آشنایی با شیطان پرستی

سالهای پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی، اجتماعی و جنبه های متعدد روابط انسانی توصیف کرد.پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی، چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها،رویکردهای متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خداست که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فکری را فراهم آورد.

قرنها بعد یعنی در سالهای آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسدالاخلاق با اتکا به گرایشها و نظریات توراتی و پروتستانی به طور مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژیگی هایی همچون گناه گرایی، قتل، تجاوزات جنسی،نابود کردن اصول اخلاقی، بی توجهی به مسائل توحیدی و... پایه گذاری کردند.

اگرچه فطرت خدا جوی انسانی عاملی بازدارنده درتمایل یافتن تعداد زیادی از افراد به این جریان شده ولی استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع،انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن، تهی شدن انسان غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض، موجبات گرایشات افراد اندکیرا به این گروه ها فراهم آورد.

نکته حائز اهمیت ان است که با وجود عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه های شیطان پرستی، آموزه ها تعالیم گمراه کننده ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که از سوی قدرت های بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته، منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره کانون های فساد و فحشا شناخته می شوند.

سال 1960 را می توان به طور جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در امریکا دانست، یعنی زمانی که یک جریان خاص شیطان پرستی مسیحی به طور رسمی در کشور امریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده است.نکته قابل توجه، نقش جدی یک مامور شناخته شده سازمان مرکزی جاسوسی امریکا در شکا گیری جریان یاد شده است.

شیطان پرستی دینی

اینکه اساسا آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند، محل سوال جدی است، اما با توجه به اینکه در بیشتر کشورها چنین دسته بندی ارائه شده است، از عنوان((شیطان پرستی دینی))عینا استفاده می شود.

مبنای بنیادین این نوع گرایش به شیطانیسم، پرستش یک نیروی ماوراءالطبیعه اساطیری یا چند خدایی است و بیشتر پیروان آن به((خدایان))روم باستان،الهه های شرقی و...گرایش دارند.اما رکن اصلی این نوع شیطان پرستی نیز مانند دیگر انواع آن،تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است.

شیطان پرستی فلسفی

این نوع گرایش عبارت است از این که محور و مرکز عالم، انسان است.این شاخه از شیطان پرستی به پایه گذار این فرقه به نام آنتوان لاوی نسبت داده می شود.

این نوع شیطان گرایی نیز مانند 2 نوع دیگر یعنی گوتیک از مبنای اعتقاد یهودیت نشات گرفته است.نام کامل بنیانگذار این فرقه آنتوان شزاندر لاوی است.وی در 11 آوریل 1930 میلادی در شکاگوی امریکا متولد شد وتا زمان مرگش در انجا ساکن بود.وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار داشت ودر 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل، به عنوان دلقک به سیرک پیوست. لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس امریکا به عنوان عکاس مشغول به کار شد که تاثیر زیادی از کارش گرفت.

آنتوان در سال 1950 با کارل لنسینگ ازدواج کرد اما بنا به دلایلی از جمله التزام نداشتن به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شفتگی به زن دیگری به نام داین هگارتی از همسر اولش جدا شد و از سال1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز کرد.لاوی صاحب فرزندی نامشروع از هگارتی شد که هرگز با وی ازدواج نکرده بود.

وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشت و طبق اطلاعات موجود در همین سال ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عباصر سازمان CAI همچون مایکل آکینو برقرار کرد.این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی امریکا در 30 آوریل 1966 در حالی که برای جمعی از اعضای حلقه های سری دایره اسرار آمیز با سری تراشیده سخن می گفت،مدعی بنیانگذاری کلیسای شیطان شد.

لاوی کتابی را با عنوان((انجیل شیطان)) و کتاب دیگری با نام((آیین پرستش شیطانی))به چاپ رساند.روز مرگ لاوی با نام هالووین در امریکا شناخته می شود.

شیطان پرستی گوتیک

این نوع شیطان گرایی نیز مانند 2 نوعی که در قبل اشاره شد، نوعی از شر پرستی با اشاره به تاریکی است و از کثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید.در موسیقی متالیکا نیز سبکی به این نام وجود دارد.

