صیغه یا زنا؟
فما استمعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه
این قسمت از آیه، اشاره به مسئله ازدواج موقت و در اصطلاح متعه است و میگوید: زنانی را که متعه می کنید مهر آنها را به عنوان یک واجب باید بپردازی و از آن استفاده می شود که اصل تشریع ازدواج موقت، قبل از نزول این آیه برای مسلمانان مسلم بوده که در این آیه نسبت به پرداخت مهر آنها توصیه می کند اولاً کلمه متعه که استمعتم از آن گرفته شده در اسلام به معنی ادواج موقت است ،و به اصطلاح در این باره حقیقت شرعیه می باشد گواه بر این است که این کلمه (متعه) با همین معنی در روایات پیامبر و کلمات صحابه مکرر به کار برده شده است.
ثانیاً – اگر این کلمه به معنی مزبور نباشد باید به معنی لغوی آن یعنی بهره گیری تفسیر شود در نتیجه معنی آیه چنین خواهد شد: اگر از زنان دائم بهره گرفتید مهر آنانرا بپردازید . در حالی که میدانیم پرداختن مهر مشروط به بهره گیری از زنان نیست بلکه تمام مهر بنا به مشروط یا حداقل نیمی از مهر به مجرد عقد ازدواج دائم ، واجب می شود.
ثالثاً – بزرگان اصحاب و تابعین مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابی بن کعب و جابر بن عبد الله ،عمران حصین ،سعید بن جبیر ،مجاهد قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسرین اهل بیت علیه السلام همگی از آیه فوق ،حکم ازدواج موقت را فهمیده اند تا آنجا که فخر رازی با تمام شهرتی که در موضوع اشکال تراشی در مسایل مربوط به شیعه دارد بعد از بحث مشروحی درباره آیه میگوید : ما بحث نداریم که از آیه فوق حکم جواز متعه استفاده می شود بلکه ما می گوییم حکم مذبور بعد از مدتی نسخ شده است . رابعاً ائمه اهل بیت که به اسرار وحی از همه اگاهتر بودند متفقا آیه را به همین معنی تفسیر فرموده اند وروایات فراوانی در این زمینه نقل شده، از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده : حکم متعه در قرآن نازل شده و سنت پیغمبر صل الله برطبق ان جاری جاری گردیده .
از امام باقر نقل است که در پاسخ سوال ابو بصیر راجع به به متعه فرمود نزلت فی القران فما استمعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه....
و از امام باقر نقل است که در پاسخ شخصی بنام عبدالله بن عمر لیثی در مورد متعه فرمود : احلها فی کتابه وعلی لسان نبیه فهی حلال الی یوم القیامه. خداوند آنرا در قرآن و بر زبان پیامبر ش حلال کرده و آن تا روز قیامت حلال است .
آیا این حکم نسخ شده است؟
اتفاق عموم علمای اسلام بلکه ضرورت دین بر این است که ازدواج موقت درآغاز اسلام مشروع بوده ( وگفتگو درباره دلالت آیه فوق بر مشروعیت متعه هیچ گونه منافاتی با مسلم بودن اصل حکم ندارد زیرا مخلفان معتقدند این مشروعیت از سنت پیامبر صلی الله علیه وآله ثابت شده است ) و حتی مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل کرده اند .
جمله معروفی که از عمر نقل شده متعتان کانتا علی عهد رسول الله و انا محرمها و معاقب علیها متعه النسا متعه الحج.
دو متعه در زمان پیامبر بود که من ( عمر ) آنها را حرام کردم و بر آنها مجازات کردم و بر آنها مجازات میکنم ، متعه زنان و حج تمتع (که نوع خاصی از حج است) دلیل روشنی بر وجود این حکم در عصر پیامبر است ، منتها مخالفان این حکم ، مدعی هستند که بعداً نسخ وتحریم شده است.
اما جالب توجه اینکه روایاتی که درباره نسخ حکم مذبور ادعا میکنند کاملاً مخالف و پریشان است ، بعضی میگویند خود پیامبر این حکم را نسخ کرده و بنابراین ناسخ آن سنت و حدیث پیامبر است، بعضی میگویند ناسخ آن آیه طلاق است ، اذا طلقتم النسا فطلقوهن لعدتهن ( هنگامی که زنان را طلاق دادید باید در زمان مناسب عده باشد ) . در حالیکه این آیه درباره طلاق بحث میکند در حالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدائی آن به هنگام پایان مدت آن است . قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر قطعی است و هیچگونه دلیل قابل اعتمادی درباره نسخ آن در دست نیست بنابراین طبق قانون مسلمی که درعلم اصول به ثبوت رسیده باید حکمی به بقای این قانون کرد.
