رابطه بهائیّت با بیگانگان (6)

در کتاب تاریخ نبیل زرندی  صفحه 667 می خوانیم :

" قنسول روس از دور و نزدیک مراقب احوال بود و از گرفتاری بهاء الله خبر داشت پیغامی شدید به صدر اعظم فرستاد و از او خواست که با حضور نماینده قنسول روس و حکومت ایران تحقیقات کامل درباره حضرت بهاءالله به عمل آید و شرح اقدامات و سوال و جواب ها بوسیله نمایندگان او به عمل می آید در ورقه نگاشته شود " .

بالاخره با کش و قوسهای فروان دولت ایران تصمیم می گیرد که بهاءالله را به کشور عراق تعبید کند و در این سیر و سفرها دوباره همراهی کشورهای بیگانه را با حسینعلی بهاء می بینیم .

در کتاب اشراقات صفحات 103 و 104 شرح تبعید بهاءالله را به عراق عنوان می کند :

" این مظلوم از ارض ط به امر حضرت سلطان به عراق عرب توجه نمود و سفارت ایران و روس هر دو متلزم رکاب بودند " .

در کتاب قرن بدیع جلد دوم صفحه 86 و 87 آمده است :

" آن وجود مبارک عمل سفیر را تقدیر و بیاناتی بدین مضمون می فرماید جل جلاله ;

یکی از سفرای تو آن زمانی که من در تهران در غول و زنجیر بودم مرا یاری کرد خدا برای تو مقامی نوشته که اصلاً علم هیچ کس به او احاطه پیدا نمی کند " .

البته شایان ذکر است مقامی که بهاء الله برای امپراطور روسیه نیکولاویچ الکساندر دوم نوشته است این بود که در سال 1917 دولت تزاری به کلی از بین رفت .

رابطه بهاییّت با بیگانگان (5)

زمانی که ناصرالدین میرزا ولیعهد بود نقشه ترور او را طرح ریزی می کنند اما ترور او نافرجام می ماند بعد از تحقیقات ناصرالدین میرزا متوجه می شود که این کار ، کار بهائیان به فرماندهی و طرح ریزی بهاء الله بوده .

در کتاب قرن بدیع صفحه  آمده33 :

" هنگامی که قضیه سوء قصد اتفاق افتاد حضرت بهاءالله در لواسان تشریف داشند و میهمان صدر اعظم بودند ، روز بعد با نهایت متانت و خونسردی به جانب نیاوران مقر اردوی سلطنتی ره سپار شدند در زرگنده میرزا مجید شوهر همشیره مبارک که در خدمت سفیر روس پرنس داگورکی سمت منشی گری داشت آن حضرت را ملاقات و ایشان را به منزل خویش که متصل به خانه سفیر بود رهبری و دعوت نمود . آدمهای حاج علی خان حاجب الدوله چون از ورود آن حضرت با خبر شدند موضوع را به مشار الیه اطلاع دادند و او مراتب را شخصاً به عرض شاه رسانید ، شاه از استماع این خبر غرق دریای تعجب و حیرت شد و معتمدین مخصوص به سفارت فرستاد تا آن وجود مقدس را که به دخالت در این حادثه متهم داشته بودند تحویل گرفته نزد شاه بیاورند ، سفیر روس از تسلیم حضرت بهاءالله امتناع ورزید ، و از هیکل مبارک تقاضا نمود به خانه صدر اعظم تشریف ببرند . ضمناً از مشارالیه به طور رسمی سفیر روس از صدر اعظم ایران خواستار گردید امانتی را که دولت روس به وی می سپارد در حفظ و حراست او بکوشند " .

رابطه بهائیِّت با بیگانگان (4)

 کتاب قرن بدیع نوشته شوقی افندی ( نوه دختری عباس افندی ) صفحه 114 جلد اول آورده :

" در همین احیان بود که معتمد الدوله از محضر مبارک در خواست نمود جمیع ثروت و مکنت خود را که در آن ایام چهل میلیون فرانک تقدیم شده بود تقدیم حضور نماید تا در نصرت و پیشرفت صرف نظر شود " .

معتمدالدوله به علی محمد گفته بود که حاضر است 40 میلیون فرانک که در آن موقع مبلغ بسیار بسیار هنگفتی بود به علی محمد بدهد تا مثلاً از تبلیغ صرف نظر شود !!

* باید بپرسیم این رقم وحشت ناک اولاً از کجا تهیه شد و چرا معتمدالدوله باید این پیشنهاد را به او بدهد !

