همیشه پای یک اکیست در میان است ؟

اصلاً لازم نیست راه دور بروید یا منتظر حادثه ای باشید که یکی از اعضای آن را به شکل تصادفی در مهمانی یا جلسه ای ملاقات کنید و بحث را به شیوه های  کسب آرامش  بکشانید تا او از گرایشش به اکنکار بگوید  و حتی لزومی ندارد زحمت رفتن به کتابفروشی را به خود بدهید  تا  یکی از سی  و چند کتاب  اک  را بخرید  و بخوانید ، فقط  کافی است  نام فرقه  اکنکار را در یکی  از موتورهای جستجوی  اینترنت  تایپ و از میان  هزاران  نتیجه جستجو روی  یکی  کلیک  کنید .  در این  صورت  ، پس  از خواندن  نوشته های  اکیست هایی  که ماهرانه فکرهایشان را با نام عشق به خداوند  به خوردتان می دهند ، شکار شده اید و دیر یا زود –  اگر اعتقادات دینی تان به اندازه کافی عمیق نباشد یا از چم و خم فرقه گرایی بی اطلاع باشید . به اکنکار معتقد می شوید و سپس اکسیت ها انواع  باورهای شرک آمیز را ،  از سفر معراج یکی از نظامیان آمریکایی گرفته تا وجود خدایان متعدد در آسمان ها ، به مغزتان تزریق کنند .

اکنکار براساس  تعریف  یکی  از همین سایت ها ، دانش  باستانی  سفر روح است و طریقتی معنوی ، سری و انفرادی برای رسیدن به معرفی  شده است که  رویا  و سفر روح  از ابزارش  به  شمار می آیند .  اما حقیقت این است که این فرقه باستانی نیست ، بلکه یکی از هزاران فرقه معنوی تصنعی در سراسر جهان محسوب می شود که به واسطه شباهتش به بودیسم  ، هندوئیسم و دیگر کیش های باستانی شرق آسیا و تاکید بر اعتقادات عشق محور ، پیروان فراوانی را در برخی کشورها به دست آورده است و پژوهش  درباره  شیوه زندگی آنها ، نکته ای مشترک را ثابت می کند : باورهای بسیاری از اکسیت ها به آیین های الهی  پس از مدتی کم رنگ شده است و  تقریباً همه آنها به اکنکار ، به عنوان تنها راه رسیدن به خوشبختی وابسته شده اند .

 تولید یک فرقه       

بنیانگذار نوین فرقه اکنکار ، پال توئیچل است . او در اوایل  قرن  بیستم  در آمریکا متولد شد . در سال 1942  وارد نیروی  دریایی  شد و سپس  مشاغل  مختلفی را امتحان  کرد که  روزنامه نگاری جزو نخستین آنها به حساب می آمد . توئیچل در قالب روزنامه نگار به پژوهش درباره  دین های  مختلف پرداخت  و شاید همین مطالعات در کنار گرویدنش  به  فرقه های  مختلف  سبب شد سرانجام  در سال 1965  از طریق نوشته هایش  در روزنامه ها و مجلات  و نامه هایی  که  از طریق  همسر دومش « گیل آتکینسون » میان مردم پخش می کرد ، فرقه اکنکار را تأسیس کند و خودش را نهصد و هفتاد و یکمین استاد  اک  بنامد .

دوره استادی توئیچل ، 6 سال طول کشید  و  در سال 1971  با مرگش  پایان  یافت . او در زمان  حیات ، بیش از 60  عنوان کتاب نوشت  و پس  از او « داروین گراس » رهبری فرقه را به عهده  گرفت ،  اما بسیاری از  اک ها   او را برای جانشینی مناسب نداشتند و دست آخر ، گراس همه اختیاراتش را به هارولد کلمپ سپرد تا او لقب نهصد و هفتاد و سومین استاد اک را به خود اختصاص دهد .

کتاب های شریعت کی سو گماد یا راه جاودانی ، کودکی در بیابان ، داستان واقعی از حقیقت خدا ، گذشته حال  آینده ،  اکنکار : کلید جهان های اسرار ،  دندان ببر ، پیامبر مدرن  و پاسخ  به  پرسش های  کلیدی  شما  درباره  زندگی  و هنر رویابینی  6  مرجع  مکتوب اصلی فرقه اکنکار محسوب می شوند که دستکم – تا آنجا که ما خبر داریم – همه آنها  بجز شریعت کی سو گماد و پیامبر مدرن پاسخ به  پرسش های کلیدی در مورد زندگی ، به پارسی ترجمه شده اند و علاوه بر آنها 32 کتاب دیگر نیز به منظور تبلیغ اکنکار در کتابفروشی های  ایران به چشم می خورد که در مجالس اکسیت ها ، بین چلاها ( هواداران فرقه ) تقسیم می شود .

