وهابیت از کجا آمد ؟
وهابیون علت حضور خود را در اسلام ، مبارزه با خرافات و بدعت معرفی می کنند ، عمدتا خود را جدا و مستقل از مذاهب تشیع و تسنن می دانند و برای اثبات حضور خود فقط به قرآن استدلال می کنند ، کتب و احادیث را به سوی دیگر می نهند و فقط به معنی ظاهری آیات قرآن متمسک می شوند .
فردی که این فرقه ناپاک را بنا نهاد شخصی بود بنام شیخ محمد بن عبدالوهاب از اهالی نجد عربستان سعودی در شهری بنام عُیینه در سال 1115 هجری قمری متولد شد و در سال 1206 هم درگذشت ، داستان وهابیت از او آغاز نمی شود و می توان رد سخنان این شیخ خود رای را در کتب گذشتگان یافت و حتی ریشه این بیانات را حدود قرن چهارم هجری از فردی حنبلی مذهب می توان یافت و نوعا اینانی که مدعی خرافه زدایی هستند حنبلی هستند و در واقع از میان حنابله ( پیروان محمد ابن حنبل ) شکوفا شد .
شخصی بنام ابو محمد بر بهاری متعلق به قرن چهارم ، نخستین کسی بود که در جهان اسلام زیارت قبور را حرام کرد و مدعی بود که قبور نباید زیارت شوند . بعد از او عبدالله ابن عُکبری که بنام ابن بطّه معروف است و موت او به 378 هجری قمری بود هم زیارت قبر پیامبر اسلام را حرام دانست و هم شفاعتشان را رد کرد ، لذا زیر بنای این نطفه حرام از زمان های قدیمی تر بوده و از همه مهمتر شخصی بنام ابن تیمیّه بود که در حدود قرن هفتم زندگانی می کرده در واقع می توان ابن تیمیّه را معمار این بنا دانست و محمد ابن عبدالوهاب پایان دهنده این بنا عمده عقاید خود را از این فرد اخذ می کرده ، ابن تیمیّه شاگردی داشته بنام ابن قیّم جوزی که کتابی به نام روح را تالیف کرده که در این کتاب شدیدا ابن تیمیّه و عقایدش را تحسین می کند .
ابن تیمیّه در سال 661 در حرّان در حدود عراق متولد شد ، در سن 20 سالگی پدر عالمش از دنیا می رود و او بجای پدرش به منبر می رود و سخنانی را ایراد می کرده که به مزاق مردم خوش نمی آمده و از جمله مسائلی که شدیدا به آن حمله ور می شده بحث توسل بوده که بعد ها جزوه ای را با نام " حکم التوسل بالولیا و الصالحین " به چاپ رساند و در همین کتاب با اشاره به این آیه قرآن که خداوند فرموده : ادعُنی اَستَجِب لَکُم ( بخوانید تا اجابت کنم شما را ) بیان کرد که وقتی خداوند حاضر و ناظر است معنایی ندارد به پیامبران و اوصیاء او متوسل شد چون آنه از دنیا رفته اند و قادر به پاسخ گویی نیستند . او عمده عقایدی را که به زبان جاری می ساخت با اعتقادات مردم سنخیتی نداشت لذا از میان مردم مخالفینی را هم پیدا کرد و چندین بارهم روانه زندان شد و به شهرهای مختلفی از جمله سوریه ، عراق و مصر و در آخرین بار هم در زندان از دنیا رفت . کتاب منحاج السنه ابن تیمیّه که در مقابل کتاب منحاج الاستقامه عالم بزرگوار شیخ حر عاملی نوشت و علیه این کتاب پاسخ هایی را ایراد کرد که اغلب عقایدش را در این کتاب وارد کرد .
اولین مسائله ای که در این کتاب مطرح شده " توحید عبادی " است و عنوان می کند درخواست و تمسک غیر از خدا شرک است و همچنین در مورد زیارت قبز پیامبر اکرم گفته است که اگر هدف زوار ، مسجد النبی نباشد زیارت قبر پیغمبر لغو و شرک است .
یکی از مشکلات حنبلی ها این است که به ظاهر آیت قرآن خیلی متمسکند و ظاهر را سند می دانند در صورتی که اگر از مفسران و معلمان قرآنی استفاده نشود ممکن است فرد حتی از اسلام هم منحرف شود ، به طور مثال آیاتی را از جبر خداوند سخن رفته است مانند آیه 25 سوره آل عمران .
یکی از بزرگترین تهمت هایی را که همواره وهابیون به شیعیان وارد می کنند این است که می گویند اینان معتقدند که قرآن قابل فهم نیست و شیعه برای فهم آیات قرآن سراغ دیگران می روند ( منظور از دیگران ، ائمه و مفسران هستند ) . در حالی که حتی یک نفر از شیعه نمی گوید که قرآن قابل فهم نیست ، تنها معتقد است که برای فهم آیات مشکل قرآن کریم سراغ عالم و معلم قرآنی می رود و همچنین شیعه بر این باور است که سراغ کسانی می رویم که همانند پیامبر باشد و آنها کسانی نیستند جز ائمه پاک و مطهر .
کتاب کشف الشبهات محمد بن عبدالوهاب که حدود 30 صفحه می باشد عمده ترین مسائله ای که روی ان توقف کرده ، مسئله توسل است که هرگز نباید به غیر از خدا متوسل شد و سراغ هیچ بنده او رفت . محم که پدرش در آن زمان ها وکیل بود و از تفاسیر علمی قرآن هم آگاه بود از دشمنان شماره یک او شد و او را از شهر اخراج کرد و به شهری در الدرعیه تبعید کرد . در آنجا با فردی بنام محمد السعود که فرماندار آنجا بود متوسل شد و ارتباطاتی نهانی را با وی آغاز کرد و وعده داد که اگر او را در ترویج عقایدش همراهی کند ، همه عربستان را فتح و او را حاکم کند و دقیقا همین کار را هم انجام داد و اولین اقدام آنه تخریب قبور ائمه و بارگاه ها بود و از عجیب ترین حمله آن ها یورش به عراق و کربلای امام حسین بود که در یک روز بیست هزار نفر را کشتند و هم زیور آلات حرم را به غارت بردند .
در رد این ادعای وهابیون که معتقدند متوفی قادر به پاسخ گویی زندگان نیستند در آیه 10 سوره سجده خداوند عنوان می کند که هر انسانی بعد از مرگ زنده است و مرگ یعنی جدا کردن علاقه روح از بدن و زنده بودن انسان نزد پروردگار .