کثیف ترین اعمال مانند خوردن نوزادان، تجاوزات جنسی و... به این گروه نسبت داده می شود؛(گرچه برای تمام گروه های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می آید!)میل ودرخواست به((برگشت به تاریکی))در این شاخه بارز است.هماننداعضای گروه((آکنکار))که با لباسهای تیره به غارها و تاریکی ها برای فریاد کشیدن پناه می برند.

صیهیونیسم و شیطانیسم

در اینجا رابطه میان صهیونیسم و یهودیت و ارتباط آن با شکل گیری و دوام شیطانیسم را بررسی کنیم.بسیاری معتقدند، متون دینی یهود، مهمترین عامل ایجاد این نحله فاسد فلسفی بوده است.

1.متون

از منظر متون یهودی و نقش آنها در شکل گیری شیطان پرستی، چند نکته زیر قابا توجه است:

_ بر اساس آموزه های یهودی و عبرانی، شیطان نه یک موجود بد، بلکه فرشته ای برای آزمایش انسانها است.

_ در مکاشفات نیز به عدد 666- عدد مقدس شیطان پرستان- اشاره هایی شده است و آن عدد وحش توصیف شده است که باید شمرده شود.

_ خواه ناخواه،متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد می شوند و نگاه خاص یهودیت به شیطان، تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است.

تصوف یهودی (کابالا)

کابالا یا قابالا یا همان تصوف یهودی، آیینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد.طبق نظر کارشناسان ملل و نحل، این فرقه تحت تاثیر عذفان و تصوف اسلامی و بر اثر همنشینی با مسلمانان آندلس با برخی یهودیان تشکیل شده است.

کابالا بخش رمز آلود و بسیار سری دین یهود در 500 سال اخیر به شمار می آید و عمده تحولات جهان از سوی کابالیست ها دنبال می شود.

کریستف کلمب و همکارانش همگی کابالیست بودند و از فنون جادوگری کابالایی و منجمان آن برای پیدا کردن قاره امریکا بهره بردند.کابالا عمیقا بر برخی باورهای خرافی همچون جادوگری استوار است و رسما آن را مقدس می دانند و این عمده ترین نقطه اشتراک شیطان پرستی در گذشته و حال است.

هم اکنون اصطلاح کابالا، وصف کننده تمرین آیین و دانش محرمانه یهود است.مهمترین منابع و کتاب های کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آیین کابالا درآمدند، شامل مجموعه کتاب های عبری((بهیر))به معنای کتاب روشنایی- و ((هیچالوت))- به معنای کاخ ها- می شوند که به قرن اول میلادی باز می گردند و نهایتا در قرن 13 میلادی کتاب((زوهار))نوشته شد که تفکر و شکل کنونی آیین کابالا را تشکیل داد.

نویسنده کتاب های زرسالان یهودی و پارسی درباره فرقه کابالا می نویسد:کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می شود و تلفظ اروپایی((کباله))عبری است به معنی قدیمی و کهن.

این واژه به شکل((قباله)برای ما آشناست.پیروان آیین کابالا یا کابالیست ها این مکتب را((دانش سری و پنهان))خاخام های یهودی می خوانند و برای ان پیشینه ای کهن قائلند.برای نمونه، مادام بلاواتسکی، رهبر فرقه تئوسوفی مدعی است که کابالا(قباله)در اصل کتابی است رمزگونه که از سوی خداوند به پیامبران،آدم،نوح،ابراهیم و موسی نازل شد و حاوی دانش پیام قوم بنی اسرائیل بود.به ادعای بلاواتسکی نه تنها پیامبران، بلکه همه شخصیت های مهم فرهنگی و سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون، ارسطو، اسکندر و... دانش خود را از این کتاب گرفته اند.مادام بلاواتسکی برخی از متفکران غربی چون بیکن و نیوتون را پیروان آیین کابالا می داند.

