رابطه بهائیّت با بیگانگان (8)

کتاب مائده آسمانی از عبدالحمید اشراق خاوری که سخنان بهاءالله و عباس افندی را در آن تجمع کرده در جلد نهم صفحات 43 و 44 آورده :

" از طهران چند مکتوب رسید که اولیاء سفارت فرانسه اصرار دارند که بعضی از مبلغین به صفحات افریق یعنی تونس و جزایر توجه نمایند و از اولیای دولت فرانسه نهایت رعایت خواهد شد تا جماعت آن سامان را تبلیغ نمایند " .

در اینجا دخالت آشکار فرانسه را در این حزب سیاسی می بینیم که از اینان خواسته که برای تبلیغ بر آفریقا بروند و علتش هم این است که در آنجا مسلمانان زندگی می کنند و اینها بهترین روش برای اختلاف افکنی بین صفوف مسلمین هستند .

در صفحه 33 کتاب خطابات جلد دوم از عباس عبدالبهاء چنین مطلبی آمده :

نطق مبارک در کانگرس در ارتباط شرق و غرب در واشنگتن آمریکا .

" امشب من نهایت سرور دارم که در همچن مجمع و محفلی وارد شدم من شرقی هستم الحمد الله در مجلس غرب حاضر شدم و جمعی دیدم که در روی آنان نور انسانیت در نهایت جلوه و ظهور است و این مجلس را دلیل بر این می گیرم که ممکن است مملکت شرق و غرب متحد شوند و ارتباط تام بر میان ایران و آمریکا حاصل گردد زیرا برای ترقیات مادیه ایران بهم از ارتباط با آمریکایی ها نمی شود و هم از برای تجارت منفعت ملت آمریکا مملکتی بهتر از ایران نه چه که مملکت ایران مواد و ثروتش در زیر خاک پنهان است امیدوارم ملت آمریکا سبب شوند آن ثروت ظاهر شوند و ارتباط تام در میان ایران و آمریکا حاصل شود " .

مجددا عباس عبدالبهاء در کتاب خطابات صفحه 23 این مطالب را بیان می کند :

" خوش آمدید ، خوش آمدید اهالی ایران بسیار مسرورند از این که من آمدم اینجا ، این آمدن من اینجا سبب الفت بین ایران و انگلیس است ، ارتباط تام حاصل می شود  نتیجه  به درجه ای  می رسد که به زودی از افراد ایران جان خود را برای انگلیس فدا می کند همین طور انگلیس خود را برای ایران فدا می نماید . "

مجله اخبار امری ، نوعی مجله اخباری بود که در ایران برای بهائیان منتشر می شد که با پیروزی انقلاب اسلامی چاپ این مجله به کشورهای دیگر منتقل شد و فعلاً این مجله در ایران چاپ نمی شود .

قبل از بیان هر مطلبی لازم است یاد آور شویم که از شوقی بعد از ازدواج با خانم روحیه ماکسول فرزندی بجای نماند و او بلاوارث و مقطوع النسل از دنیا رفت .

در مجله اخبار امری سال 1340 دی ماه مساله ملاقات همسر شوقی افندی با بن گوریون ( نخست وزیر وقت اسرائیل ) مطرح می شود که گفت و شنود ما بین اینها بسیار بحث برانگیز و جالب است .

" چنانچه فرضاً نفس استقرار مرکز جهانی بهائی در کشور یهودی نژاد اسرائیل امری به ظاهر لغو تلقی گردد ، بر عکس خانم ربانی بدون اندک تردید با نهایت تأکید اضهار می دارد که ما به اینجا تعلق داریم اگر قرار باشد قائل به تمیز و امتیاز هم شد من ترجیع می دهم که جوانترین ادیان در یکی از تازه ترین کشورهای جهان نشو و نما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ما چون حلقات زنجیر به هم پیوسته است " .

کتاب توقیعات مبارکه جلد دوم صفحه242 :

تلگراف شوقی در 9 ژانویه  1951 به ایران و این مطلب در مجله اخباری امری 1329 شماره 8 صفحه 4 ذکر شده :

" این شورای جدید التأسیس عهده دار انجام 3 وظیفه است اول آن که با اولیای حکومت اسرائیل ایجاد روابط نماید و با اولیای امور کشوری درباب مسائل مربوط به احوال شخصی داخله مذاکره شود " .

اخبار امری شماره پنجم شهریور 1330 صفحات 14 و 15 :

در جریان ملاقات نمایندگان بهائی با نخست وزیر اسرائیل بن گوریون .