اکسیت ها هدف  از آموزه های  اکنکار را ایجاد رابطه ای  نزدیک تر با « روح القدس » می دانند  و  گرچه  پیش  تر در برخی  از کتاب ها  اظهار  کرده اند  که « رسولان خدا دروغی  بیش نیستند » ،  اما برای  مقبول  افتادن  در میان  مذهبی ها ،  برخی  از مفاهیم حرامشان را از مسیحیت  و اسلام  وام  گرفته اند . با  این  حال ،  هنوز هم  در عقاید  اکنکار ،  گرایش های  شرکت  مآبانه زیادی دیده می شود که در ادامه به شرح برخی از آنها می پردازیم .

 از کالبدی به کالبد دیگر

یکی از بخش های  شرک  آلود  در باورهای  فرقه  اکنکار ،  توضیح  توئیچل   درباره وجود  خدایان  متعدد  در جهان  است .  به اعتقاد اکسیت ها ، خداوند جهان های گوناگونی آفریده است  که  روح های آدمیان  و  کالبد  آنان  به  تناسب  شایستگی در این جهان ها به  سر می برند  و خدایی  که  هم  اکنون  به  وسیله  متدینان پرستش  می شود ، خالق  برتر  و  ذات  بی همتا  نیست ،  بلکه  یکی   از خدایان زیردست  از سلسله  مرتب معنوی است .

توئیچل در کتاب شریعت کی – سوگماد در توضیح آفرینش انسان  می نویسد :  «  در ابتدا فقط  اک  ( روح القدس یا جریان حیات ) وجود داشت که در گسترده  خیالاتی عظیم  حرکت می کرد . سپس  اک  به  درون جهان های  زمان  و مکان راه  یافت  تا حیات را  به  وجود آورد...  آنگاه کارکنان معنوی دست اندر کار شدند ، انسان را آفریدند و درونش جوهری زنده و جاویدان تعبیه کردند  که روح نام داشت  و این گونه بود که  انسان همچون خدایی  زنده  تجلی یافت که حکومت  بر جهان های  معنوی ، قدرت های  عقلانی ،  نیروهای  جسمانی  و روح را در اختیار گرفت . این انسان ها هر یک  از کالبدی  به کالبد دیگر روانه شدند و تناسخ پس از تناسخ را طی خواهند کرد تا روزی فرا رسد که خدا دوباره در شکل کالبدی با آنها ملاقات کند و در آن لحظه خدا در کالبدی به نام ماهانتا با انسان دیدارخواهد کرد ... » .

از دیدگاه  موسس  فرقه  اکنکار ،  نیراجان ، شاهزاده  تاریکی  با همان اهریمن است که  بر همه جهان ها تسلط  دارد  و کسانی که به او بپیوندند و آیین   اک  را انکار کنند ، در آتش  شکنجه  چرخ «  آئواگائوان »  یا  چرخه آمدن  و رفتن  باقی می مانند . منظور از  چرخ آئواگائوان ، نوعی عذاب دنیوی است که پایانی ندارد و به زعم اساتید  اک  موجب تبدیل شدن انسان ها به حشره می شود .

بررسی عقاید فرقه  اک  ثابت می کند طراح  فرقه  تاکیدی  ویژه  بر تناسخ  دارد و این پافشاری در حالی صورت می گیرد که بجز  هندوها  و فرقه های  وابسته  به آنان ، ادیان الهی  به تناسخ  اعتقادی  نداشته اند  و  اندیشمندان دینی  دلیل گرایش  اند . گرچه  اکنکار ، در ظاهر با ادیان الهی  مخالفتی ندارد ، اما  اکسیت ها گاه و بیگاه به شکل غیر مستقیم  از دین انتقاد می کنند . یکی  از اکسیت های حرفه ای ایران  در وبلاگش  می نویسد : «  تنها استاد حق  در قید حیات می تواند شیوه های قابل اتکایی را به چلا نشان دهد که به واسطه آنها ، تمامی حقایق را ، خودش به خودش ثابت کند » .  حتی  بسیاری  از اکسیت ها ،  پا  را از این  ابراز نظر غیر مستقیم  نیز فراتر می گذارند  و اعلام می کنند  که دین ، احساسات  و شکل زودگذری  از نفسانیات افراد است که در قالب تمایلات وحیانی و درونی خود را می نمایاند و این تنها   اک  است  که  مُبرا از هر گونه خطای انسانی ، راه سعادت را تا پایان به انسان نشان  می دهد . با همه  این اوصاف ، یکی از ادعاهای  مطرح شده  در کتاب شریعت  کی - سوگماد که بیشتر به شوخی شباهت دارد ، همراهی  اک ها  با بزرگان دین و دیگر شخصیت های بر جسته تاریخ است .

