خمر در اسلام حرام شمرده شده است . خداوند درباره آن در قرآن در سوره مباركه مائده آيه 93 فرمود : ( يا ايّها الّذينَ آمَنو اِنّماَ الخَمرَ وَ المَيسَرُ وَ الاَنصابُ وَ الاَزلامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّيطانِ فَاجتَنِبوهُ لَعَلَّكُم تُفلِحونَ )

 معني : اي مومنان شراب و قمار دو تير قرعه پليدي اي است از كردار شيطان ، از آن اجتناب كنيد شايد رستگار شويد .

لحن آيه شريفه عموميّت دارد و قابل تخصيص نيست، يعني اين گونه نیست

كه براي گروهي حرام و پليد و براي گروهي ديگر پاك و حلال باشد ، بلكه هر كه مومن است براي نيل به تكامل و تهذيب نفس بايد از نوشيدن شراب اجتناب كند. ولي صوفيّه شراب را بوي‍ژه پس از مقام وصول ، حلال دانسته اند . و آن را نه تنها براي واصلان به حق و به حق پيوستگان به گمان خود - بلكه براي سالكان راه نيز مجاز شمرده اند چنانچه در كتبشان به خوبي قابل رويت است . به عنوان مثال ، مرحوم بديع الزمان فروزانفر در شرح ابيات 273 -267 مثنوي معنوي جلال الدّين مولوي ( از مهمترين سران صوفيّه ) مي نويسد : افلاكي آورده است : همچنان از كمّل ياران منقول است كه روزي فقهاي حسّاد ، از سر انكار و عناد از  جلال الدّين مولوي سوال كردند كه شراب حلال است يا حرام و غرض ايشان عِرضِ پاك شمس الدّين بوده ، به كنايت جواب فرمود : تا كه خورَد ؟ چه اگر مشكي شراب را در دريا بريزند متغيّر نشود و او را مكدّر نگرداند و از آن آب ، وضو ساختن و خوردن جايز باشد ، امّا حوضك كوچك را قطره شراب ، بي گمان كه نجس كند و همچنان هر چه در بحر نمك لان افتد ، حكم نمك گيرد و جواب صريح آن است كه اگر شمس الدّين مي نوشد ، او را همه چيز مباح است كه حكم دريا دارد و اگر چون تو خَر خواري كند نان جوينت هم حرام است . (شرح مثنوي شريف جزء نخستين از دفتر اوّل ص 130 و 131 به نقل از مناقب العارفين  ج 2 ص 639 ، چ استانبول )