نویسنده کتب زرسالاران یهودی و پارسی در رداین ادعا می گوید؛((این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه تصوف یهودی به عنوان یک مکتب مستقل فکری پیشینه جدی نمی تواند یافت))و در ادامه می افزاید دیرینه مکتب کابالا را به اوایل سده سیزدهم میلادی محدود کرده و ماقبل آن را گرته برداری یهودیان از مکتب فیلو اسکندرانی در فرهنگ هلنی و و فلسفه یونانی و کپی برداری از آموزه های عرفانی مکتب اسلام می داند.

وی در قسمت دوم مقاله خود می نویسد؛

((سرآغاز طریقت کابالا به اوایل سده سیزدهم میلادی و به اسحاق کور (1160,1235 میلادی) می رسد.او در بندر ناربون - جنوب فرانسه- می زیستو برخی نظریات عرفانی بیان می کرد.))

وی در جایی از قسمت اول مقاله خود در گذشته کابالا می نویسد؛

((مشارکت یهودیان در نحله های فکری رازآمیز و عرفانی به فیلواسکندرانی در اوایل سده اول میلادی می رسد.))

سپس می افزاید؛ ((در دوران اسلامی نیز چنین است، نحله های فکری گسترده رازآمیز که در فضای فرهنگ اسلامی پدید آمد، بر یهودیان نیز ثاثیرگذاشت و برخی متفکران یهودی آشنا به مباحث عرفانی پدید آمدکه مهمترین آنان ابویوسف یعقوب اسحاق القرقسانی- سده چهارم هجری/ دهم میلادی- است.))نوینده فوق درباره تاثیرات فرهنگ اسلامی بر تصوف یهودی می نویسد؛

((بسیاری از مفاهیم کابالا شکل عبری مفاهیم رایج در فلسفه و عرفان اسلامی است.در واقع اندیشه پردازان مکتب کابالا در فضای فرهنگ اسلامی و اشنایی به زبان عربی به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامی دست زدند وبه تاویل های خودبه آن روح و صبعه یهودی دادند.این کاری است که یهودیان در شاخه های متنوع علوم و دانش انجام دادند.برای نمونه باید به مفاهیم هوخمه(حکمت)، کدش(قدس)، نفش(نفس)، نفش مدبرت(نفس مدبره)، نفش سیخلت(نفس عاقله)، نفش حی(نفس حیات بخش)، روح و... در کابالا اشاره کرد.

مکتب کابالا نیز به دو بخش حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می شود.در تصوف کابالا بحث های مفصلی درباره خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامی است بویژه در تاکید فراوان آن بر مفهوم نور و مراحل تجلی آن.))

این استاد تاریخ در انتهای بحث خود می افزاید؛

((آنچه از زاویه تحلیل سیاسی حائز اهمیت است،((شیطان شناسی)) و ((پیام مسیحایی)) این مکتب است و دقیقا این مفاهیم است که کابالا را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی، معبا دار می کند.))

مناسک جنسی در فرفه کابالا

مساله دیگر در فرقه کابالا، مناسک جنسی این فرقه است که از نیمه سده هیجدهم و برآموزه های فردی به بام یعقوب بن یهودا لیب ظهور کرد که با نام یاکوب فرانک شهرت دارد.

یاکوب فرانک شاخه((فرانکیست))فرقه کابالا را بر بنیاد میراث شاخه های متعلق به((شبتای زوی)) و ((ناتان غزه ای)) بنا نهاد.وی که به یک خانواده ثروتمند تاجر و پیمانکار یهودی ساکن اکراین تعلق داشت و همسرش نیز از یک خانواده ثروتمند بود ودر جوانب به طریقت کابالا جذب شد.فرانک کتاب ظُهَر کتابی که موسی بن شم تالئونی در سالهای 1280 ، 1286 میلادی نوشت و با تدویناین کتاب، تصوف آمیز کابالا ب صورت یک نظام فکری و عملی سازمان یافته و منسجم درآمد.در دسامبر 1755 وی از سوی سران فرقه دونمه برای تصدی ریاست این فرقه در لهستان همراه دو خاخام راهی زادگاه خود شد.فرانک در راس فرقه شابتای در پودولیا قرار گرفت، ولی کمی بعد در ژانویه 1756 کارش به رسوایی کشید.

