تبدّل ماده به انزژی و بالعکس از زبان قرآن

از دیدگاه فلاسفه موجودات معمولا به سه دسته تقسیم می شوند و به اسامی : واجب الوجود ، ممتنع الوجود و ممکن الوجود مشهور و معروف اند.

واجب الوجود یعنی وجودی که باید باشد چون هستی از او نشأت گرفته و مراد ومنظور هم از این واژه ذات اقدس خداوندی است .

ممتنع الوجود هم یعنی چیزی که نباید وجود داشته باشد ، مثل اینکه جمع نور و ظلمت در یک محل و مکان امکان پذیر نیست .

مکن الوجود هم به تمام مخلوقات هستی اطلاق می گردد ، هر چیزی که جامه هستی پوشیده یا بر او پوشانیده اند و می توانسته که نباشد ولی طبق اراده خداوند موجود شده .

حضرات و بزرگان فلاسفه ممکن الوجود ها را به 2 قسم تقسیم میکردند :

قسم اول : جوهر

قسم دوم : عَرَض

در تعریف جوهر هم می گفتند : ممکن الوجودی که هستی ذاتی او باشد ، قائم به خود باشد و به کسی یا چیزی نیازمند نباشد .

اما عرض را هم اینگونه توجیه می کردند : عرض ممکنی است که هستی او قائم به جوهر است . برای مثال هم می گفتند جسم جوهر است اما رنگ ، بو ، طول اعراض اند .

فرضا یک گل حقیقتی ذاتی دارد که این حقیقت ذاتی پایه و مایه این گل است اما رنگ این گل ، بو ، اندازه که قابل تشخیص و شناسایی اند سوار بر این حقیقت ذاتی گل هستند که نوعی از اعراض به شمار می روند .

مجددا حضرات فلاسفه جوهر را به 5 قسم منقسم می کردند :

1 : عقل

2 : نفس

3 : صورت

4 : ماده یا هیولی

5 : جسم

و در تقسیمات 9 گانه عرض هم اینگونه می گفتند :

1 : کمّ

2 : کیف

3 : وضع

4 : اَین

5 : متی

6 : جِدَه یا مِلک یه له

7 : فعل

8 : انفعال

9 : اضافه

در مجموع یکسری از مقولات جوهری و عَرَضی را " عِشر " می نامند که برای اطلاع و آگاهی بیشتر می توان به کتب فلسفی رایج رجوع کرد .

عده ای خواستند با این دیدگاه ها سراغ قرآن بروند و تلفیقی بین بیانات فلسفی و عبارات قرآنی ایجاد کند ، در طول بررسی ها به دسته از آیاتی برخورد می کردند که فهم آنها برایشان دشوار بود ، لذا در ترجمه آیات دست به دامان یکسری توجیه و تأویلات می شدند ، مثلا به این قسمت از سوره زلزال توجه کنید :

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ(7) وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرًّا يَرَهُ(8)

آقای مهدی الهی قمشه ای متن آیه فوق را به این صورت ترجمه کرده اند :

و هرکس بقدر ذره ای کار نیک کرده آنرا خواهد دید (7) و هرکس بقدر ذره ای کار زشت مرتکب شده ان هم ( بکیفرش ) خواهد رسید .

لازم به ذکر است عبارت ذرّه در زبان عربی دقیقا به معنای اتم است به همین منظور یکی از منابع لغوی که در این زمینه به بررسی و تحقیق پرداخته کتاب لغت" لاروس" می باشد که اصالتا این کتاب فرانسوی است ، لذا پژوهشگران می توانند از این منبع جهت کسب اطلاع بیشتر بهره گیری کنند .

ذرّه بنیادین ماده بنام اتم و واجد شرایط ذرات دیگری و مرکب از الکترون ، نوترون ، پوزیترون و 36 الی 37 ذره بنیادی دیگری که اتم را می سازد .

بعد از برخورد به این آیه که " هرکس به قدر اتمی کار نیک کرده آنرا خواهد دید و هر کس هم به قدر اتمی کار زشت مرتکب شده آنره خواهد دید " دچار ابهامات و سر در گمی شدند چون معتقدند بودند " عمل " جز اعراض است و قائم به دیگری است ! چطور می شود که انسان عمل خود را که عَرَض است می بینند ؟در صورتیکه عَرَض تا زمانی که بر جوهری سوار نشود نادیدنی است ، همین فلاسفه فکر می کردند چطور امکان پذیر است نماز ، روزه ، و یا انفاقی که ما در این دنیا کرده ایم و به پایان رساندیم روزی عین همین اعمال را ببینیم؟

لذا ناچار شدند در ترجمه این آیات چیزهایی را از خود بر آن بیافزایند و بگویند انسان برای هر عملی که انجام می دهد چه خیر و چه شر جزاء و کیفر آن را می بیند!

اما این در حالی است که اولا نیازی به ترجمه فلسفی وار از قرآن نداریم و ثانیا خداوند بهتر می داند که چگونه حرف بزند و کلامش را برساند.