توئیچل اظهار می کند ، اساتید  اک  ، در طول تاریخ به یاری حضرت موسی ( علیه السلام ) ،  حضرت عیسی ( علیه السلام  ) ،  کریستوف کلمب ، مولانا ، جیمز اول  پادشاه  انگلستان  و کنفسیوس  آمده اند و حتی در مواجهه با پیامبران ، عملی کردن معجزاتشان را عهده دار شده اند !

برای مثال به گفته توئیچل در ماجرای باز شدن دریای احمر در معجزه حضرت موسی ( علیه السلام ) ، پای  یک اکسیت  در میان بوده است ! و همان اکسیت ، به حضرت پیشنهاد کرده به کوه طور برود و 10 فرمان رابرای مردم بیاورد !

برای معنویت ، دلار خرج کنید 

برای اکسیت ها محدودیتی در خصوص رژیم غذایی و نوع پوشش وجود ندارد و هر چند از مصرف مواد مخدر ، سیگار و نوشیدنی های الکلی منع شده اند ، اما  اک  موضوعاتی مانند سقط جنین ،  طلاق یا گرایش های  جنسی  مانند هم  جنس بازی را امری  شخصی  تلقی  می کند  و درباره  آنها  نظری   نمی دهد . راه  نزدیکی بیشتر  به  خداوند  از دیدگاه   اک  ،  تقوا  و  پرهیزکاری  نیست ،  بلکه  میزان دارایی هایی است که یک اکسیت باید برای حق عضویتش  بپردازد .  حق عضویت های اکسیت در کشورهای  توسعه  یافته 130  دلار برای شخص یا 160 دلار برای خانواده هاست و در کشورهای در حال توسعه به 50 دلار برای شخص و  75  دلار برای    نمی کنند و اساتید  تمرینات  ابتدایی را رایگان در اختیارشان  قرار می دهند اما وصل های  اک  وبرنامه های  ویژه آموزش  که به وسیله استاد زنده   اک  تهیه می شود فقط  برای  جویندگانی  قابل دستیابی  است    که  اکنکار را به عنوان مسیر  معنوی خود  انتخاب  کرده اند  و هزینه اش  را  به حساب  موسسه  واریز  نمی کنند .  تمرین های  اک  همگی حول محور مراقبه وایجاد ارتباط در اشکال و حالات گوناگون با ماهانتا (  بالاترین مرتبه  خداشناسی  در زمین که غالباً در کالبد استاد زنده  اک  تجلی می یابد ) است و همه تمرین ها از سوی  هارولد کلمپ یعنی همان استاد زنده  اک  در  آمریکا طراحی می شوند .

مراقب اسلام باشید!!!       

شاید گمان کنید مساله اکنکار  فقط  مختص  آمریکایی ها  است  و به ایران مربوط نمی شود اما حقیقت این است که اکسیت ها ، سال هاست در ایران مشغول به کارند و برخی از آنها ،  به انرژی  درمانی  می پردازند  یا با  تعبیر خواب های  عمیق خود ادعاهای عجیب می کنند که جالب ترین  نمونه آن ، در بهمن سال 1386 رخ داد .  گروهی  چند  نفره از ارومیه  به  تهران آمدند  و  فرد اول آنها  تحت  تأثیر ماهانتا ( هارولد کلمپ ) با طرح این که روح امام دوازدهم در او حلول کرده است ، خود را منجی عالم بشریت خواند !  

با این حال و براساس  نظر ماهانتا ،  فعالیت  اکسیت ها در ایران خطرناک  است ، چرا که  قوانین  اسلام  برای  آنان  که اسلام  را ترک می کنند ، سخت و خطرناک است و اکسیت ها که مایل نیستند  با از دست دادن طرفداران  اک  ،  بدنام شوند ، ترجیح می دهند در ایران همچنان پنهانی و محدود فعالیت کنند .

