احکام باب (3)
اکنون به سراغ حکم دیگری از محمد علی شیرازی معروف به باب می رویم که ابتدا نیاز است کمی در مورد آن به توضیح بپردازیم .
هرگاه مرد و زنی تاهل اختیار می کنند 4 حالت ممکن است در نتیجه ازدواج آنها پیش آید :
اولین حالت این است که نطفه مرد سالم و بی نقص است و همچنین بدن زن هم متقابلا می تواند این نطفه را بگیرد و پرورش بدهد و فرزندی سالم را به دنیا بیاورند .
حالت دوم اینکه نه نطفه مرد سالم است و نه نطفه زن ، هیچکدام قادر به باروری نیستند .
حالت سوم مرد می تواند نطفه بدهد اما زمین زراعتی زن قادر به پرورش این نطفه نیست و اصطلاحا نمی تواند باردار شود و در این صورت مرد می تواند با اجازه همسر خود فرد دیگری را به زنی اختیار کند و از آن فرزندی بوجود آورند .
حالت چهارم بدن زن قادر به دریافت و پرورش نطفه می باشد ولی مرد نمی تواند نطفه بدهد و یا نطفه او از نظر پزشکی قادر به باروری نیست و مشکل از مرد است .
برای حالت چهارم طبق نوشته علی محمد باب در کتاب بیان زن هم می تواند با اجازه شوهر خود فردی که حتما و حتما باید بابی باشد نزدیکی کند و بچه ای را به دنیا آورد و این بچه متعلق به آنان ( مرد نابارور ) شود !
و از این حکم به عنوان حقوق بین رجال و نساء بین بابیان و بهائیان یاد می شود و حقوق برابری را برای زنی که در هر مورد با مرد در تضاد است قائل می شوند و در صورت عدم رعایت چنین حکمی از دین ( بابیگری ) خارج هستند !
این حکم در صفحه 298 کتاب بیان این طور آمده :
فی اَنَّ فُرِضَ لِکُلِ احد اَن یَتَاهل لِیغضی عَنها مِن نَفس یوحد الله رَبَها و لابُدَّ اَن یَجتَهِدُ فی ذالک و اَن یَظهر من احَدِهِما ما یَمنَعُهما اَن ذالک حِل الی کُل واحِد به اذن دونه لِان یُظهر عَنه ثَمَره ولایَجوز الختِران لِمَن لا یدخِلُ فی الدّین .
" بر هر کسی واجب شده که تاهل اختیار کند تا اینکه در نتیجه ازدواج بچه حاصل شود که این بچه توحید خدا را بگوید هم مرد و هم زن باید در این کار تلاش بکنند ، ( در صورت روی دادن حالت چهارم ) زن با اجازه شوهرش می تواند با فردی بابی اختران پیدا کند و بچه دار بشود و اگر نه وارد دین نیست " .
همانطور که می دانیم نجاسات بر اساس علم است و رفع آن نیز باید بر اساس علم باشد لذا در مورد نجاسات در کتبا بیان علی محمد باب می خوانیم :
" مظاهری که مطهر است اول ایمان به بیان است که مبدل می فرماید جسد او را بطهارت و ثانی نفس خود کتاب الله است همین قدر که تلقاء آیه ای از آن واقع شد شیئ که در او عینیت در او نباشد طاهر می گردد ثالث اسم الله است که 66 مرتبه که الله اطهر بر شیء که خوانده شود طاهر می گردد " .
لازم به توضیح است که محمدعلی می گوید اولین مظهر پاکی ایمان به بیان است چرا که هرکس به بیان معتقد نباشد نجس است در این صورت افراد غیر بابی و بهائی همگی نجس هستند تا زمانی که به کتاب بیان ایمان پیدا کند و در دومین مظهر پاک کنندگی می گوید که کتاب بیان را وقتی روی شیئ نجسی بگیریم این شی نجس پاک می شود و آخرین پاک کننده خواندن 66 مرتبه جمله الله اطهر است که شی نجس را پاک می کند .
واقعا با انجام این اعمال شیئ نجس پاک می شود ؟ آیا آیات کتاب بیان مانند خورشید دارای اشعه ماوراء بنفش است که بتواند نجاست را پاک کند ؟
این قسمتی از احکام امام زمان قرن اتم بود که به طور اجمال بیان گردید و میزان سواد و اطلاعات گهواره جنبان این سلسله را به خوبی آشکار ساخت و نشان دادند که چطور دیانت ساختگی شان جدید بهتر از اسلام است !