پاسخ به گزیده ای از شبهات وهابیان

شبهه:

علي (عليه السلام) با ابوبكر و عمر بيعت كرد، آيا اين نشانه حقانيت آن ها در خلافت نيست؟

پاسـخ:

شيعه بر اين باور و اعتقاد است كه امير مؤمنان هرگز با احدي بيعت نكرد; زيرا خود را خليفه منصوص خدا مي دانست، ولي آنگاه كه ديد زمام امور به دست غير او افتاد، وظيفه تشخيص داد كه در مواردي آن ها را ارشاد و راهنمايي كند; آن حضرت، خود مي گويد:

«ديدم اگر به دنبال گرفتن حق خويش باشم، همين اسلام موجود نيز از ميان مي رود.»

وقتي وضعيت را اينگونه يافت، همراهي و همكاري را لازم ديد.

حتي آنگاه كه برخي از اعراب از پرداخت زكات سرپيچي كردند، چاره اي جز سكوت نيافت. البته در مواردي كه لازم ديده، پرده را كنار زده و از حقانيت خويش دفاع كرده است.

به گفته روايات اهل سنّت، امير مؤمنان، پس از درگذشت فاطمه زهرا (عليها السلام) بيعت كرد. ولي حضرت فاطمه (عليها السلام) تا جان در بدن داشت، با

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . نهج البلاغه، نامه شماره 62        

ابوبكر سخن نگفت و از او خشمگين بود.

ما فرض مي كنيم كه حضرت علي (عليه السلام) پس از درگذشت حضرت فاطمه، با خليفه بيعت كرد، ولي تمام محدثان و عالمان اتفاق نظر دارند كه حضرت فاطمه تا آخرين لحظات عمرش بيعت نكرد بلكه از آنان روي گردان بود

ابن حجر در شرح صحيح بخاري نقل مي كند: «فاطمه بر ابو بكر خشم گرفت و از او دوري جست تا آن كه پس از شش روز از دنيا رفت. همسرش علي بر او نماز گزارد و ابوبكر را از اين ماجرا آگاه نساخت.

اكنون مي پرسيم: دخت گرامي پيامبر (صلي الله عليه وآله) كه به حكم روايت بخاري، بهترينِ زنان جهان بود و طبعاً چنين زني، معصوم يا تالي تلو معصوم است، چرا با ابوبكر بيعت نكرد؟ اگر واقعاً خلافت ابوبكر، مشروع بود، چرا دخت گرامي پيامبر نسبت به وي خشمگين بود؟ كمي صريح تر بگوييم، پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) فرموده است:

«مَن مَاتَ وَ لَمْ يَكُن فِي عُنُقِه بَيعَةَ إِمَام فَقَدْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً».

«هركس بميرد، در حالي كه با امامي بيعت نكرده باشد، مرگ او مرگ جاهليت است.»

اكنون بايد به يكي از اين دو پرسش پاسخ داده شود:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . صحيح بخاري، ج4، ص42، ج5 ، ص82 ، و ج8 ، ص30

2 . فتح الباري، كتاب المغازي، باب غزوه خيبر، ج7، ص493، حديث 4240 و نيز كتاب الفرائض، ج12، ص5 ، حديث 6726

3 . صحيح مسلم، ج6، ص22، باب حكم من فرّق أمرالمسلمين ; سنن بيهقي، ج8، ص156       

الف) دختر گرامي پيامبر (صلي الله عليه وآله) با ابو بكر بيعت نكرد و بيعت امامي را بر گردن نداشت، آيا نعوذ بالله مرگ او مرگ جاهليت بود؟

ب) كسي كه خود را امام زمان معرفي مي كرد، امام واقعي نبوده، بلكه در جايگاه امام واقعي نشسته بود.

مورد نخست را نمي توان انتخاب كرد; زيرا دختر گرامي پيامبر (صلي الله عليه وآله) همان بانويي است كه خداوند او را از هر رِجْسي تطهير كرد و پيامبر (صلي الله عليه وآله) در باره اش فرمود: «فَاطِمةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ».

ونيز فرمود: «يَا فَاطَمة إِنَّ الله يَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَيَرْضَي لِرِضَاكِ».

پس بايد گفت: او طاهره مطهّره بوده و هرگز بر خلاف فرمان پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) عمل نكرده است.

در اينجا نتيجه مي گيريم:

حضرت فاطمه با كسي كه بيعت نكرد، امام واقعي نبوده و به يقين وقتي از دنيا رفت، بيعت امامي بر گردنش بوده و او كسي جز علي بن ابي طالب (عليه السلام)  ، وصيّ رسول الله، نبوده است.

به گفته بخاري (به فرض صحّت گفتار وي) علي (عليه السلام) پس از شش ماه بيعت كرد، اين سخن حاكي از آن است كه اين انتخاب، از نظر امام انتخاب صحيحي نبود; زيرا آن حضرت هرگز از امر مشروع كناره گيري نمي كرد.

شگفت است كه اين همه مدارك تاريخي بر مظلوميت زهرا و

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بخاري، ج4، ص 25، باب مناقب قرابة رسول الله (صلي الله عليه وآله)  .

2 . صحيح بخاري، ج4، ص 210 ; مستدرك حاكم، ج3، ص154

همسر عزيزش و ظلم هايي را كه بر آن ها، از طرف خلافت شد، ناديده مي گيريد و بر يك بيعت، آن هم پس از شش ماه بسنده مي كنيد و از اين طريق، بر همه رخدادهاي تلخ، كه پس از رحلت حضرت رسول (صلي الله عليه وآله) پيش آمد، سرپوش مي گذاريد!

از اين بيان روشن مي شود پرسشي را كه (پرسش 117) از ابن حزم نقل كرده كه او گفته است: «از شيعه مي پرسم علي بن ابي طالب بعد از شش ماه با ابوبكر بيعت كرد، آيا تأخير او در بيعت، كار درستي بوده يا نه...؟» اين پرسشي است بر اساس يك پندار كه تنها خودِ ابن حزم و پيروانش قائل اند. بيعت از ناحيه آن حضرت مطلقاً منتفي است و اصلا خليفه وقت، بعد از شش ماه، نيازي به بيعت علي (عليه السلام) نداشت; زيرا زمام كارها را به دست گرفته بود و علي بن ابي طالب (عليه السلام) هم كسي نبود كه به خاطر دختر پيامبر، واجبي را ترك كند. بايد گفت همكاري و همراهي حضرت در حدّ ارشاد خلفا بود تا لااقل اصل اسلام از ميان نرود و چنان كه خواهيم گفت، به فرض كه بيعتي بوده، از روي اكراه و اضطرار بوده و در نامه معاويه به علي (عليه السلام) به اين واقعيت تصريح شده است. 

سبک زندگی قرآنی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سخنرانی جناب آقای دکتر فریدونی در موسسه میقات القرآن-شعبه سلمان فارسی(ره) در 23 رمضان سال 1392.

سخنرانی فوق جزء سلسله همایشات سبک زندگی قرآنی بود که موسسه میقات القرآن در استان البرز اقدام به برپایی آن نمود.

همچنین در روز برپایی این همایش چهره ها و افراد نام آشنایی از جمله حجت الاسلام پورمظاهری نماینده سابق و آقای ابوالحسنی نماینده فعلی شورای اسلامی استان البرز به همراه جمعی از مسئولین محترم اداره ارشاد و تبلیغات اسلامی استان حضور داشتند.

از اینجا دانلود کنید