونه اقدامات ، از جانب دادسرای ویژه روحانیت از 8/5/85 به صورت مستقیم و غیر مستقیم به او هشدار داده شد ، اما وی به جای متنبه شدن به هواداران اعلام کرد که حکم قتل من از سوی برخی مسئولان صادر شده و کسانی به من هشدار می دهند ، آمادگی خود را برای حمله به من و هوادارانم اعلام کردند و من از این پس وضوی خون می گیرم و شما هم بروید با خانواده های خود وداع کنید و آماده شهادت باشید . همان روز حدود 70 نفر از مریدان وی به مناسبت ولادت حضرت ابالفضل مقابل منزل وی تجمع کردند و با او ملاقات کردند . در 15/6/85 افرادی ناشناس اقدام به توضیع تراکت تبلیغاتی کاظمینی در بین سرنشینان خودروهای عبوری و پارک شده در حوالی میدان خراسان کردند .

در 17/6/85 سرنشینان یک دستگاه خودروی پراید ، اعلامیه های کاظمینی را میان اهالی افسریه توضیع کردند و خواستند روز نیمه شعبان در منزل او حضور یابند . در 18/6/85 سید حسین شب نامه ای را منتشر کرد و در آن خود را پیشوای مذهبی مردم ایران نامید و به ارکان نظام حمله کرد .

کاظمینی بروجردی همچنین با ارسال نامه های متعدد به جوامع بین المللی خارج از کشور همانند اتحادیه اروپایی ، خاویر سولانا ، پاپ بندیکت شانزدهم و سازمان حقوق بشر اقدام به جو سازی علیه نظام کرد . وی در نامه ای که به پاپ با طرح ادعاهای کذب ، آورده است : << پیشوای مذهبی مستقل هستم . سالهاست که مورد فشار و اذیت های مختلف هستم ماه ها مورد شکنجه قرار گرفتم . اینک قضاوت را به وجدان بیدار می سپارم که چگونه می توان دست روی دست گذاشت و حراج دیانت و معنویت را ملاحظه کند . استمداد من و دیگر ملت ایران که خواهان  دین منهای سیاست هستند ، بی جواب مانده . این جانب صاحب بزرگترین جمعیت مستقل مذهبی در ایران هستم که مورد غضب حکومت هستم . گناه من این است که نمی خواهم دین ر با سیاست در هم بیامیزم .>>

در نهایت حکم دستگیری کاظمینی بروجردی توسط دادسراس ویژه روحانیت صادر و برای بازداشت او در 9/7/85 اقدام شد . اما وی ضمن عدم تمکین ، اقدام به فراخوانی مریدان و جو سازی علیه نظام و مسئولان و اخلال در نظم امنیت عمومی کرد و حتی خیابان نزدیک منزلش را مسدود و برای حاضران سخنرانی تحریک آمیز کرد . با چنین القایی هواداران وی برای دفاع از او جو زده شدند و در نیمه شب 12/7/85 تا وقت سحر در حالی که اسلحه سرد به دست داشتند در محل سکونت او رفت و آمد می کردند . این تجمع بدون مزاحمت نبوده و طرفداران بروجردی چند مامور بسیجی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به یک روحانی توهین کردند و به یک ماشین نیروی انتظامی نیز آسیب رساندند .

تجمع هواداران و مریدان در مقابل منزل کاظمینی واقع در خیابان اوستا در روزهای 13 و 14/7/85 به اوج خود رسید و پس از این این تجمع بیش از پیش مورد توجه ضد انقلاب قرار گرفت .

ارتباط با خارجی

پیوند کاظمینی بروجردی با عوامل رسانه ای خارج از کشور توسط شخصی با نام حسین مرسی برقرار شد . وی از لندن به ایران آمده بود و ادعا می کرد به دنبال عارف کامل است . پس از ملاقات با سید حسین خود را شیفته و مجذوب او نشان داد و از وی خواست در انگلستان اقامت کند پس از تجمعات ، حسین مرسی عنوان می کرد که می تواند زمینه معرفی او را به دنیا فراهم کند و او بود که سید حسین را به نوری زاده یک ضد انقلاب معرفی کرد و از وی خواست بیش از مواضع مذهبی به جنبه های سیاسی تکیه کند تا شورای امنیت به نفع او وارد عمل شود و علیه ایران بیانیه صادر کند .

در نهایت مقدمات دستگیری او در 15/8/85 فراهم شد و عده ای از ماموران لباس شخصی ناجا در ساعات اولیه صبح برای اجرای حکم به در منزل او مراجعه کردند ، اما کاظمینی سرسختی نشان داد و با فراخواندن هوادارانش قصد خود را برای مقابله علنی کرد . در این فراخوان بیش 500 نفر از مریدان وی در محل حاضر شدند و به عقب راندن نیرو های ناجا اقدام کردند و حتی چند نفر را نیز گروگان گرفتند و طرفداران وی به چاقو ، قمه ، مواد آتش زا و اسید مجهز بودند . و ضمن سر دادن شعارهیی علیه نظام اقدام به خرابکاری و آسیب به اموال کردند و چند موتور سیکلت را آتش زدند و عابرین را با چاقو و سلاح سرد تهدید می کردند .