" در این ملاقات نمایندگان بهائی مراتب امتنان جامعه را نسبت رویه محبت آمیز رؤسای حکومت جدید التأسیس اسرائیل بیان نموده اند و مَکتوبی مُشعر بر مراتب تقدیر امتنان خویش نسبت به توجهی که حکومت اسرائیل در فهم قضایا و امور بهایی مبذول می دارد حاوی عواطف بهائیان از برای این مطلب تقدیم اسرائیل داشته اند " .

* به نظر شما اسرائیل چرا به بهائیان محبت کرده است که بهائیان بخاطر آن تشکر می کنند ؟

اخبار امری سال 1343 شماره 8 آبان صفحات 405 و 406 :

دیدار رئیس جمهور اسرائیل از مرکز بهائی .

" حضرت زال وان شازار رئیس جمهور اسرائیل به اتقاق خانمشان و شهردار حیفا و جمعی دیگر از اولیای امور کشور اسرائیل در تاریخ هفتم ماه آوریل 1964 از مرکز عالم بهائی بطور رسمی دیدن کردند ، حضرت رئیس جمهور تهیات و ادعیه خالصانه خود را برای عموم احبا در سراسر عالم ابراز نمودند ، حضرت رئیس جمهور پس از دریافت این هدیه در ضمن نامه ای تشکرات قلبی خود را اظهار و مجدداً پیام دوستی و حسن نیت خود را برای جامعه جهانی بهائی فرستادند " .

در کتاب توقعیات مبارکه شوقی افندی صفحه 55 جلد دوم در مورد این روابط می خوانیم :

" و اجازه کتبی در معافیت مقامات مقدسه و معابد و اوقاف بهائی از رسوم دولت در مرکز بین المللی و تعالیم دیگر بر جلوه واستحکام شرع مقدس بیافزود " .

* یعنی اماکن مقدسه بهائی در اسرائیل از پرداخت مالیات معافند ! باید سوال کرد که این معافیت به چه قیمتی ؟

زمانی که عباس می میرد نکات عجیبی اتفاق می افتد که شرح این رخدادها را ، در کتاب قرن بدیع جلد سوم صفحه  321 اینگونه می خوانیم  :

" وزیر مستعمرات حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان مستر " وینسون چرچیل " به مجرد انتشار این خبر پیامی تلگرافی به مندوم سامی فلسطین سِرهربرت ساموئل صادر و از معظم له تقاضا نمود مراتب همدردی و تسلیت حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان را به جامعه بهائی ابلاغ نماید ".

رابطه بهائیّت با بیگانگان (7)

در کتاب قرن بدیع جلد سوم صفحه 291 که در آنجا شوقی افندی در شرح حال پدر بزرگش عباس افندی یا عباس عبدالبهاء چنین مطالبی را عنوان می کند :

" فرمانده کل قوای ترک جمال پاشای قدار و صفاک نظر به تلقینات و تحریکات مغرضین و سوء ضن شدید که نسبت به امر الهی حاصل نموده بود به مخالفت بی منتها بر خواست و به انعدام کلمة الله مهمم گردید ، حتی صریحاً اظهار داشتن که چون دفع دشمنان خارج فراق باید تصفیه امور داخلی اقدام و در اولین قوم حضرت عبدالبهاء را علی ملع اشهاد مصلوب و رو ضه مبارکه را منهدم و با خاک یکسان خواهد نمود " !

می دانیم کسانی که برای دولت انگلستان خدمات ماندگار و ارزشمندی را انجام دهد لقب سر ( sir   ) را اهدا می کنند .

در صفحه 299 این کتاب قرن بدیع جلد سوم در این باره می خوانیم :

پس از اختتام جنگ و اتفاع نایره حَر اولیاء حکومت انگلستان از خدمات گرانبهایی که حضرت عبدالبهاء در آن ایام مظلم نسبت به ساکنین عرض اقدس و تخفیف مصائب و آلام مردم آن سرزمین مبذول فرموده بودند در مقام تقدیر بر آمدند و مراتب احترام و تکریم خویش را با تقدیم لقب  (  kinghood  ) یا ( شوالیه ) و اعطای نشان مخصوص از طرف دولت مذکور حضرت مبارک ابراز داشتند " .