زمانی که فرانک و پیروانش درخانه ای دربسته مشغول اجرای مناسک جنسی فرقه شابتای بودند، به علت بازشدن تصافی پنجره ها، مردم مطلع شدند و....

یکی ازمواردی که توانسته کابالا به شیطان پرستی راه یابد، نماد پنتاگرام یاستاره 5 پر است . این نماد مانند ابزاری برای جادوگران کابالالیست مورد استفاده قرار می گرفته است .

گفتنی است ، بخش عمده ای ازبازیگران و خوانندگان فحشاء در جهان همچون مدونا کابالالیست هستند.

مدونا درسال 2005به طور رسمی عضویتش را در گروه های کابالا اعلام کرد و نام یهودی ((استر)) رابرخود نهاد.

نقطه دیگر اشتراک کابالا باشیطان پرستی ، دیدگاه جنسی این دو فرقه است به این معن اکه در هر دو نحله فاسد، لذت جنسی دراولویت قرار دارد.

بنیانگذاران کابالا همان افرادی هستند که نهضتی را باعنوان((پرستش زنان))تشکیل دادند که می توان به صراحت آن رایک جریان شهوت محور خطاب کرد.

این گروه ،جریانی راپی گرفت تارابطه جنسی نه مانن دیک عمل برای تداوم نسل، بلکه درجهت هدف انسانی درزندگی به آن نگاه شود.

برخی از کارشناسان براین باورندکه کابالیست ها ، ذائقه جنسی مردان و زنان را درسراسر عالم دستخوش تغییر و تحول کرده اند و به سمت توحش برده اند ، مانند تغییر جنسیت مایکل جکسون و.....

اگرچه آوردن دیگر توضیحات مناسب این نوشتار نیست، ولی یادآوری این نکته ضروری است که یهودیان و صهیونیست ها به شدت ازسخن راندن درباره کابالا پرهیزدارند وامروز تنها یک کتاب فارسی در این خصوص موجود است و در صفحات مقالات اینترنتی نیز تا دو سال قبل ازکابالا شدن مدونا خبری در دسترس عموم قرار نداشت .

نمادها

 

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان پرستی، خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح دیده می شود.

در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر، گردنبند، تصاویر روی دست بندها، پیراهن ، ادکلن، ساعت و... درخ شده و به ایران اسلامی نیز راه یافته است، مورد بررسی و معرفی قرار می گیرد:

نماد ستاره 5 پر در داخل یک دایره ای در داخل آن ستاره 5 ضلعی می ماند که اگر دایره را حذف کنیم، همان ستاره 5 پر یا پنتاگرام است.

گفتنی است برخی از شیطان گرایان، محدوده جغرافیایی تحت سلطه این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان گرایی را در نقشه ای توصیف می کنند.(محدوده ای در ایسلند و اروپا)که ان هم مشابه ستاره 5 ضلعی است.

در میان پنتاگراهای قبلی، تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی و به این معباست که مسیحیان معتقدند، مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به این که مسیحیان بز را نماد شیطان و در برابر بره می دانند.شیطان پرستان این آرم را انتخاب کرده اند.

666: سمبلی است که با عنوان شماره تلفن شیطان از سوی گروه های هوی متال وارد ایران شده؛ اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان پرستان تلقی می شود از سالهای پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف روی دیوار شهرهای بزرگ مشاهده می شود.

صلیب وارونه: این نماد حکایت از وارونه شدن مسیحیت دارد و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است.صلیب وارونه در گردنبندهای بسیاری دیده شده و خوانندگان راک، انواع مختلف انرا به همراه خود دارند.

نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید: چرخ خورشید نمادی باستانی است که در برخی فرهنگ های دینی همچون کتیبه های برجای مانده از بودایی ها و مقبره های سلتی و یونانی دیده شده است.

گفتنی است، این علامت سالها بعد توسط هیتلر به کار رفت، اما برخی با سخره گرفتن مسیحیت، این سمبل را وارد شیطان پرستی کردند.