به هر حال این توجیه و تاویلات ناقص می رساند که باید برای فهم صحیح این آیه تحقیق و بررسی نمود .

زمانی این مباحث مطرح بود که وقتی ذغالی را در داخل اتاقی می سوزانیم و یا در اصطلاح شیمیایی کربن را با اکسیژن ترکیب کنیم بعد از سوختن مقداری خاکستر باقی می ماندولی مابقی آن ظاهرا محو می شود .

این بحثی بود که در فیزیک قدیم مطرح می شد ، بعدها فردی بنام " لاوازیه " که اصالت فرانسوی هم داشت و شیمیست نیز بود قانونی را به نام قانون " بقاء ماده و انرژی " مطرح می کند .

اما نکته لازم به یادآوری پیش از بررسی این است که فرق ماده و انرژی در فیزیک قدیم این بود ، می گفتند : سنگ بنای خلقت دو چیز است :

ا : ماده

2 : انرژی

ماده قابل روئیت است اما انرژی این چنین نیست و نمی توان آن را دید ، مثل اینکه آتش را می توان دید اما گرمای آتش را که انرژی آن باشد نه!چون گرما اثر آتش است نه خود آتش...، به همین تجربه معتقد بودند انرژی قابل روئیت نیست ماده است که قابل درک وصف است و همچنین معتقد بودند به کلی ساختمان انرژی و ماده با هم تفوت دارند به همین خاطر بود که می گفتند سنگ بنای خلقت ، ماده و انرژی است و ربطی به هم ندارند !

مشاهدات ، تجربیات و آزمایشات علمی ان وقت نشان می داد که ماده قابل تبدل به انرژی هست امام هیچگاه انرژی قابل تبدیل به ماده نیست!

بطور مثال معتقد بودند بنزینی که در اتومبیل وجود دارد و از جنس ماده هم می باشد بعد از فعل و انفعالاتی تبدیل به انرژی پتانسیل و حرکتی می شود اما بالعکس آن قابل انجام نیست .

قانونی را که لاوازیه مطرح کرد این بود :

مجموع مواد و انرژی ها در هستی ثابت است ، هیچ چیز به خودی خود به وجود نمی آید و هیچ چیز هم به خودی خود از بین نمیرود .

در عبارتی کلی تر منظور لاوازیه این بود که در هستی تبدیل داریم اما نابودی هرگز .

با طرح این قانون یک قدم به سوی نظریه پردازی های جدید برداشته شد ، بعد ها البرت انیشتین این قانون را به فرم دیگری بیان کرد و گفت که البته ما در هستی ماده و انرژی داریم اما بین این دو رابطه بسیار دقیقی وجود دارد و آن رابطه معروف فیزیکی E=MC² بود .

با این فرمول توانستند نحوه تندل ماده به انرژی را استخراج کنند ، جلوترها و بعدترها دنیا به حقیقتی دیگر توجه پیدا می کند و دانشمندان عنوان می کنند که با طرح شدن نظریه کوانتا یا کوانتم دیگر کسی دیگر حق ندارد بگوید هستی در این مجموعه عظیم 2 چیز است ، بلکه بگوئید فقط و فقط 1 چیز است !

نظریه کوانتم می گوید ماده و انرژی هر دو یک حقیقتند منتها ماده انرژی متکاثف است و انرژی هم ماده لطیف ، اگر ماده را از هم بشکافیم تبدیل به انرژی خواهد شد و اگر هم انرژی ها را به هم متصل کنیم ماده تشکیل می شود .

در این دنیا به هر چه نگاه کنیم عبارت است از تبدیل ماده به انرژی اما ظاهرا عکس آنها را نمی توانیم ببینیم که انرژی ها به ماده تبدیل می شوند ، یعنی انرژی های لطیف کثیف شوند و بتوان آنرا دید ، تا که فیزیکدان معروفی به نام " ایزاک آسیمف " (Isaac acimuf) کتابی را با عنوان " شَبَه درون اتم یا نترینو " را تالیف می کند و در این کتاب ضمن سر فصل های متعدد بحثی را با این سوال آغاز می کند : آیا در این دنیا انرژی ها را می توان به ماده تبدیل کرد؟

در طی سلسله مباحثش ثابت می کند که بله ، البته چنین چیزی در دنیای ما امکان پذیر و شدنی است .

او در همین فصل از کتابش بیان داشته است که توانسته اند انرژی های گاما را با صرف هزینه های بسیار فراوان به یک پروتن و پزیترون که هر دو از جنس ماده اند تبدیل کنند .

زمانی که این قضیه روشن شد انسان متفکر با ایمان و اعتقادی دیگر سراغ این کتاب عظیم الهی می رود که یک شخص درس ناخوانده آورده ، کتابی که سراسر حکمت ها و دانش ها در آن نهفته است .

بیاید با قرآن آشتی کنیم .

کلمات کلیدی:اعجاز علمی قرآن کریم-اعجاز قرآن کریم-قرآن کریم و انرژی هسته ای-قرآن کریم و علم شیمی-قرآن کریم و علم فیزیک-قرآن کریم و اتم-قرآن کریم و دانش های امروز