در این قسمت از مطالب می خواهیم به بررسی برخی از استدلالاتی که بهائیان و الخصوص حسینعلی بهاء در حقانیت مسلک بهائیت انجام داده اند بپردازیم و البته قبل از بیان استدلالات این حضرات باید یکسری مقدمات را مختصرا به عرض برسانیم .

یکی از مقدمات این است که آیا اساسا امت های دیگر عموما و امت اسلام خوصصا و همچنین شیعه حقه ی اثنی عشری بالاخص باید منتظر آمدن کسی به عنوان پیامبر باشند یا نه ؟

حضرات و بزرگان بهائی معتقدند که بعد از پیامبر اسلام پیامبران دیگری هم خواهند آمد و همچنین معتقدند 2 تن از آنها نیز آمده اند که یکی علی محمد باب شیرازی است و دیگری حسینعلی بهاء می باشند .

مقدمه دوم این است که همین بزرگان بهائی عنوان می کنند قرآن را به روی چشم می گذارند و از نظر آنها قرآن کاملا کلام خداست و تمام مندرجات در این کتاب فرو فرستاده از سمت خداست و تا قیام قیامت هم دست تحریف از آن کوتاه است و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست و لذا عنوان می کنند ما به قرآن گردن می نهیم و هیچ شخص بابی یا بهائی را نرسد که بگوید ما قرآن را قبول نداریم و علت عمده همین اعتقاد آنان نسبت به قرآن این است که می گویند ما با استدلالات قرآنی به دنبال باب و بهاء راه افتادیم و طبعاً اگر کوچکترین ایرادی را از قرآن بگیرند همان ایراد متقابلا بر خود آنها وارد خواهد بود .

مسلمانان برای اینکه اثبات کنند هیچ پیامبری بعد از پیامبر اسلام نخواهد آمد و او آخرین رسالت خداست به آیه40 سوره احزاب که خداوند در آن فرموده : ما کانَ مُحَمَدّ ابا احَدٍ مِن رِجالِکُم وَ لکنِ رَسولَ اللهِ و خاتَمَ النَبیّنَ وَ کانَ الله بِکُل شی عَلیماً .

ترجمه : محمد ( ص ) پدر هیچ یک از مردان شما نیست لکن او رسول خدا و پایان دهنده انبیاء است و اوست که بر امور عالم آگاه است .

و آیه دیگر در سوره سباء به آیه 28 است که در آنجا نیز خداوند فرموده : و ما ارسَلناکَ اِلّا کافّه للنّاسِ بشیراٌ و نَذیرا و لکن اکثرَ النّاس لا یَعلَمون .

ترجمه : ( محمد ) ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را بشارت دهی و ( از عذابش ) بترسانی نفرستادیم و لیکن اکثر مردم از این حقیقت آگاه نیستند .

به کلمه الناس توجه داشته باشید که در عربی از نوع اسم جمع است . عباراتی مثل رمه ، گله ، گروه که در فارسی علامت جمع ندارند ولی معنای جمعی دارند و به جمع اشاره می کنند و الناس هم یک اسم جمع عربی است که به جمع اشاره می کند در این جملات یک قائده عربی وجود دارد که وقتی اسم جمعی محلی به الف و لام شد افاده عموم می کند مثل الحمدالله رب العالمین که کلمه عالمین جمع مذکر سالم در ادبیات عرب است که وقتی ابتدای آن الف و لام آورده شد آن جمله افاده عموم می کند ، عمومی که به زمان و مکان خاصی وابسته نیست و پیامبر اسلام برای تمام مردمان عالم در هر زمان بشارت دهنده است .

در آیه 1 سوره فرقان نیز می خوانیم : تَبارَکَ الّذی نَزَل الفُرقانَ عَلی عَبدَهِ لِیَکونَ للعالَمِنَ نَذیرا .

ترجمه : بزرگ است کسی که بر بنده خود فرقان را نازل فرمود تا برای جهانیان هشدار دهنده باشد .

مجددا به عبارت لِلعالمین به معنای عالمیان برخورد می کنیم که منظور خداوند از عالمیان ، تمام مردمانی هستند که چه در گذشته می زیسته اند و چه در آینده .

