حسینعلی بهاء در کتاب اقدس کبیر صفحه 14 این چنین می آورد :

قَد کَتِبَ الی السارِق اَنّ نَفی و الحبس و فِی الثالث فَجعَلوا فی جَبینهِ الی مَتَن یُعرَفُ بِها لِعَلی به تَقبَله مُدَن الله و دیارهُ ایاکُم اَن تأخُذکم الرَأف فی دینِ الله .

نوشته شده است بر سارق که برای بار اول نفی بلد و تبعید و بار دوم حبس و برای بار سوم در زندان حبس کنید و سپس علامتی در پیشانی دزد قرار بدهید تا همه او را بشناسند .

بطور مثال : فردی در تهران دزدی می کند و همچنین دزدی او اثبات می شود حکومت بهائی باید او را مثلا در شیراز تبعیدش کند ولی اما اگر در انجا هم دزدی کرد به زندان بیاندازندش و علامت مشخصی روی پیشانی او قرار بدهند تا همه او را بشناسند .

حال :

حکم این دزد برای بار چهارم اگر دزدی کرد چه می شود ؟ اگر در پیشانی این دزد علامتی خاص بنابر احکام حسینعلی بهاء زده شد آیا در دنیای پیشرفته امروزی این علامت با جراحی های ساده قابل ترمیم نیست ؟ چگونه این حکم می تواند کامل و ابدی باشد ؟ در صورتی که احکام دزد در اسلام بسیار روشن است که اگر دزدی فردی به اثبات رسید دست او را قطع می کنند تا عبرتی باشد برای دیگران تا حتی فکر دزدی را هم نکنند .

 والبته اینکه اجرای چنین حکمی در اسلام منوط به داشتن 40 شرط اساسی می باشد .

در ادامه دُر افشانی های جناب حسنعلی بهاء صفحه 18 می خوانیم :

مَن اَحرَق بَیتٌ متعمدا فَحرَقوا و من قَتلَ نَفس فقتلوا سنن الله و ایاد القدرت و القتدار .

کسی خانه کس دیگری را آتش زد متعمدا خود او را آتش بزنید و هر کس فردی را کشت او را بکشید .

لازم به توضیح است که فرضا شخصی خانه ای که هر مقدار قیمت داشته باشد ولو کپرهایی بی ارزشی که در روستاهای شمال ایران برای زندگی کردن ساخته می شوند را آتش زد آیا یک همچون خانه ای ارزش جان آدمی را دارد ؟

و در قسمت دوم احکام می گوید هرکس شخص را کشت او را بکشید .

و می دانیم که قبل از اینکه این حکم از طرف بهاءالله صادر شود چنین حکمی را اسلام وضع کرده و نیازی به دوباره صادر کردن آن نیست !

باز هم در صفحه 15 کتاب اقدس می خوانیم :

قَد حَکَم الله لِکُل زانن و زانیه دیه المسلمه الی بیت العدل و حی تسعه مثاقیل من ذهب و انعادا مرتا اخری ادوا بِضعف الجزاء هذا ما حَکَم بِهی مالک الاسما فی الولی و فی الخری قدر لهما عذاب مهیمن .

خداوند براي هر مرد و زن زنا كاري حكم كرده است كه ديه أي به بيت العدل بپردازند و آن مقدار نه مثقال طلا است جریمه او برای بار دوم دوبرابر می شود و برای بار سوم سه برابر است این است آنچه كه مالك اسماء در دنيا بدان حكم كرده است .

حساب شده است اگر کسی در حزب بهائیت 40 بار این عمل منافی عفت را مرتکب شود مقدار طلایی که باید به عنوان جریمه و دیه به بیت العدل بدهد چند برابر حجم کل کره زمین خواهد شد ، اولا این مقدار طلا را از کجا بیاورند ؟ کجا این طلاها را جمع کنند ؟

جالبتر این که با زن همسر داری زنا شده و آبروی خانواده ای آبرومند رفته جریمه اش را بیت العدل بگیرد ؟

با این دادنها و گرفتن ها چه دردی از خانواده آبرومند درمان می شود ؟ در صورتی که در اسلام عزیز اگر این عمل شوم با زن شوهر داری انجام شود او را در معرض دید اعدام می کنند تا درسی باشد برای دیگران ولی عبرتگیری پرداختن پول به بیت العدل کجاست ؟