* بخاطر همین لقبی که دولت انگلستان به عباس عبدالبهاء میدهد او نامه ای را به پاس قدر دانی و تشکر از دولت انگلستان به آنها می نوسید که مضمون این نامه را می توان در کتاب مکاتیب صفحه 347 ملاحضه کرد که در آن نوشته است :

" الهم ان سرادق العدل قد ضرب اطنابها علی هذة الارض المقدسه فی مشارقها و نشکرک و نحمدک علی حلول هذا السلطنته العادله و الدوله القاهره الباذله القوه فی راحه الرعیه و سلامه البریه الهم اید المپراطور الاعظم جورج الخامس عاهل انکلترا بتوفیقاتک الوحمانیه و ادم ظلها الظیل علی هنده الاقلیم الجلیل بعونک و صونک و رحمانیتک انک انت المقتدر المتعالی العزیز الکریم " .

ترجمه : بار خدایا خیمه های عدل و داد طنابهای خود را در شرق و غرب عالم این زمین مقدس محکم و استوار ساخته است تشکر و حمد میکنم ، تو را به جهت به رسیدن این سلطنت دادگر و عادل ودولت مقتدر و نیرومند که نیروی خود را در رفاه و آسایش مردم و امنیت زمین مبذول داشته است . بار خدایا پادشاه انگلستان جرج پنجم را با تو فیقات رحمانیه خود تائید فرما و همواره سایه او را بر سر این کشور مستدام بدار تو را قسم به ساری و ضیافت و رحمانیت چه آنکه تو خدای توانا و والا و ارجمند و بزرگوار هستی .

رابطه بهائیّت با بیگانگان (6)

در کتاب قرن بدیع صفحه 134 بعد از تبعید حسینعلی به عراق می خوانیم :

" از طرف دیگر سِر آرنلود باروس کمبال که در آن اوقات سمت جنرال قنسولی دولت انگلستان را حاوض بود ، چون علو مقامات حضرت بهاءالله را احساس نمود شرحی دوستانه به نظر امور معروض و به طوری که هیکل مبارک که نفس اقدس به او شهادت داده قبول حمایت و تبعیت دولت مطبوعه خویش را به محضر مبارک پیشنهاد نمود و در تشرف حضوری متعهد گردید که هر آنگاه حضرت بهاء الله مایل به مکاتبه با ملکه ویکتوریا باشند در ارسال اوراق به دریار انگلستان اقدام نماید حتی معروض داشت حاضر است ترتیباتی فراهم کند که محل استقرار هیکل اقدس به هندوستان یا هر نقطه ی دیگر که مورد نظر مبارک باشد تقدیم یابد " .

* به راحتی مشخص شد که بعد از دولت روسیه تزاری سرپرست این حزب نامیمون به دست استعمار پیر یعنی انگلستان افتاد که حاضر شد برای قوی تر شدن ارتباط بین این حزب با انگلستان نامه ای را به ملکه ویکتوریا بنویسد و حسینعلی را به کشورهای دیگر اسکان دهد !

در ادامه کتاب کواکب الدریه صفحات 380 و 381 در مورد ارتباط این حزب با اجانب می خوانیم :

" در خلال این احوال نایب قنسول فرانسه که سابقه دوستی با حضرت بهاءالله داشت محرمانه به حضور او شتافت و به طوری که مأموران نداند چه مقصد دارد یک ملاقات خصوصی در مدت نیم ساعت یا کمتر انجام داده مرام خود را این قسم اظهار نمود که شما از تبعیت اسلام بیزاری جوید و خویش را تابع فرانسه گویید تا ما شما را تقویت نماییم و محترماً به اروپا رسانیم " !

بعد از برقراری ارتباط بهاءالله با انگلستان و اعتراض دولت بغداد نسبت به تحرکات اینان دولت ایران تصمیم گرفت آنها را به ترکیه و سپس به ادرنه و عکا در خاک فعلی اسرائیل تبعید کنند ، این صفحات در گذشته تحت نفوذ امپراطوری عثمانی قرار داشت ، عباس افندی در کتاب مکاتیب جلد 2 ص 312 در حق دولت عثمانی چنین دعا می کند .

" الهی ! الهی ! اسألک بتأ ییداتک الغیبیه و تو فیقاتک الصمدانیه و فیوضاتک الرحمانیه ان تؤید الدوله العلیه العثمانیه و الخلافه المحمدیه علی التمکین فی الارض و الا ستقرار علی العرش و ان تصون اقلیمها عن الافات و تحفیظ مرکز خلافتها "

ترجمه : خداوندا از تو در خواست می کنم با تأئیدات غیبی توفیقات صمدانی و فیوضات رحمانی که دولت علیه عثمانی را موفق و مؤید بداری .

* اما او هم همانند دعای پدرش در حق دولت روسیه تزاری که سر نگون شدند ، حکومت عثمانی هم از بین رفت .