آشنایی با شیطان پرستی
سالهای پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی، اجتماعی و جنبه های متعدد روابط انسانی توصیف کرد.پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی، چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها،رویکردهای متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خداست که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فکری را فراهم آورد.
قرنها بعد یعنی در سالهای آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسدالاخلاق با اتکا به گرایشها و نظریات توراتی و پروتستانی به طور مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژیگی هایی همچون گناه گرایی، قتل، تجاوزات جنسی،نابود کردن اصول اخلاقی، بی توجهی به مسائل توحیدی و... پایه گذاری کردند.
اگرچه فطرت خدا جوی انسانی عاملی بازدارنده درتمایل یافتن تعداد زیادی از افراد به این جریان شده ولی استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع،انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن، تهی شدن انسان غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض، موجبات گرایشات افراد اندکیرا به این گروه ها فراهم آورد.
نکته حائز اهمیت ان است که با وجود عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه های شیطان پرستی، آموزه ها تعالیم گمراه کننده ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که از سوی قدرت های بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته، منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره کانون های فساد و فحشا شناخته می شوند.
سال 1960 را می توان به طور جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در امریکا دانست، یعنی زمانی که یک جریان خاص شیطان پرستی مسیحی به طور رسمی در کشور امریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده است.نکته قابل توجه، نقش جدی یک مامور شناخته شده سازمان مرکزی جاسوسی امریکا در شکا گیری جریان یاد شده است.
شیطان
پرستی دینیاینکه اساسا آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند، محل سوال جدی است، اما با توجه به اینکه در بیشتر کشورها چنین دسته بندی ارائه شده است، از عنوان((شیطان پرستی دینی))عینا استفاده می شود.
مبنای بنیادین این نوع گرایش به شیطانیسم، پرستش یک نیروی ماوراءالطبیعه اساطیری یا چند خدایی است و بیشتر پیروان آن به((خدایان))روم باستان،الهه های شرقی و...گرایش دارند.اما رکن اصلی این نوع شیطان پرستی نیز مانند دیگر انواع آن،تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است.
شیطان
پرستی فلسفیاین نوع گرایش عبارت است از این که محور و مرکز عالم، انسان است.این شاخه از شیطان پرستی به پایه گذار این فرقه به نام آنتوان لاوی نسبت داده می شود.
این نوع شیطان گرایی نیز مانند 2 نوع دیگر یعنی گوتیک از مبنای اعتقاد یهودیت نشات گرفته است.نام کامل بنیانگذار این فرقه آنتوان شزاندر لاوی است.وی در 11 آوریل 1930 میلادی در شکاگوی امریکا متولد شد وتا زمان مرگش در انجا ساکن بود.وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار داشت ودر 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل، به عنوان دلقک به سیرک پیوست. لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس امریکا به عنوان عکاس مشغول به کار شد که تاثیر زیادی از کارش گرفت.
آنتوان در سال 1950 با کارل لنسینگ ازدواج کرد اما بنا به دلایلی از جمله التزام نداشتن به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شفتگی به زن دیگری به نام داین هگارتی از همسر اولش جدا شد و از سال1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز کرد.لاوی صاحب فرزندی نامشروع از هگارتی شد که هرگز با وی ازدواج نکرده بود.
وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشت و طبق اطلاعات موجود در همین سال ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عباصر سازمان CAI همچون مایکل آکینو برقرار کرد.این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی امریکا در 30 آوریل 1966 در حالی که برای جمعی از اعضای حلقه های سری دایره اسرار آمیز با سری تراشیده سخن می گفت،مدعی بنیانگذاری کلیسای شیطان شد.
لاوی کتابی را با عنوان((انجیل شیطان)) و کتاب دیگری با نام((آیین پرستش شیطانی))به چاپ رساند.روز مرگ لاوی با نام هالووین در امریکا شناخته می شود.
شیطان
پرستی گوتیکاین نوع شیطان گرایی نیز مانند 2 نوعی که در قبل اشاره شد، نوعی از شر پرستی با اشاره به تاریکی است و از کثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید.در موسیقی متالیکا نیز سبکی به این نام وجود دارد.
کثیف ترین اعمال مانند خوردن نوزادان، تجاوزات جنسی و... به این گروه نسبت داده می شود؛(گرچه برای تمام گروه های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می آید!)میل ودرخواست به((برگشت به تاریکی))در این شاخه بارز است.هماننداعضای گروه((آکنکار))که با لباسهای تیره به غارها و تاریکی ها برای فریاد کشیدن پناه می برند.