اعتقاد  اکسیت  ها  به وجود خدایان  گوناگون ،  قائل  شدن  کالبد  جسمی  برای خداوند  و دیگر  باورهای   شرک   آلود   آنان  نشان می دهد اعتقادات این  فرقه از وحدانیت  فاصله گرفته است و این مساله ، ادعای اکسیت ها را درباره  همراهی اساتید  اک  با پیامبران در طول تاریخ  و موافقتشان با ادیان ، رد می کند . آنچه سبب شده است  این  فرقه با وجود باورهای شرک آمیز در جامعه مذهبی ایران طرفدارانی پیدا کند ،  جای خالی جلساتی  برای گفتگو درباره ابعاد معنوی اسلام و روش وجه عشق ورزی به پروردگار در آن است که نسل جوان  را  وادار  می کند  برای  جبران این خلا  به  دنبال عرفان های  ساخته دست بشر و از جمله  اکنکار بروند تا  با شعارهایی مانند عشق به خداوند، تولد دوباره ، رسیدن به آرامش ، تعادل  و عشق ورزی  به  خود ، معنویت را حتی از نوع تصنعی احساس کنند . از سوی  دیگر ، سابقه  تاریخی   اک   ثابت  می کند این فرقه شبه عرفانی ، طراحانی برتر از توئیچل داشته  است و هر چند او  ظاهراً لقب  ماهانتایی  گرفته اما هدایت کنندگان واقعی فرقه ، نظام های سرمایه داری لائیک هستند که درتلاشند تا با بهره برداری از باورهای معنوی انسان ها ، سودی مادی را به سمت حساب های بانکی موسسات عاملی مانند فرقه اک در آمریکا هدایت کنند .

وهابیت از کجا آمد ؟

وهابیون علت حضور خود را در اسلام ، مبارزه با خرافات و بدعت معرفی می کنند ، عمدتا خود را جدا و مستقل از مذاهب تشیع و تسنن می دانند و برای اثبات حضور خود فقط به قرآن استدلال می کنند ، کتب و احادیث را به سوی دیگر می نهند و فقط به معنی ظاهری آیات قرآن متمسک می شوند .

فردی که این فرقه ناپاک را بنا نهاد شخصی بود بنام شیخ محمد بن عبدالوهاب از اهالی نجد عربستان سعودی در شهری بنام عُیینه در سال 1115 هجری قمری متولد شد و در سال 1206 هم درگذشت ، داستان وهابیت از او آغاز نمی شود و می توان رد سخنان این شیخ خود رای را در کتب گذشتگان یافت و حتی ریشه این بیانات را حدود قرن چهارم هجری از فردی حنبلی مذهب می توان یافت و نوعا اینانی که مدعی خرافه زدایی هستند حنبلی هستند و در واقع از میان حنابله ( پیروان محمد ابن حنبل ) شکوفا شد .

شخصی بنام ابو محمد بر بهاری متعلق به قرن چهارم ، نخستین کسی بود که در جهان اسلام زیارت قبور را حرام کرد و مدعی بود که قبور نباید زیارت شوند . بعد از او عبدالله ابن عُکبری که بنام ابن بطّه معروف است و موت او به 378 هجری قمری بود هم زیارت قبر پیامبر اسلام را حرام دانست و هم شفاعتشان را رد کرد ، لذا زیر بنای این نطفه حرام از زمان های قدیمی تر بوده و از همه مهمتر شخصی بنام ابن تیمیّه بود که در حدود قرن هفتم زندگانی می کرده در واقع می توان ابن تیمیّه را معمار این بنا دانست و محمد ابن عبدالوهاب پایان دهنده این بنا عمده عقاید خود را از این فرد اخذ می کرده ، ابن تیمیّه شاگردی داشته بنام ابن قیّم جوزی که کتابی به نام روح را تالیف کرده که در این کتاب شدیدا ابن تیمیّه و عقایدش را تحسین می کند .

ابن تیمیّه در سال 661 در حرّان در حدود عراق متولد شد ، در سن 20 سالگی پدر عالمش از دنیا می رود و او بجای پدرش به منبر می رود و سخنانی را ایراد می کرده که به مزاق مردم خوش نمی آمده و از جمله مسائلی که شدیدا به آن حمله ور می شده بحث توسل بوده که بعد ها جزوه ای را با نام " حکم التوسل بالولیا و الصالحین " به چاپ رساند و در همین کتاب با اشاره به این آیه قرآن که خداوند فرموده : ادعُنی اَستَجِب لَکُم ( بخوانید تا اجابت کنم شما را ) بیان کرد که وقتی خداوند حاضر و ناظر است معنایی ندارد به پیامبران و اوصیاء او متوسل شد چون آنه از دنیا رفته اند و قادر به پاسخ گویی نیستند . او عمده عقایدی را که به زبان جاری می ساخت با اعتقادات مردم سنخیتی نداشت لذا از میان مردم مخالفینی را هم پیدا کرد و چندین بارهم روانه زندان شد و به شهرهای مختلفی از جمله سوریه ، عراق و مصر و در آخرین بار هم در زندان از دنیا رفت . کتاب منحاج السنه ابن تیمیّه که در مقابل کتاب منحاج الاستقامه عالم بزرگوار شیخ حر عاملی نوشت و علیه این کتاب پاسخ هایی را ایراد کرد که اغلب عقایدش را در این کتاب وارد کرد .