از همتن ساعات اولیه نیرو های حزب اللهی بدون هماهنگی وارد عمل شدند و تا پایان درگیری و دستگیری حضور داشتند .  با گسترده شدن دامنه این اغتشاشات ، شورای تامین با افزودن نیرو های یگان ویژه ناجا در ساعت 4 بامداد ضمن پاک سازی کوچه های اطراف خانه کاظمینی حدود 403 نفر را دستگیر کردند و به اتوبوس های داخل صحنه منتقل شدند . ماموران موفق به دستگیری کاظمینی بروجردی شدند . در بازرسی و تفتیش منزل وی  2 قبضه سلاح ژ- 3 و تعداد زیادی قمه بدست آمد . از بین متهمین دستگیر شده 178 نفر زن و حدود 225 نفر مرد بودند . پس از دستگیری کاظمینی رسانه های خارجی این گونه القا کذدند که او تحت سخترین شکنجه ها است اما بعد ها با انتشار برخی اعترافات و اعترافات وی بسیار ی لز اقدامات بی اثر ماند .

اعترافات کاظمینی

فیلم ها و اعترافات منتشر شده او حقایق بسیار زیادی را در خصوص سطح دانش و آگاهی او از دروس حوزوی و ادعاهای عجیب و غریبش آشکار کرد .

در فیلم ویدئویی که از خود تهیه کرده بود بسیاری از الفاظ ادعیه ها ی معنوی را به غلط می خواند و همیشه در هنگام نماز با لفظ عربی می گفت : << ای کسی که گناهانش بخشیده می شود الا او >> که اگر این جمله با آگاهی بود شرک محسوب می شد . او در محاکمه اعتراف کرد که هدف او جز قدرت طلبی نبوده و تاکید می کند وقتی مردم جاهل به من سواری می دهند چرا سوار نشوم .

او همچنین می گفت که فریب خورده ضد انقلاب شده و برای نمایان کردن خود عکسی از  حرم امام کاظم را کنار  قبر پدر و پدربزرگم که در بروجرد مدفون هستند می گذاشتم و می خواستم تبلیغ کنم که اجدادم یا  فرزند 27 امام سجاد بودنم را توی تیتراژ بزرگ با عکس خودم چاپ می کردم و به مریدان اعلام می کردم به روستا ها و شهرستان ها ببرند و اعلام کنند که فلانی اینجا برنامه دارد و مردم هم فوج فوج می آمدند وهزینه ایاب و ذهاب این کارها از محل صدقات جمع آوری می شد و خودم هم می دادم . دوست داشتم جمعیت جلسه انقدر زیاد شود که بین میدان  انقلاب و آزادی جمع شوند و اگر شما مانع نمی شدید این کار در 13 رجب اتفاق می افتاد . او همچنین می گوید یک بار چنان جمعیت زیادی ذر استادیوم شهید کشوری بخاطر حضور من جمع شده بودند که چشمانم سیاهی می زد و آن غرور نفسانی مرا گرفت و با خودم گفتم بالاخره آدم شدیم !!!

وی می گوید در برنامه ها حدود 03 دقیقه دعا می خواندیم و چون صدای خوبی داشتم و شعر هم می سرودم و با روانشناسی روی مخشان کار می کردم  .  وی در پایان ابراز ندامت مجدد ابراز کرد : کار تخصصی در حد من نبود نمی بایست می کردم . حالت جنون پیدا کرده بودم . که فکر می کنم الان از نظر ایمان ، علم و عقل از هرسه نهی هستم . من حتی روخوانی قرآن و مفاتیح الجنان را خوب بلد نیستم . از اشتباهات خودم از پروردگار طلب بخشش می کنم . من به زشتی اعمال خودم اعتراف می کنم به نادرستی مصاحبه و  برقراری ارتباط با سران خارجی ، اغفال کردن صدها نفر و خانواده ام را قبول دارم و توبه می کنم و از حضات صاحب الامر و رهبر نظام مقدس اسلامی استدعای بخشش برای خودم و خانواده ام و این گرفتاران و بندگان ضعیف النفس که در برابر القائات نفسانی ناتوانیم ، را دارم و این که بشری جائز الخطا هستم ، مستدعی عطوفت و گذشت هستم .

پروفسور پیتزا فروش و ادعای امام زمانی!!!!!!!!!