چشمی در حال نگاه به همه جا: چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار می رود.اما برخی شیطان پرستان اعتقاد دارند چشم بالای هرم، چشم شیطان است و برهمه جا نظارت و اشراف دارد.

این علامت در پیشگویی، جادو کردن، نفرین گری، و کنترل های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می گیرد.در ضمناین نماد روی دلارهای امریکایی نیز به کار رفته است.

نمادها(ankh):این نماد به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می شود.امروزه نماد فمنیسم در واقع برداشت شده از سمبل شیطانی است.

پرچم رژیم صهیونیستی:رژیو صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشکار و پنهان، حتی از قرار گرفتن نماد نامشروعش در کانون علائم شیطان گرایان نیز پرهیز ندارد.

ضد عدالت:با توجه ب این که تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است، شیطان پرستان تبر رو به پایین را نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک، انتخاب کرده اند.همچنین گفتنی است که فمنیست ها از 2 تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده می کردند.

سر بز:بز شاخدار، بز مندس(همان بعل خدای باروی مصر باستان)، خدای جادو(بز طلعیه یا قربانی) این یکی از راه های شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می شود که مسیح، مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.

هرج ومرج:این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که((هر چه تخریب کننده ای است، تو انجام بده))این نماد عمدتا مورد استفاده گروه های هِوی متال است.

چشم شیطان:این نماد به معنای نظارت و اقتدار است و کمتر شناخته شده است.

موسیقی و شیطان پرستی

شیطان پرستان با استفاده از موسیقی توانستند به نفوذ خود در اقصا نقاط جهان بیفزایند.بیشترین اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت متالیکا دنبال شده است.

آشنایی با متالیکا

در سال 1981 یک نوازنده درام به نام لارس الریچ با انتشار آگهی فراخوان تشکیل گروه هِوی متال را اعلام کرد و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی شد.

فعالیت این گروه مانند دیگر گروه های هِوی متال به صورت غیر قانونی و زیر زمینی در ظاهر و باطن با حمایت سازمان جاسوسی ایالات متحده امریکابا شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش یافت.این گروه چند سال بعد پیشنهادهای black metal را نیز عرضه کرد و ضمن ارائه آثار مختلف، زمینه را برای شکل گیری گروه های بعدی فراهم آورد.

ارزشهای القایی متالیکا

متالیکا در حقیقت ضد ارزش هایی را ارائه می کند که شامل بازگشت به تاریکی(محور اصلی تفکرات شیطان پرستان)، بی رحمی و تجاوزات جنسی، فحاشی، حجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن است.

خوانندگان این گروه روی صفحه و کلیپهای خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار می زنند و از کثسف ترین گروه های موسیقی جهان به شمار می آیند.

متالیکا از همجنس بازی دفاع می کند و آلبومی را در سالروز مرگ کوئین، همجنس باز بنتم امریکایی منتشر کرد.

برخی آمارها حکایت از این امر دارد که تاکنون بیش از 10میلیون و 200 هزار کپی از البوم های این گروه موسیقی شیطانی به فروش رسیده است.

دلایل استفاده از موسیقی

الف.جاذبه های مجازی و حاشیه ای موسیقی متالیکا مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران و پسران

ب.ارزان بودن و قابلیت دسترسی موسیقی با توجه به ارتقای تجهیزات فنی تکثیر و توضیع.

ج.کاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق به نفوذ به خانواده ها، شرکت ها، اتومبیل های شخصی، رایانه های شخصی و در نهایت گوشی های تلفن همراه .

شیطان پرستی در ایران

نوع جدید شیطان پرستی در یک بازه زمانی 10 ساله با چند وقفه به ایران وارد شده است.

نحوه ورود

چند گروه عامل و حامل شیطان پرستی به ایران بوده اند که به آنها اشاره خواهد شد، اما به طور کلی چند اقدام نقش بسزایی را در ورود جریان یاد شده ایفا کرده است:

_ مهمترین زمینه شیطان پرستی به ایران، میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیکا و ساز گیتار بوده است.طی 10 سال گذشته، موسیقی متالیکا به صورت زیر زمینی و غیر مجاز وارد کشور شده ودر چها چوب آن، مفاهیم نحله انحرافی شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است.