اولین مسائله ای که در این کتاب مطرح شده " توحید عبادی " است و عنوان می کند درخواست و تمسک غیر از خدا شرک است و همچنین در مورد زیارت قبز پیامبر اکرم گفته است که اگر هدف زوار ، مسجد النبی نباشد زیارت قبر پیغمبر لغو و شرک است .

یکی از مشکلات حنبلی ها این است که به ظاهر آیت قرآن خیلی متمسکند و ظاهر را سند می دانند در صورتی که اگر از مفسران و معلمان قرآنی استفاده نشود ممکن است فرد حتی از اسلام هم منحرف شود ، به طور مثال آیاتی را از جبر خداوند سخن رفته است مانند آیه 25 سوره آل عمران .

یکی از بزرگترین تهمت هایی را که همواره وهابیون به شیعیان وارد می کنند این است که می گویند اینان معتقدند که قرآن قابل فهم نیست و شیعه برای فهم آیات قرآن سراغ دیگران می روند ( منظور از دیگران ، ائمه و مفسران هستند ) . در حالی که حتی یک نفر از شیعه نمی گوید که قرآن قابل فهم نیست ، تنها معتقد است که برای فهم آیات مشکل قرآن کریم سراغ عالم و معلم قرآنی می رود و همچنین شیعه بر این باور است که سراغ کسانی می رویم که همانند پیامبر باشد و آنها کسانی نیستند جز ائمه پاک و مطهر .

کتاب کشف الشبهات محمد بن عبدالوهاب که حدود 30 صفحه می باشد عمده ترین مسائله ای که روی ان توقف کرده ، مسئله توسل است که هرگز نباید به غیر از خدا متوسل شد و سراغ هیچ بنده او رفت . محم که پدرش در آن زمان ها وکیل بود و از تفاسیر علمی قرآن هم آگاه بود از دشمنان شماره یک او شد و او را از شهر اخراج کرد و به شهری در الدرعیه تبعید کرد . در آنجا با فردی بنام محمد السعود که فرماندار آنجا بود متوسل شد و ارتباطاتی نهانی را با وی آغاز کرد و وعده داد که اگر او را در ترویج عقایدش همراهی کند ، همه عربستان را فتح و او را حاکم کند و دقیقا همین کار را هم انجام داد و اولین اقدام آنه تخریب قبور ائمه و بارگاه ها بود و از عجیب ترین حمله آن ها یورش به عراق و کربلای امام حسین بود که در یک روز بیست هزار نفر را کشتند و هم زیور آلات حرم را به غارت بردند .

در رد این ادعای وهابیون که معتقدند متوفی قادر به پاسخ گویی زندگان نیستند در آیه 10 سوره سجده خداوند عنوان می کند که هر انسانی بعد از مرگ زنده است و مرگ یعنی جدا کردن علاقه روح از بدن و زنده بودن انسان نزد پروردگار .

خاطرات مستر همفر را حتما بخوانید

مهم ترین حجاب های راه از دیدگاه صوفیان

هر مسافری که بخواهد راهی را بپیماید ، پیش از حرکت ، به موانع ان راه می اندیشد و برای برطرف کردن و از میان برداشتن آن موانع کوشش می کند ، تا هنگام پیمودن راه دچار مشکلات نشوند و بتواند با سلامت و کمترین صرف وقت و نیرو به هدف خود برسند .

صوفی نیز برای وصول به حقیقت پیش از ورود در طریقت ، به موانع می اندیشد . موانع ، ممکن است متعدد باشد ، اما آنچه لازم است مورد انتقاد و ارزیابی قرار گیرد دو موضوع مهم است که صوفی به طور کلی انه را مانع می پندارد ، در حالی که ان دو اگر از طریقی که قرآن و ائمه طاهرین راهنمایی می فرمایند مورد استفاده قرار می گیرند نه تنها مانع طریقت نیستندد ، بلکه ابزار مفید و کارسازی برای تحقق اهداف مقدس الهی اند .

