موضوع جدید

اعوذوا بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و ادب و احترام

موضوع سلفی گری در پست قبلی به اتمام رسید ، امیدوارم که مورد استفاده واقع شده باشد.

و اما...

مطالبی که زین پس مطالعه خواهید کرد تحقیقی جامع پیرامون فرقه اهل حق یا نام آشناتر علی اللهی ها خواهد بود که این فرقه در کشور عزیز ما طی طریقت می کنند و بعضا دست به فعالیت های تیلیغاتی هم می زنند ، اما نقد ما به فرقه نورعلی الهی باز می گردد که گویا پرجمعیت ترین و شاخص ترین فرقه در ایران عزیز است .

امیدوارم با کمک خداوند و توجهات خاصه حضرت ولی عصر در این راستا قدم های مفیدی بردارم.

لطفا در طول مطالب ما را از نظرات خود محروم نفرمائید.

سلفی گری (14)

در پایان یادآور مى‌شویم شیوه سلف صالح در تمام برخوردهاى نظامى، بر نرمش و مدارا و سازش با رسوم و آداب مردم بود و رمز موفقیت و گسترش سریع اسلام، در گرو همین عدم مداخله در آداب و فرهنگ‌ها بود. پس از مسئله توحید و اعتقاد به سراى دیگر و نبوت پیامبر اسلام و به پا داشتن نماز و پرداخت زکات، در بقیه مسایل، کوچک‌ترین مداخله‌اى نمى‌کردند. در حقیقت، هدف این بود که انسان‌ها از بندگى غیرخدا به بندگى خدا در آیند و هر گاه به این امر، اعتراف مى‌کردند، بقیه مسایل به خود آنها واگذار مى‌شد، مگر آنکه مسایلى مانند شراب و قمار مطرح شود، که فقط حد شرعى اجرا مى‌شد؛ آن هم با رعایت همه شرایط که در موارد اندکى، تحقق مى‌یافت، ولى آیا روش این "سلفى‌ها" هم همین است؟ آیا افراد، در انجام وظایف دینى خود در حرمین شریفین آزادند؟ مسئله "زیارت قبور" و "توسل به ارواح مقدسه" یکى از مسایل فرعى است که هرگز سلف صالح آنها را مطرح نمى‌کردند، ولى الان در رأس تمام امور قرار گرفته است. گسترش قمار و شراب و روابط نامشروع دختر و پسر و تأسیس بانک‌هاى ربوى ، تربیت نسل نو و رساندن پیام اسلام به ناآگاهان و نشان دادن رأفت اسلامى اصلا براى آنها مطرح نیست.

اشغال سرزمین‌هاى اسلامى، سیطره کفار بر مسلمانان و به خاک و خون کشیده شدن مسلمانان بى‌گناه و غصب اراضى و خانه‌هاى آنان، اصلا مورد نظر این سلفى‌ها نیست و آنها خود را به غفلت زده‌اند و همه این امور را نادیده مى‌گیرند و نسبت به آنها احساس وظیفه نمى‌کنند؛ فقط به یک رشته مسایل فرعى و جزئى پرداخته‌اند. حالا ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟

به همین دلیل، در طول فعالیت این گروه‌ها، اسلام و مسلمانان نه تنها به عزت و کرامت، دست نیافتند، بلکه روز به روز در دام کفار گرفتارتر و دچار آسیب و شکست بیشتر شدند. ما، در اینجا دامن سخن را کوتاه کرده و از عالمان واقعى اسلام، در هر مکان و منطقه‌اى که زندگى مى‌کنند، خواهان تشکیل یک همایش بى‌طرف، درباره دعوت به وحدت و تقریب و اصلاح روش‌هاى فکرى و اعتقادى هستیم تا خلف این امت نیز هم‌چون سلف آن به عزت و کرامتى که مورد نظر خدا و رسول است، دست یابند .

سلفی گری (13)

سؤال هشتم

اکنون که منبع فکرى، کتاب و سنت است، کتاب و سنت، بسیار بر عقل تأکید مى‌کنند. واژه " عقل " در قرآن 49 بار آمده است و واژه‌هاى "نُهى" و "لُبّ"، مکررا به کار رفته است. سرانجام، ما خدا را و رسالت پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله را با عقل شناخته‌ایم. چگونه این خلف صالح به سلف صالح نسبت مى‌دهد که بهره‌گیرى از عقل، کار " عقلیون " است و " عقلیون " جایگاهى در میان مسلمانان ندارند؟

آنان توجه ندارند که کنار نهادن خرد و بى‌اعتنایى به آن سبب مى‌شود که اصل دین متزلزل شود، زیرا اساس دین که همان شناخت خدا و شناخت انبیا و آخرین پیامبر صلى‌ اللّه ‌علیه‌ و آله است، تنها با کتاب و سنت، انجام نمى‌پذیرد. حتى قرآن مجید، " توحید در خالقیت و ربوبیت" را با قانون خرد ثابت مى‌کند و مى‌فرماید: لو کان فیهما آلهة الا اللّه لفسدتا " ؛ (17) " اگر در آسمان و زمین، خدایانى جز اللّه وجود داشتند، آن دو تباه و نابود مى‌شدند ".

-----------------------------------------------------------------

17. سوره انبیاء، آیه 22

سلفی گری (12)

سؤال هفتم ‌

روش "سلف" این بود که گوینده شهادتین را مسلمان تلقى کرده و هرگز قلوب مردم را نمى‌شکافتند و از عقیده آنها تفتیش نمى‌کردند. از رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند که فرمود: ‌من نیامده‌ام تا قلوب مردم را بشکافم و از درون آنها مطلع شوم. این در زمانى بود که خالد بن ولید به پیامبر گفت: بسیار از نمازگزاران، به زبان چیزى را مى‌گویند که در دل قبول ندارند. پیامبر در پاسخ فرمود: "انى لم اومر ان انقب عن قلوب الناس و لا ان اشق بطونهم؛(16) من هرگز مأمور به تفتیش قلوب مردم و شکافتن درون آنها نشده‌ام".

بنابراین سلف صالح از نظر سلفى‌ها بر همین روش بودند و جز گروه اندکى به نام "خوارج"، کسى اهل "تکفیر" نبود. آرى به خود حق مى‌دادند که نقد کنند، اما به خاطر اختلاف فکرى و عقیدتى و عملى، یک‌دیگر را "تکفیر" نمى‌کردند.

اکنون خلفى که ادعاى پیروى از این "سلف صالح" دارند، تنها با سلاح تکفیر و تفجیر (انفجار و عملیات انتحارى) با مسلمانان رو به رو مى‌شود. اکنون موج تکفیر که از سوى جریان سلفى به راه افتاده، آبروى اسلام را در جهان به خطر انداخته و احیاگر اندیشه باطل کشیشان است که مى‌گفتند: "اسلام، در پرتو شمشیر پیشرفت کرده است"؛ چرا؟

--------------------------------------------------------------- 

16. صحیح مسلم، باب زکاة، حدیث شماره 2341.