_ اقدام تامل بر انگیز و بسیار ناشیانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره مهاجرانی در صدور مجوز برای گروه ها، آلبوم ها و کتاب های اشعار موسیقی متالیکا نبز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبان جوان به نحله انحرافی فراهم آورد.

گفتنی است هِوی متال، متال تاریک، گوتیک متال یا متال گوتیک چند سبک از موسیقی شیطانی متالیکا بود که به یمن غفلت اعجاب انگیز مسوولان فرهنگ کشور، وارد ایران شد.

حاملان شیطان گرایی

آورندگان شیطان پرستی به ایران شامل افراد و گروه های زیر هستند:

_ تحصیلکردگان و سرخوردگان اجتماعی در خارج کشور که عمدتا دچار خسارت و شکست های سنگین مادی معنوی شده اند.

_ فرزندان منافقین فراری، سلطنت طلب ها، مفسدان اقتصادی زژیم پهلوی که قبل و بع از انقلاب موفق به فرار از کشور و محاکمه انقلابی شده اند.

_ افرادی از خانواده های بسیار ثروتمند ساکن و مقیم داخل کشور که عمدتا روابط خانوادگی و... با خارج نیز دارند.

_ جاسوسان فرهنگی سازمان های اطلاعاتی وامنیتی امریکا و رژیم صهیونیستی که باهدف استحاله فرهنگی وارد کشور شدند.

_ فعالان حوزه هنر و موسیقی که با کشورهای دیگر به ویژه آمریکا، انگلیس، کاناداواسترالیا در ارتباط بوده وبنابردلایلی حرفه ای و شغلی، مسافرت های متعددی به این کشورها داشتند.

اما نکته اساسی و قابل ملاحظه این است که حداقل 90 درصد افراد شاخص واردکننده شیطان پرستی به ایران ، تحصیلات دانشگاهی وخانواده سالم نداشتند.

شیوه تبلیغ

انشار سی دی، کاست و پوستر مربوط به خوانندگان متالیکا

_ گسترش سایتها و وبلاگ های مربوط به شیطان پرستی

_ تبلیغ و اطلاع رسانی از طریق پارتی های شبانه و گفتوگوهای دوستانه به ویژه در مناطق مرفه و شهرهای تهران، شیراز و...

_ تبلیغ در تالارهای گفتوگوهای مجازی

زمینه های جذب

علاوه بر تمامی موارد اشاره شده، باید به تکرار برخی از انها پرداخت که در کشورمان دارای بازخورد مثبت بوده است.

موسیقی متال:

این موسیقی در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی به گونه ای که شرح آن رفت، وارد ایران شد و توانست پس از مدت کوتاهی به دانشگاه های بزرگ کشور هم راه یابد.

افول معنویت:

اگرجه در بسیاری از موارد، ایران اسلامی در جایگاه بالاتری از معنویات قرار دارد، اما تلاش قدرت های بزرگ فرا منطقه ای برای استحاله فرهنگی و از سوی دیگر ماشینی و صنعتی شدن مناسبات جاری و تاثیر پذیری مردم کشورمان از شرایط جهانی، زمینه ای برای رشد چنین جریاناتی را فراهم کرده است.روند رو به رشد استفاده از شبکه های ماهواره ای نیز عامل تعیین کننده ای در جذب و گرایش جوانان یافتن به این گروه هاست.

سرمایه گذاری:

در بخش های قبل اشاره کردیم که سازمانهای جاسوسی کشورهای غربی، تلاش سازمان یافته ای را برای استحاله فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده اند و می کوشند تا جوانان کشور عزیزمان را ((تهی سازی فرهنگی)) کنند.دشمن در این راه مبلغ هنگفتی اختصاص داده است که طبق گزارش برخی از رسانه های مستقل، در سال های گذشته دولت امریکا 8 میلیون دلار به فعالیت تبلیغات گروه های شیطان پرست اختصاص یافته است.