آری ، علم ، ذکر ، زن ، فرزند ، پدر ، مادر ، فامیل ، پول ، مقام ، ریاست ، قدرت و جز اینها ممکن است حجاب راه شوند ، اما برای آنان که نفس اماره اشان ، حجاب راه است ، نه مومنان و پارسایان که از این ابزار ، جهت پیشبرد و اعتلای کلمه حق بهترین استفده را می کنند . بای این گونه انسان ها ، این ابزار نه تنها راه حجاب نیستند ، بلکه طریق احسن برای گام نهادن در صرط مستقیم و حرکت به سوی حق هستند . به هر روی در مسلک تصوف ،  مهمترین موانع طریقت عبارت اند از :

1 . علم و کتاب

2 . زن و فرزند

و اینک به ارزیابی دومانع یاد شده می پردازیم :

علم وکتاب

اسلام به اموختن علم و دانش و آموزش آن به دیگرانت اهمیت فراوان می دهد به گونه ای که در عقاید اسلامی یکی از صفات کمالیه ثبوتیه پروردگار متعالی ، (( علم )) شمرده شده و خداوند در قرآن کریم در آیات متعدد به فراگیری آن تشویق کرده  است . برای نمونه به ذکر چند آیه اکتفا می شود :

اِقرَا بِاسمِ رَبِّک الَّذی خلق * خَلَقَ الإانسانَ مِن عَلَق * اِقرَأ و رَبُّکَ الأَکرَمُ * الَّذی عَلَّمَ بِالقَلَمِ * عَلَّمَ الإِنسانَ ما لَم یَعلَم )

بخوان به نام پرودگارت کحه آفرید * آفرید انسان را از خون بسته * بخوان که پروردگارت بسیار بزرگوار است * آن پروردگاری که با قلم آموخت * آموخت انسان را آنچه نمی دانست .

2 . خداوند برتری انسان را در دو چیز می داند (( اینان )) و (( علم )) :

( یَرفَعِ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مَنکم و الَّذین َ أُوتوا العِلمَ دَرَجات )

خداوند  ] رتبه [ کسانی را که ایمان آورده و کسانی را که از دانش بهره مند شده اند به درجاتی بلند گرداند .

3 . خداوند به قلم و آنچه می نگارد سوگند یاد کرده است که این ، نشان دهنده اهمیت علم و معرفت است .

( ن و َالقَلَمِ وَ ما یَسطُرون َ )

در روایاتی که از پیشوایان معصوم رسیده است سخنان فراوانی در فضیلت علم وجود دارد ، تا انجا که در کتب روایی ، ابوابی چند را درباره علم قرار داده و گاه کتابی مستقل از روایات ائمه درباره آن نوشته اند ، که نمونه آن کتاب ها ، " منیه المرید " از تالیفات شهید ثانی است .

در اینجا به نقل روایاتی چند برای نمونه بسنده می شود :

1 . علی علیه السلام فرمود :

یا کُمیل ! ما مِن حَرَکَه إلّا و َ أَنتَ مُتاج فیها إلی مَعرِفَه

ای کمیل ! هیچ حرکتی نیست جز این که تو در ان حرکت به معرفت نیاز داری .

2 . همچنین فرمود :

لاتَُستَعظِمَنَّ أَحَدا حَتّی تَستکشَفَ مَعرِفَتهُ

هیچ انسانی را بزرگ مشمار تا آنگاه که میزان معرفت او را به دست بیاوری .

3 . امام صادق از پدرش امام باقر نقل کرد که حضرت فرمود :

إِنّیِ نَظَرتُ فِی کَتاب لَعَلی عَلیه السلام فَوَجَدتُ الکِتابِ : إِنَّ قیمَه : کُلّ ِ امرِی و قَدرَ مَعرِفَتُهُ

من در کتابی از علی علیه السلام نگاه کردم و در کتاب یافتم که نوشته بود : ارزش و بهای هر انسانی و جایگاه و منزلت او به میزان معرفت او است .

4 . امام صادق فرمود :

إِذا کانَ یَومُ القِیامَهِ وُزّ ِنَ مِدادُ العُلَماءِ بِدِماءِ الشّهَداءِ فَیَرَجَّحُ مِدادُ العُلَماءِ عَلی أشماءِ الشُّداءِ

آن گاه که روز روز قیامت برپا گردد مداد دانشمندان با خون شهیدان سنجیده می شود ، و مداد دانشمندان بر خون شهیدان برتری می یابد .

5 . پیامبر خطاب به علی علیه السلام فرمود :

یا عَلیُّ ! نَومُ العالِمِ أَفضَلُ مَن عَبادَهِ العابِدِ ، یا عَلیَّ!رَکعَتانِ یُصلّیهُما العالِمُ أَفضلُ مِن سَبعینَ یُصلّیها

العابِدُ

فرمود : ای علی : خواب یک دانشمند ] دانا به علوم دینی [ برتر از عبادت عابد است . ای علی ! دو رکعت نماز که آن را دانشمند بخواند برتر از هفتاد رکعت نماز است که آن را عابد بخواند .