کتاب کواکب الدریه از عبدالحسین آیتی که بعدها با عنایت خداوند مسلمان شد و کتابی هم بعد از مسلمان شدن بر رد این حزب سیاسی بنام " کشف الحیل " نوشت ، کتاب کواکب الدریه یادگار زمانی است که بهائی بوده در 3 مجلد به رشته تحریر در آورده . او مطلبی را عنوان می کند که بسار تأمل بر انگیز است ، او می گوید  :

" زمانی که باب را در زندان چهریق در ماکو اعدام کردند عده ای از این عمل متأثر و اندوه ناک بودند ، جمعی از این محزون شدند و زمانی که جنازه باب روی زمین نزدیک خندق افتاده بود قنسول روس کنار خندق رفته نقشی از هیکل باب برداشته به دربار روسیه فرستاد قنسول روس اظهار افسوس نموده رقت آورده و گریه کرده " .

رابطه بهائیّت با بیگانگان (3)

 کتاب قرن بدیع نوشته شوقی افندی ( نوه دختری عباس افندی ) صفحه 114 جلد اول آورده :

" در همین احیان بود که معتمد الدوله از محضر مبارک در خواست نمود جمیع ثروت و مکنت خود را که در آن ایام چهل میلیون فرانک تقویم شده بود تقدیم حضور نماید تا در نصرت و پیشرفت صرف نظر شود " .

معتمدالدوله به علی محمد گفته بود که حاضر است 40 میلیون فرانک که در آن موقع مبلغ بسیار بسیار هنگفتی بود به علی محمد بدهد تا مثلاً از تبلیغ صرف نظر شود !!

* باید بپرسیم این رقم وحشت ناک اولاً از کجا تهیه شد و چرا معتمدالدوله باید این پیشنهاد را به او بدهد !

کتاب کواکب الدریه از عبدالحسین آیتی که بعدها با عنایت خداوند مسلمان شد و کتابی هم بعد از مسلمان شدن بر رد این حزب سیاسی بنام " کشف الحیل " نوشت ، کتاب کواکب الدریه یادگار زمانی است که بهائی بوده در 3 مجلد به رشته تحریر در آورده . او مطلبی را عنوان می کند که بسار تأمل بر انگیز است ، او می گوید  :

" زمانی که باب را در زندان چهریق در ماکو اعدام کردند عده ای از این عمل متأثر و اندوه ناک بودند ، جمعی از این محزون شدند و زمانی که جنازه باب روی زمین نزدیک خندق افتاده بود قنسول روس کنار خندق رفته نقشی از هیکل باب برداشته به دربار روسیه فرستاد قنسول روس اظهار افسوس نموده رقت آورده و گریه کرده " .

رابطه بهائیّت با بیگانگان (2)

در ادامه صفحه 193 همین کتاب یعنی کتاب تاریخ نبیل مطالبی را می خوانیم که بعد از ملاقات باب با منوچهرخان معتمدالدوله صورت گرفت .

" منوچهرخان در میان جمع از علی محمد باب در خواست می کند در مورد نبوت خاصه درباره پیامبر اکرم مطالبی را بنویسد ، حضرت باب قلم را برداشتند و در فاصله 2 ساعت 50 صفحه نگاشتند و حقانیت اسلام مبرهن داشتند " .

" معتمدالدوله چنان استماع آن آیات در وجودش تأثیر نمود و به حدی مسرور و مشعوف شد که در آن محضر با صدای بلند گفت : من تا کنون دیانت اسلام را قبلاً معتقد نبودم و اقرار و اعتراف جازم به صحت اسلام نداشتم بیانات این جوان مرا قلباً به تصدیق اسلام وادار کرده"  .

* لازم است که کمی دقیقتر شویم و دقت کنیم که قبل از اینکه علی محمد درباره نبوت پیامبر اسلام مطلبی بنویسد معتمدالدوله عنوان کرد تا قبل از آن قلباً به دیانت اسلام معتقد نبودم !!

اعتقاد به دیانت اسلام چند مرحله وجود دارد که هر جوینده ای طبعاً این مراحل را انجام می دهد که یکی از مراحل به طور مثال بطلان آئین فعلی حضرت مسیح است ، دوم اثبات حقانیت اسلام ، سوم حقانیت پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیه السلام و امام دوازدهم  ودر آخر نایبش که مثلاً علی محمد شیرازی باشد . باید این سوال را طرح کرد که اگر معتمدالدوله قبلاً به آئین اسلام معتقد نبود پس چرا از علی محمد باب دعوت به عمل آورد ؟

باید بگوییم که اصالتاً منوچهرخان گرجی  ( روسی )  بوده و این مطلب را می توان در کتاب قرن بدیع جلد اول و کتاب تاریخ نبیل ملاحظه کرد .