 

کسانی که در میانسالی یا کهنسالی قرار دارند با مرور در ذهن خود به نام فردی برمیخورند که شاید با شنیدن نام وی لبخندی از سر تمسخر بر چهره آنها نمایان می شود.

ابراهیم میرزایی ، فردی که پس از شروع انقلاب اسلامی ابتدا خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرد و پس از مدتها نیز علی رغم ادعاهای مختلفی که داشته ، سرانجام روزی ادعای پیامبری و امام زمان بودن کرد و بر اساس آخرین خبرها پس از فرار مفتضحانه از کشور اکنون در یک کشور اروپایی پیتزا فروشی می کند .

او فردی است که با راه اندازی سازمان موسم به علم ، حق و عدالت ، سعی در ایجاد انحراف و تبلیغات گسترده علیه نظام اسلامی و رسالت این انقلاب در داخل و خارج کشور را دارد .

                                                       ***

ابرهیم میرزایی فرزند محمد در سال 1318 در گرگان متولد شد . پدر وی کشاورز و مادرش خانه دار بود . وی پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری و سپس به استخدام گارد جاویدان شاه درآمد او از همان ابتدا که وارد ارتش شد ، آموزش کاراته را از فردی که در امریکا این فنون رزمی را فرا گرفته بود ، آغاز کرد .او در سال 1350 با موافقت ستاد نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی به چین رفت و پس از طی آموزش های رزمی و به دست آوردن نشان سنتی (( هفت پیکر )) و دکترای افتخاری در مهارت های رزمی رشته کونگ فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به تایلند و امریکا با ارائه  فیزیولوژی انرژی انسان موفق به کسب پروفسوری می شود . هنوز هیچ مدرکی دال بر تایید این عنوان به دست آمده است و این اعتقاد وجود دارد که شاگردان وی برای بزرگنمایی به وی این لقب ( پروفسوری ) را داده باشند .

وی در سال 1357 با وجود دارا بودن 2 فرزند با همسرش متارکه کرد و به تنهایی زندگی می کرد . با پیروزی انقلاب اسلامی و تصرف و تخلیه سلاح و مهمات پادگان باغ شاه توسط مردم ، میرزایی با برخی از مریدانش در این محل مستقر و فعالیت خود را آغاز کرد .

ادعای پیامبری

با گسترش فعالیت های میرزایی علیه جمهوری اسلامی سرانجام وی در سال 1363 دستگیر و پس از محاکمه به شش ماه حبس محکوم شد و پس از آزادی به گرگان مراجعه و به مدت 2 سالهیچ خبری از او نبود و مشخص شد وی در مدت 2 سال به شغل چوپانی مشغول بوده است . وقتی از او عات چوپانی را سوال کردند وی در پاسخ عنوان کرد : یکی از مشاغل انبیا چوپانی است و آنگاه حضرت موسی را مثال زد .

ادعای امام زمانی

پس از سپری شدن 2 سال ابراهیم میرزایی در سال 65 به ملارد کرج عزیمت کرد و با تکمیل ساختمان نیمه کاره خود ، آنجا را به فیزیولوژی انسانی تبدیل و مبادرت به درمان بیماران ناعلاج نموده و پس از مدتی با ادعای امام زمانی (مهدویت) عنوان کرد که قیامت نزدیک است .

در سال 63 تا 65 یکی از عناصر گروه وی که فردی به نام حسن – الف است پس از ادعای امام زمانی و مهدویت با ادعای برپایی قیامت فردی به نام ه . ث را به عنوان شیطان معرفی می کند چون شیطان تا قیامت از خدا مهلت خواسته بود با فرا رسیدن قیامت ، مهلت وی هم تمام شده است .

فرمان سفیران

یکی دیگر از فعالیت های او در این سال فرمان سفیران نام داشت که به همین منظور سفیرانی را معین و آنها را به کشورهای مختلف از طریق سفارتخانه های آنها اعزام و برای هر کدام حکمی را نیز تهیه می کند .

میرزایی اعمال خود را وعده های می دانست که می بایست در زمان معین به انجام برسد و ارسال و اعزام سفیران هم اولین وعده بود . هواداران وی در سال 1366 مبادرت به تهیه فیلم ویدیویی به نام ((یم می)) می کنند که ان فیلم زندگی نامه ابراهیم میرزایی تا سال 66 است و فیلم مذکور با جمله (( بسم الله الرحمن الرحیم )) به پایان می رسد .در همین سال پس از ضربه ای که از سوی نیروهای امنیتی به گروه میرزایی وارد شد وی به همراه جمعی از هواداران از مرز ایران وارد ترکیه شد و پس از دستگیری توسط پلیس این کشور به مدت 40 روز زندانی و پس از آزادی از زندان ترکیه وی به کشور آلمان فراری و اکنون نیز در این کشور به سر می برد پس از اقامت وی در آلمان هیچ کس او را ندیده و ارتباط غیر مستقیم خود را از طریق فردی به نام (چ) با داخل کشور و هوادارانش حفظ می کند .

