در ادامه صفحه 193 همین کتاب یعنی کتاب تاریخ نبیل مطالبی را می خوانیم که بعد از ملاقات باب با منوچهرخان معتمدالدوله صورت گرفت .

" منوچهرخان در میان جمع از علی محمد باب در خواست می کند در مورد نبوت خاصه درباره پیامبر اکرم مطالبی را بنویسد ، حضرت باب قلم را برداشتند و در فاصله 2 ساعت 50 صفحه نگاشتند و حقانیت اسلام مبرهن داشتند " .

" معتمدالدوله چنان استماع آن آیات در وجودش تأثیر نمود و به حدی مسرور و مشعوف شد که در آن محضر با صدای بلند گفت : من تا کنون دیانت اسلام را قبلاً معتقد نبودم و اقرار و اعتراف جازم به صحت اسلام نداشتم بیانات این جوان مرا قلباً به تصدیق اسلام وادار کرده"  .

* لازم است که کمی دقیقتر شویم و دقت کنیم که قبل از اینکه علی محمد درباره نبوت پیامبر اسلام مطلبی بنویسد معتمدالدوله عنوان کرد تا قبل از آن قلباً به دیانت اسلام معتقد نبودم !!

اعتقاد به دیانت اسلام چند مرحله وجود دارد که هر جوینده ای طبعاً این مراحل را انجام می دهد که یکی از مراحل به طور مثال بطلان آئین فعلی حضرت مسیح است ، دوم اثبات حقانیت اسلام ، سوم حقانیت پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیه السلام و امام دوازدهم  ودر آخر نایبش که مثلاً علی محمد شیرازی باشد . باید این سوال را طرح کرد که اگر معتمدالدوله قبلاً به آئین اسلام معتقد نبود پس چرا از علی محمد باب دعوت به عمل آورد ؟

باید بگوییم که اصالتاً منوچهرخان گرجی  ( روسی )  بوده و این مطلب را می توان در کتاب قرن بدیع جلد اول و کتاب تاریخ نبیل ملاحظه کرد .