اثبات حلولب بون فرقه نور عی الهی از زبان خودشان

* اما باید بگوییم چون حضرات به خلوت می روند آن حرف دیگر می زنند . در اینجا لازم است به سخنرانی های خصوصی آقای نورعلی الهی که در کتاب آثار الحق صفحه 207 آمده مراجعه کرده و اصل اعتقادات اهل حق را بررسی کنیم :

شنبه 10 / 30 / 1348

" روی زمین همیشه نماینده خدا هست و او را ولی گویند ، ذات خدا در او جلوه دارد و او کار خدا را انجام می دهد ، جوابی که او می دهد همان جواب خداست پس باید رفتارش مثل خدا باشد ولی ممکن است ذات بشر باشد یا ذات مهمان ، علی و سلطان ذات حق بودند " .

در ادامه کتاب فوق جلد اول صفحه 431 آمده :

" ضربت خوردن علی و شهادتش هر دو صحیح و از عدالتش می باشد زیرا هرچند ذاتش ذات خدایی بود ولی درباره جسم قانون طبیعت را اجرا فرمود در حالی که قدرت داشت مانع این کار بشود عدالتش مانع از آن شد و همان قانونی که درباره مخلوق اجرا می شود برای خودش هم انجام شد " .

* منظور آقای نورعلی الهی از این عبارت این است که چون علی علیه السلام انسانهای زیای را کشته بود خودش را مستحق قتل می دانست .

حلول

اکنون در این قسمت می خواهیم اعتقادات این فرقه را مورد بررسی قرار دهیم :

اولین و بدترین اعتقاد در میان اهل حق بحث حلول است ، حلول یعنی "  فرو رفتن چیزی در چیز دیگر "  که در میان اهل حق این معنا را در قالب های عینی می توان یافت که خداوند در دوری از ادوار در داخل یک بدن انسانی می شود که اهل حقی ها به 7 دوران معتقدند و بر این باورند که در هر دور خداوند سبحان در بدن فرد قدیسی ورود می کند ( العیاذ بالله ) که این اعتقاد بنابر نظر فقها و عالمان دینی شرک مطلق است و دارنده این اعتقاد مشرک محسوب می گردد .

در کتاب برهان الحق ، آقای نورعلی الهی با زیرکی هرچه تمام تر عنوان می کند که ما چنین اعتقادی نداریم ، او در صفحه 151 کتابش این طور عنوان کرده :

" چون در افواح عموم شهرت دارد گروه اهل حق علی اللهی هستند حاشا و کلا این نسبت دروغ است چنین تصوری از اصل باطل است زیرا اُس و اساس این مسلک روی پایه توحید قرار گرفته است اگر هم بعضی از عوام الناس چیزهایی بگویند فرع بر بی اطلاعی و اشتباه خواهد بود و اِلا علی اللهی نیستند مشرک هم نمی باشند فقط حضرت علی علیه السلام را به مقام مظهریت و مشیت الله می شناسند " .

سلطان صحاک

شرح زندگی سلطان صِحاک را هم در کتاب دانش نامه نام آوران یارسان صفحات 101 به بعد بدین شرح می خوانیم :

" فخر العاشقین سلطان اسحاق برزنجه ای که مقنّن و مُجدد طریقه اهل حق می باشد بنا به اسناد و مدارک موجود فرزند شیخ عیسی برزنجه ای است ، کاکا ردایی در یادداشت های خود ولادت او را در 445 هجری و در کتابهای سرودهای دینی یارسان تولد او را به سال 528 هجری و در کتاب برجستگان جهان پیدایش جهان او در قرن هفتم هجری و در کتاب کردها تالیف اِدموندز ولادت او به سال 671 هجری و در نامه سرانجام 612 هجری خلاصه به سال 675 هجری یاد شده " .

* لازم به ذکر است این شخصیت از مهمترین و والاترین افراد فرقه اهل حق است که برای این فرقه برنامه سلسله بندی ، قواعد و قوانین محکم کرد . 

شاه خوشین لرستانی

ما از فرقه اهل حق در کتب تاریخی چیزی نمی یابیم جز در حدود قرن پنجم هجری قمری که شخصی به نام " مبارک " که بعدها در بین حضرات اهل حقی بنام " شاه خوشین " معروف شد ، او در لرستان قد علم می کند و مدعی الوهیّت می شود که از آن زمان به بعد کم کم اثری از نام اهل حق در میان کتاب ها پیدا می شود .

خلاصه زندگی نامه مبارک شاه یا شاه خوشین را در کتاب دانش نامه نام آوران یارسان صفحات 66 به بعد را این طور می خوانیم :

" شاه خوشین لرستانی سال 406 تا 467 هجری ، ذیل الواصلین و فخر العاشقین مبارک شاه ملقّب به شاه خوشین لرستانی فرزند جلاله خانم و نوه میرزا امان الله لرستانی بنا به اسناد موجود در سال 406 در لرستان متولد و در سال 467 وفات یافت او عاشقی است جانباز ، عارفی است خانه برانداز ، فرزانه ای است محبوب و دیوانه ای است مجذوب ، مستی است چالاک و رندی است بی باک در مجموعه رسائل اهل حق آمده است که از مادری بکر بنام جلاله متولد و در لرستان نشو و نما یافته و بر طریقه طریقت قدم زده و جمعی از ارباب حال و اصحاب کمال را دیده و سپس علماء و حکما به خدمت او رسیده و از دانش او گلها چیده و بالاخره سرانجام در آب رود گاماسب فرو رفته و در همان جا هم خفته است ، در یادداشتهای کاکا ردایی آمده است شاه خوشین در هنگام کودکی در لرستان بزرگ شده و سپس به همدان رفته به تحصیل علوم پرداخته و در جوانی جامه علوم آمده و مُدرس مدرسین گشته پس از آن به زادگاهش بازگشته و در 32 سالگی خود را مظهر الوهیت خوانده است و در 61 سالگی روزی با یارانش در رودخانه گاماسب به شنا کردن می پردازد و در آب فرو می رود و روان پاک و مطهرش به جهان جاودانی پرواز می کند " .

* این بود خلاصه ای از زندگانی یکی از بزرگان فرقه اهل حق که در دانش نامه نام آوران یارسان بیان کردیم ، بعدها مجددا شخصی در بین حضرات پیدا می شود به نام " سلطان صِحاک " که به او " سلطان اسحاق برزنجه ای " هم می گویند ، این شخص طبق اسنادی که ارائه خواهیم کرد در بین فرقه مقامی بالاتر از علی ابن ابی طالب علیه السلام دارد !

میلاد موعود کعبه مبارک

شکاف رکن یمانی کعبه محلی که مادر حضرت علی هنگام به دنیا آوردن مولا وارد آن شد و هر ۱۳ رجب این شکاف به امر خدا برای اثبات حقانیت این امام مجددا باز می شود و هرچه  وهابیون افراطی سعی در ترمیم این شکاف می کنند به جایی نمی رسند و دست آخر تصمیم گرفتند با پرده این حقیقت را از چشم مردم دور نگه دارند .

لعنت خدا بر کسانی که با نفاقشان سعی در گمراه کردن مردم هستند .