اینترنت:

رشد تعداد مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در سالیان اخیر آسیب هایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله می توان به فعالیت شیطان گرایان اشاره کرد.عمده فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت می پذیرد.

این گونه وبلاگ ها، همزمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان گرایان ایران فعالیت خود را آغاز کرده و اضهار می کنند که از سوی فردی با نام اهریمن در ایران هدایت می شوند.

روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های یاد شده به این صورت است که افراد پس از تکمیل فرم ثبت نام، یک ایمیل در صندوق پست الکترونیک خود با موضوع خوشامد گویی دریافت می کند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد، به برخی از مهمانی های شبانه یا پارک ها برای آشنایی دعوت می شوند.

این وبلاگ ها عمدتا فعالیت خود را در چندین محور انتشار عکسهای شیطان گرایان جهان، انتشار نامه شبیه به نامه های مسیحیان شیطان پرست خطاب به خداوند متعال که بار سیاسی نیز دارد، دنبال می نماید.

وضعیت فعلی شیطان پرستی در ایران

وضعیت فعلی این گروه ها در ایران را در محورهای زیر می توان تبیین کرد:

. تحرک در اینترنت

وبلاگ نویسی، گفتوگو در محیط یاهو 360 درجه، سایت کلوپ دات کام، دریافت خبر نامه ها و...از جمله تحرکات اینترنتی شیطان پرستان ایرانی است که تاکنون نیز ادامه دارد.

. ترویج نمادها

مغازه ها و اصناف فروشنده زیورآلات نقره ای، فروشنده های پوشاک جوان و بانوان بویژه در شهر تهران، وظیفه عمده ترویج شیطان پرستی در داخل کشور را بر عهده دارند.در پاره ای موارد فروشندگان و مدیران حتّی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند.همچنین گفتنی است برخی از چهره های مطرح موسیقی پاپ و متالیکا در تهران و شهرستان ها پی در پی و از طرق مختلف، این نمادها را حمل و معرفی کرده و بصورت مستقیم و غیر مستقیم آنها را ترویج می کنند.

سایتها و وبلاگهای فارسی زبان نیز نقش مهمی را در گسترش و معرفی این نمادها ایفا می کند.

. ترویج متالیکا

گروه های موسیقی متالیکا به عنوان شاخصی از فعالیت رو به گسترش گروه های شیطان پرست، قابل اشاره اند.

. پارتی های شبانه

پارتی های شبانه،جشن های فارغ التحصیلی و مهمانی های خاص دوستانه همواره به عنوان کانون فعالیت شیطان پرستان مطرح هستند.در این گونه مراسم، هر بار گروه های جوانان با انواع و اقسام روش ها با اندیشه ها و ظواهر شیطان گرایی آشنا یا جذب آنها می شوند.

همکاری با سلطنت طلب ها

اوایل سال گذشته میلادی،خبری در وبلاگ های وابسته به شیطان پرستان ایران منتشر شدکه اهریمن، سرکرده آنان پیوستن گروهش را به انجمن پادشاهی ایران اعلام می کرد.

گفتنی است، انجمن پادشاهی ایران یک گروه چند نفره از سلطنت طلبان و سیلی خوردگان انقلابی است که عمده نقش آنها را (( فرود فولادوند))  مجری هتاک و ضد دین شبکه های فارسی زبان ماهواره های ضد انقلاب به عهده دارد.

وی بارها و بارها در شبکه های ماهواره ای ارکان دین مبین اسلام را زیر سوال برده ولب به فحاشی علیه مقدسات گشوده است.

جمع بندی

_ رواج فرهنگ ضدیت با ارزشهای انسانی

_ رواج ضدیت با دین

_ جعل تاریخ قیام پیامبران و نقش شیطان در انحرافات

_ ترویج فحشا و بی بند باری و ترویج اعتیاد

_ ترویج فرهنگ لاابالی گری

_ انشار آموزه های تاریخی بی اعتبار

_ حساسیت زدایی از فحاشی و هتک حرمت به نظام اسلامی

_ سیاه نمایی و ترویج صهیونیست به طور گسترده

_ افزایش جرایم باندی