ساخت کشتی بزرگ

ابراهیم میرزایی اندیشه های عجیب و غریبی در مقلیسه با دیگر مدعیان دارد برای نمونه در سال 1371 به یکی از مریدان خود در ایران دستور ساخت کشتی بزرگ را در مدت 2 ماه می دهد تا مریدان و هوادارانش را سوار بر آن کرده و در دریا سیر دهد . یکی از مهمترین ادعاهای میرزایی ، ادعای امام زمانی است که این ادعا به ادعای سلطان اسلامی و صاحب الامری و در نهایت الوهیت منجر می شود او اوالهیت را به خود منتسب می کند زیرا در این زمان خود را صاحب حکم کلام دانسته و می گوید تمام فرامین خلقت در همین کلام است .

تحقیقات نشان می دهد او به دلیلی جثه کوچکی که داشته ، احساس حقارت می کرده است و 2 نفر از اراذل اوباش ولات های قدیم تهران حامیان او بودند . این 2 نفر در فیلم های فارسی معمولا نقش کتک خور را داشتند .

آشنایی فردی به نام کابوک سبب ایجاد افکار مالیخولیایی در او شد . کابوک اولین بنیانگذار علم هیپنوتیزم در ایران بود که پس از انقلاب به دلیل فساد اخلاقی مدتی تحت تعقیب قرار داشت .

فعالیت های گروه

موج فعالیت گروه میرزایی در سال 71 و 72 در زنجان و در قالب 4 باشگاه آغاز شد که بر اساس دستور العملهای مرکز و با هماهنگی دادگاه انقلاب زنجان از فعالیت این باشگاه ها جلوگیری شد . این گروه تا سال 1374 در سکوت نسبی به سر می برد و به جز چند اقدام حاشیه ای فعالیت چندانی نداشت . از دیگر فعالیت ها و اقدامات انجام گرفته توسط گروه میرزایی می توان به انتشار و تکثیر و پخش اعلامیه های کفر آمیز و انحراف عقاید و باور های مریدان اشاره کرد . این گروه پس از دوم  خرداد 1376 با شیوه های تبلیغاتی خاص مبادرت به جذب نیرو می کند . و در سال 78 احکام و دستورالعمل های جدیدی برای هواداران ارسال و طی آن مقرر گردید تا فعالیت های گروه به صورت مخفی انجام گیرد ، شعار نویسی در شب و اعلام جرم در محاکم بین المللی علیه کارگزاران نظام از جمله دستورالعمل هایی بود که مریدان ملزم به اجرای آن بودند .

در این سال اعضای این گروه به تبعیت از سردمداران آن اعلام آخرالزمانی نموده و مریدان وی در هر فرصتی برای برای القای این موضوع در میان مردم تلاش می کردند به طوری که در ماه های پایانی سال 1380 فعالیت های این گروه در یکی از این شهر ها نشر می شود و 4 هزار نسخه نشریه بدون مجوز توقیف و تعدادی از هواداران دستگیر شدند .

اهداف گروه

بابررسی و تحقیق عمیق پیرامون فعالیت گروه طرفدار میرزایی آنچه را می توان از مواضع دیدگاههای آنان بدست آورد این است که هدف آرمانی این گروه براندازی نظام جمهوری اسلامی است که به عنوان یک استراتژی با ادعای قیامت ، پیامبری و صاحب الزمان بودن باور های مردم را به صورت جدی مورد تهدید قرار دهند .

تحقیقات حاکی از آن است بخش قابل توجهی از امکانات و منابع که در راستای فعالیت های تشکیلاتی مورد استفاده قرار می گیرد در یکی از شهرها تمرکز پیدا کرده است . راه اندازی کتابخانه و معبد از دیگر فعالیت های مربوط به این گروه است که هزینه فعالیت ها از سوی هواداران پرداخت می شود .

کی با آقام دشمنه؟

امير المؤمنين عليه السلام مي فرمايد:

در كوه صفا پيامبر را ديدم كه به شخصي كه بصورت فيل بود رو كرده و او را لعن مي كند.

گفتم : اين كيست كه رسول خدا او را لعن مي كند؟

فرمود:اين شيطان رجيم است.

گفتم: اي دشمن خدا به خدا قسم تو را خواهم كشت وامت را از دست تو نجات خواهم داد.

شيطان گفت: اين جزاي من بدست تو نيست.

گفتم: جزاي تو از من چيست اي دشمن خدا؟

گفت: تورا دشمن نخواهد داشت مگر كسي كه با پدرش در رحم مادر او شريك خواهم شد.

                                                                   (كفاية الطالب،الباب الثالث،ص21)