مقدمه و معارفه (5) فرقه اهل حق

کتاب " نورعلی الهی " که نویسنده آن خود نورعلی الهی است ، که در سال 1342 به صورت عموم چاپ شده و دارای انتشار عام بود ، لذا مطالبی که در این کتاب مطرح است آنهایی نیستند که در کتاب آثار الحق آمده اند ! او خود و مرام و مسلکش را در این کتاب به گونه ای که برای عوام خوش بینانه باشد به نگارش در آورده او از این طریق خواسته اندیش های منفی مردم را نسبت به اعتقاداتشان وارونه نشان دهد و بگوید که مردم در مورد ما اشتباه فکر می کنند !

کتاب " قیام نهضت علویان زاگرس " که نویسنده آن آقای محمدعلی سلطانی است ، شخصیتی هستند که نسبت به اهل حق حسن نظر بسیاری داشته و از موضع خوش بینی مفرط به اهل حق نگاه کرده اند ،  کتاب " سر سپردگان " به نویسندگی محمدعلی خواجه الدین که بسیار منصفانه ، بی طرفانه و پر مطلب به اهل حق نظر کرده و آن را مورد بررسی قرار داده ، کتاب " دانش نامه نام آوران یارسان " که نویسنده آن آقای دکتر صدیق صفی زاده است شامل خلاصه ای از بیوگرافی بزرگان اهل حق است و در نهایت کتاب " اسطوره اهل حق " که نوشته آقای ایرج بهرامی است دربرگیرنده خلاصه ای از زندگی نامه بزرگان و معروفان فرقه اهل حق می باشد جزء رفرنس اصلی و منابع تحقیقی ما در نقد فرقه اهل حق می باشند که در طول مطالب از این کتب بسیار استفاده می کنیم .

همچنین کتب دیگری به نام های " مبانی معرفت فطری " ، " طب روح " و " معنویت یک علم است " از مجموعه کتبی است که توسط دکتر بهرام الهی نوشته شده اند می توانند در عرصه تحقیقات برای محققین در زمینه اهل حق بسیار مفید باشند .

تصویر نورعلی الهی

مقدمه و معارفه (4) فرقه اهل حق

نورعلی الهی صاحب 2 کتاب بنام های " برهان الحق " و "  آثار الحق " است . کتاب آثار الحق حاوی مطالبی است که آقای نورعلی الهی در جلسات خصوصی بین خود معتقدان ایراد می کرده و اما مطالبی را که به صورت عام برای مردم نقل می کرده در کتاب برهان الحق جمع آوری شده ! آثار الحق مجموعا دارای 2 جلد است که توسط فرزند نورعلی الهی آقای " بهرام الهی " که در خارج از کشور مشغول طبابت هستند به رشته تحریر در آمد .                                            

   آثار الحق جلد اول

آثار الحق جلد دوم

مقدمه و معارفه (3) فرقه اهل حق

حال برای بررسی تاریخچه این فرقه به سراغ منابع همین حضرات می رویم :

از مهمترین کتاب فرقه اهل حق کتابی است به نام " شاهنامه حقیقت " که این کتاب به صورت شعر بر وزن اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی سروده شده ، عمده عقاید اهل حق را می توان در این کتاب یافت ، کتاب فوق تقریبا دارای 15600 بیت شعر است که توسط " حاج نعمت الله جبحون آبادی " به رشته تحریر درآمده ، حاج نعمت الله جیحون آبادی پدر آقای " نور علی الهی " است که او این فرقه را در طی سالهای اخیر زنده کرد ، نور علی الهی در اوایل انقلاب شکوهمند اسلامی از دنیا رفت که مقبره او حوالی کرج است البته او اصالتا اهل کرمانشاه بود و قبل از انقلاب در لباس وکالت مشغول به کار بوده که گویا قبل از انقلاب هم بازنشسته می شوند ، او هم مانند پدرش صاحب تالیفاتی است که در طول مطالب متعرض آنها خواهیم شد .

از مشخصات کتاب شاهنامه حقیقت ، این است که سراینده کسی دیگر بود ولی نویسنده کس دیگر ! چون نور علی الهی می گوید : پدر من راه می رفت ارتجالا این اشعار را می سرود من می نوشتم !

مقدمه و معارفه (2) فرقه اهل حق

در این قسمت می خواهیم یکی از افراطیون صوفی را که در میان مردم بسیار معروفند را معرفی کرده و دست به نقدشان ببریم .

این فرقه بنام فرقه " اهل حق " یا " علی اللهی "  در اذهان مردم آشناست و این فرقه نام دیگری دارد که خود معتقدان به این فرقه این نام را بر خود انتخاب کرده اند به نام " فرقه یارسان " که این عبارت کوتاه نوشت یارستان است که یار به معنای خدا و رستان هم به معنای طرفــداران اســـت و در مجموع به معنی " یاران خدا " در بین خود معروفند .

مشخصات این فرقه از این قرار است که 99 درصد آنها نمی دانند که به چیز معتقدند ، از نظر اجتماعی افرادی دارای خلق و خویی سالم و از نوع افراد زحمت کشند ولی عمده مشکل اینان بحث اعتقادات و کمی اطلاعاتشان در مورد مرام و مسلک شان است .

مقدمه و معارفه (1) فرقه اهل حق

قال مولا علی علیه السلام ؛

هَلَکَ فیَّ رَجُلانِ : مُحِبُّ غال و مُبغِضُ قال ( نهج البلاغه ، حکمت 117 )

ترجمه : دو تن بخاطر من به هلاکت رسیدند : دوست افراط کننده و دشمن دشنام دهنده .

این کلامی که در نهج البلاغه امام علی علیه السلام آمده بینش آن حضرت را نسبت به پیدایش گروههایی در آینده اسلامی ترسیم و تصویر کرده اند ، امام 2 گروه را درباره خویشتن اهل هلاکت خواند ، گروهی که در حق امام علیه السلام کوتاه آمدند ، یعنی آنانیکه آنچه را که امام می داشت بیان نکردند و کتمان کردند و منکر فضائل و مناقبی که خداوند در امام نهاده بود شدند ، عده ای هم در این جهت قضیه در مورد حضرت علی علیه السلام دچار افراط شدند و آنچه  را که در حد امام نبود به ایشان نسبت دادند .

شاخصه گروه اول این است که در مورد شخصیت امام کوتاه آمدند و شاخصه گروه دوم این است که راه افراط و غلو را در پیش گرفتند ، مصداق عینی گروه اول وهابیون و مصداق گروه دوم انواع فِرَق صوفیه هستند .