آیه جالبتر و زیباتری را در وصف آخرین پیامبر یعنی پیامبر اسلام در سوره کهف آیه 27 می خوانیم که خداوند فرموده : وَ اُتلُ ما اُحیَ إلَیکَ مِن کِتاب ربکَ لا مُبَدلَ لِکَلِماتِهِ وَلَن تَجَد مِن دُنِهِ مُلتَحدا .

ترجمه : آنچه به تو از کتاب پرودرگارت وحی شده تلاوت کن ، هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمی سازد و هرگز پناهگاهی جز او نمی یابی .

اکنون لازم است برای اثبات مدعای خود سراغ روایات هم برویم .

جماعت اهل سنت بعد از قرآن به 6 کتاب که در بین آنها صحاح سته معروف است شدیدا عقیده منداند و این 6 کتاب عبارت انداز : صحیح مسلم ، صحیح بخاری ، مسند امام احمد حنبل ، سُنن ابن ماجه ، سُنن ترمزی و سُنن نساعی که 2 کتاب اول نسبت به سایرین از اعتبار ولایی هم برای شیعه و هم اهل تسنن برخوردارند .

نویسنده صحیح مسلم فردی است بنام مسلم بن حجاج نیشابوری که در کتاب خود از قول پیامبر حدیثی را نقل می کند که بازهم مورد قبول شیعیان می باشد و مضمون حدیث بدین شرح است :

مثال من و انبیاء دگر همانند مردی است که خانه ای را بنا می کند ، این خانه را به زیبایی هرچه تمام تر درستش می کند ، ساختمان خانه را تمام می کند و جای یک خشت را خالی می گذارد که آن خشت آخر ( تکمیل کننده ) من هستم .

و این بدین معناست که پیامبر اسلام تکمیل کننده و پایان دهنده انبیاء می باشد .

باز هم در حدیث دیگری از کتاب صحیح  مسلم می خوانیم :

پیغمبر اکرم فرمود : من در پی آینده هستم و بعد از من پیامبر دیگری نخواهد آمد .

و آخرین حدیث از این کتاب که موجب افتخار ما شیعیان است و همه به آن افتخار می کنند حدیثی است بنام حدیث منزلت که پیغمبر در آن به علی بن ابی طالب فرمود :

آیا تو راضی نیستی که موقعیت تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسی باشد جز آنکه هارون بعد از موسی پیغمبر شد اما بعد از من پیامبر دیگری نخواهد آمد .

در روایتی از علی بن ابی طالب علیه السلام در کتاب نهج البلاغه خطبه 266 زمانی که ایشان پیامبر را غسل می دهند می خوانیم :

بِأبِی أَنتَ و أُمّی یا رَسولَ الله لَقَد انقَطَعَ بِموتِکَ ما لَم یَنقَطِعَ بِمَوتِ غَیرِکَ منَ النُبوّه و الانبیاء و أَلاخبارِ السّماء .

ترجمه : پدر و مادرم به فدای تو ای رسول خدا با مرگ تو رشته ای برید که در مرگ دیگران نبرید ، با مرگ تو ریشه پیامبری و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی گسست .

در کتاب وافی فیض شیخ حر عاملی از بزرگان شیعه حدیثی را به نقل از امام صادق عنوان می کنند که این حدیث بدین شرح است :

اِنَ الله خَتَمَ بِنَبیأکمُ النَبیّن فَلا نَیی بَعدَهُ ابَدا و خَتَم بِکتابِکمُ الکُتُب فَلا کتابَ بعدهُ ابدا .

ترجمه : خداوند نبی شما ( محمد ) پایان دهنده انبیاء قرداد و با فرستادن کتاب ( قرآن ) کتاب های دیگر را برچید و هیچ کتاب دیگری بعد از او نخواهد آمد .

و در بیانی دیگر امیرالمومنین در کتاب نهج البلاغه خطبه 133 می فرمایند :

فَقَفّی بِهِ الرُّسل وَ خَتَمَ بِهِ الوَحی

ترجمه : پس او را در پی پیامبران فرستاد و وحی را با فرستادن پیامبر اسلام پایان داد .

کتاب غررالحکم و الدُرَر الکَلِم از شیخ عاملی که مجموعه ای از سخنان گوهربار حضرت علی علیه السلام در آن تجمیع کرده در مورد پیامبر اسلام می فرماید :

من و صاحبم نه شرقی هستیم و نه غربی ما استوانه و چوب در آسیای عالم هستی هستیم .