اکنون با یاد آوری این آیات و روایات ، سزاوار است که سخنان سران تصوف مورد بررسی قرار گیرد ، تا دریابند که به رغم وجود این همه آیات و روایات در فضیلت معرفت و دانش ، آنان نوشتن و آموختن را به طور کلی مانع و حجاب راه سالک پنداشته و گاهی به انهدام آثار علمی پرداخته اند .  شیخ عطار در شرح زندگانی (( ابو سعید خراز )) نوشته است :

... و گفت بر کرانه دریا جوانی دیدم مرقع پوشیده و حجره ( دوات ) آویخته ... گفتم : ای جوان ! راه به خدای چیست ؟ گفت : راه به خدای دو است : راه خواص و راه عوام ، تو را از راه خواص هیچ خبری نیست ، اما راه دوم این است که تو سپری و معاملت خود را علت وصول به حق می نهی ، و محبره را آلت حجاب می شمری . ( تذکره الاولیاء ، ج 2 ، ص 35 )

احمد حواری در ابتدا به تحصیل علم مشغول بوده تا در علم به درجه کمال رسید ، آنگاه کتب را برداشت و به دریا برد و گفت : نیکو دلیل و راهبری بودی ما را ، اما پس از رسیدن به مقصود ، مشغول بودن به دلیل محال بود ، که دلیل آنگاه باید که مرید در راه بود ، چون پیش گاه پدید آمد درگاه و راه را چه قیمت ، پس کتب را به دریا رها کرد ، به سبب آن ، رنج های عظیم کشید ، و مشایخ گفتند : آن در حال سُکر بود . ( تذکره الاولیاء ، ج 1 ، ص 238 )

از این عبارات چنین بر می آید که برخی از صوفیان در مقام سلوک ، علم را حجاب نمی دانند ، بلکه چون پس پیمودن راه به مقام وصول رسیدند ، هرگونه دلیل راه را به سبب پندار بی نیازی به آن رها می کنند ، که علمنیز به گمان انان از جمله دلیل های راه است .

نقل است : ابو محمد مرتعش در اعتکاف نشسته بود آخر ماه رمضان در جامع ، بعد از دو روز بیرون آمد ، گفتند : چرا اعتکاف را با طل کردی ؟ گفت جماعتی قُرّا – اریان قرآن – را نتوانستم دید و آن دیدن طاعت ایشان بر من گران آمد .  ( تذکره الاولیاء ، ج 2 ، ص 71 )

اعتکاف در آغاز ، تکلیفی مستحب است ، ولی پس از دو روز واجب می شود ، و آقای مرتعش واجب را ترک می کند تا کسانی را که به انجام کار مستحب و با فضیلتی مانند خواندن قران باشد را نبیند – عذر بدتر از گناه .

و همچنین در اسرار التوحید در ادامه به قول ابو سعید نقل می کند که گفت :

چون حالت به ما روی نمود از کتب و دفاتر خود راحت نمی یافتیم ، از خدا خواستم که مرا آسایش خاطر بدهد ، خداوند با من فضل کرد کتاب ها را از خود دور ساختم و به تلاوت قرآن پرداختم ، از (( فاتحه الکتاب )) شروع نموده تا در سوره انعام به این آیه رسیدم ( قُلِ اَللهُ ثُمَّ ذَرهُم فی خَوضِهِم یَلعَبُونَ ) به معنای : بگو خدا ( همه را فرستاده ) آنگاه بگذار تا در ژرفای ( باطل ) خود به بازی (سرگرم ) شوند
، لینجا کتاب از دست بنهادیم ، هر چند کوشیدیم تا یک آیت دیگر پیش رویم راه نیافتم ، آن نیز از پیش برگرفتیم .

یعنی قرآن خواندن را تعطیل نمودیم !!

در آن وقت که شیخ ما - او سعید  ابوالخیر -  کتاب دفن می کرد و آن دکان برآورده و کتب در آن جا نهاده و خاک بر زبر آن کتاب ها می کرد .

زن و فرزند

پیش از این بیان شد که آفرینش انسان همانند سایر پدیده های جهان دارای هدفی مشخص و هماهنگ با حکمت آفریدگار است . و یادآوری این نکته بدان سبب است که موضوع ازدواج در میان دو جنس زن و مرد ، اهمیت ویژه ای دارد ، زیرا بقای نسل بشر و در نتیجه ، پیاده شدن هدف خداوند متعالی به ازدواج و همسر گزینی بستگی کامل دارد . از این جهت در احادیث معصومین به همسر گزینی و زاد و ولد تشویق فراوان شده است ، به گونه ای که پیامبر اسلام و پیشوایان معصوم که مقرب ترین بندگان درگاه الهی هستند ازدواج را سنت خود دانسته و از ترک آن به شضدت مذمّت فرموده اند . به عنوان نمونه در احادیث نقل شده :

1 . امام باقر علیه السلام میفرماید :

قال رسولُ الله : ما بُنِیَ بِناءُ فِی الاِسلام ِ أَحَبُّ إِلَی عَزَّوَجلَّ مِن التُزویجَ

پیامبر فرمود : در اسلام چیزی محبوب تر از همسر گرفتن ، در پیشگاه خدا بنیان نهاده نشده است .

2 . علی علیه السلام فرمودند :

تَزَوَّجُوا ؛ فَإِنَّ التَّزویجَ سُنَّهُ رَسولِ اللهِ فَإنهُ کانَ یَقولُ : مَن کانَ یُحِبُّ أَن یَتَّبِعَ سُنَّتی فَإِنَّ مِن سُنَّتی التَّزویجَ ، وَ اطلُبُوا الوَلَدَ فَإَنّی مُکاثِرُ بِکُمُ الاُمَمَ غَدا

همسر بگیرید که همسر گرفتن ، سنت رسول خدا است ، زیرا او همواره می فرمود : هر کس که دوست دارد سنت مرا پیروی نماید پس بداند همسر گرفتن از سنت من است ، و فرزند بخواهید زیرا من در روز قیامت به فزونی شما نسبت به امت های دیگر نیرومندتر می شوم .

 

3 . اممام صادق به نقل از پیامبر فرمودند :

مَن أَحبَّ أَن یلقَی اللهَ طاهِرا مُطهّرا فَلیَلقَهُ بِزَوجَه

هر که دوست داشته باشد که خدا را به گونه ای پاک و پاک شده ملاقات کند ، پس او را با همسر ( ش ) ملاقات نماید .

اکنون به مذهب تصوف نگاه بیفکنیم تا دریابیم که چگونه این مذهب را که بقای نسل بشر و پیاده شدن هدف اللهی به آن بستگی دارد ، مانع و حجاب راه سالک می شمارد  ، در حالی که سردمداران آن ، خود را پیرو امت پیامبر دانسته و احیانا اگر شیعه باشند مدعی پیروی از علی و پیشوایان معصوم هستند .

جنید بغدادی می گوید :

هر مریدی که با زن ازدواج کند و ... از وی هیچ نیاید . ( تذکره الاولیا جلد 2 صفحه 22 )  

در بصره مردی بود توانگر ، بمرد و مال بسیار بگذاشت ، دختری داشت با جمال ، دختر به نزدیک ثابت بنانی آمد و گفت ای خئاجه می خواهم که زن مالک باشم تا مرا در کار طاعت یاری دهد . ثابت با مالک بگفت : مالک جواب داد که من دنیا را سه طلاقه داده ام ، این زن از جمله دنیاست ، مطلقه ثلاثه را نکاح نتوان کرد . ( تذکره الاولیا جلد 2 صفحه 39 )

و همچنین در روایات ائمه در مورد فرزندان آمده است :

1 . پیامبر فرمود :

أَحَبُوا الصِبیانَ وَ ارحَمُوهُم

کودکان خود را دوست داشته باشید و نسبت به آنان مهربان باشید

2 . امام صادق فرمود :

إَنُ الله لَیَرحَمُ العَبَدَ لِشِدَّهِ حُبُهِ لِوَلَدِهِ

 به سبب دوستی بسیار انسان نسبت به فرزندش خداوند نیز بر او ترحم می نماید .

در یکی از روایات همین صوفیان درویش می خوانیم :

سمنون محب ، در آخر عمر برای سنت ، زنی خواست ، دختری در وجود آمد ، چون سه ساله شد ، سمنون محب را با وی پیوندی آمد ، همان شب ، قیامت را به خواب دید و دید عَلَمی نصب کرده اند بر هر قومی ، و عَلَمی نصب می کردند که نور او عرصات فرو گرفت ، سمنون گفت : این علم از آن کدام قوم است ، ایشان گفتند : ار آن قوم که ( یُحِبُّهم و یُحِبُونهُ ) 54 مائده ، در شان ایشان است ، یعنی عَلَم محبان است ، سمنون خود را آن میان انداخت ، یکی بیامد و او را از میان ایشان بیرون کرد ، سمنون فریاد برآورد که چرا بیرون می کنی ؟ گفت : از آن که این عَلَم محبان است و تو از ایشان نیستی ، گفت : آخر مرا سمنون محب خوانند و حق تعالی از دل من می داند ، هاتفی آواز داد که ای سمنون ! تو از محبان بودی ، اما چون دل تو بدان کودک میل کرد نام تو را از جریده محبان محو کردند .  ( تذکره الاولیا جلد 1 صفحه 231 و 232 )