جمله مشهوری که از عمر نقل شده نیز گواه روشنی بر این حقیقت است که این حکم در زمان رسول الله هرگز نسخ نشده است.
بدیهی است هیچ کس جز پیامبر حق نسخ احکام را ندارد و تنها اوست که میتواند به فرمان خدا پاره ای ازاحکام را نسخ کند و بعد از رحلت پیامبر باب نسخ بکلی مسدود میشود وگرنه هر کسی میتواند به اجتهاد خود قسمتی از احکام الهی را نسخ نماید و دیگر چیزی بنام شریعت جاودان و ابدی باقی نخواهد ماند . واصولاً اجتهاد در برابر سخنان پیامبر اجتهاد در مقابل نص است که فاقد هر گونه اعتبار می باشد .
جالب اینکه در صحیح ترمذی که از کتب صحاح معروف اهل تسنن است و همچنین از دارقطنی چنین می خوانیم : کسی از اهل شام از عبدالله بن عمر درباره حج تمتع سوال کرد او در جواب صریحاً گفت این کار، حلال و خوب است، مرد شامی گفت: پدر تو از این عمل نهی کرده است عبدالله بن عمر برآشفت و گفت اگر پدرم از چنین کاری نهی کند و پیامبر آن را اجازه دهد آیا سنت مقدس پیامبر را رها کنم و از گفته پدرم پیروی کنم ؟ برخیز و از نزد من دور شو!
نظیر این روایت درباره ازدواج موقت از عبدالله بن عمر از صحیح ترمذی به همان صورت که در بالا خواندیم نقل شده است.
و نیز از محاضرات راغب نقل شده که یکی از مسلمانان اقدام به ازدواج موقت میکرد از او پرسیدند حلال بودن این کار را از چه کسی گرفتی؟ گفت: از عمر! با تعجب گفتند:چگونه چنین چیزی ممکن است با اینکه عمراز آن نهی کرد و تهدید به مجازات نمود؟ گفت: بسیار خوب، من هم به همین جهت میگویم،زیرا عمر میگفت: پیامبر آن را حلال کرده و من حرام میکنم ،من مشروعیت آن را از پیغمبر اکرم می پذیرم اما تحریم آنرا از هیچکس نخواهم پذیرفت !
مطلب دیگری که در اینجا یادآوری آن لازم است این است که ادعا کنندگان نسخ این حکم با مشکلات مهمی روبرو هستند:
نخست اینکه در روایات متعددی از منابع اهل تسنن تصریح شده که این حکم در زمان پیامبر هرگز نسخ نشد، بلکه در زمان عمر از آن نهی گردید ، بنابراین طرفداران نسخ باید پاسخی برای این همه روایات پیدا کنند ، این روایات بالغ بر 24روایت است که علامه امینی در الغدیرجلد ششم آنها را مشروحاً بیان کرده است و به دونمونه آن ذیلاً اشاره می شود:
در صحیح مسلم از جابربن عبدالله انصاری نقل است: مادر زمان پیامبر بطور ساده اقدام به ازدواج موقت میکردیم و این وضع ادامه داشت تا ابنکه عمر در مورد عمروبن حدیث از این کار ( بطور کلی ) جلوگیری کرد.
در کتاب موطا مالک و سنن کبرای بیهقی از عمربن زبیر نقل شده زنی بنام خوله بنت حکیم درزمان عمربر او وارد شد و خبر داد که یکی از مسلمانان به نام ربیعه بن امیه اقدام به متعه کرده است و اوگفت: اگر قبلاً از این کار نهی کرده بودم او را سنگسار می کردم ( ولی از هم اکنون از آن جلوگیری میکنم )!
در کتاب بدایه المجتهد تالیف ابن رشد اندلسی نبز میخوانیم که جابربن عبدالله انصاری میگفت : ازدواج موقت در میان ما در عهد رسول اکرم و در خلافت ابوبکر ونیمی از خلافت عمر معمول بود سپس عمر از آن نهی کرد .
مشکل دیگر اینکه: روایتی که از نسخ این حکم در زمان پیامبرمیکند بسیار پریشان و ضد و نقیضند ، بعضی می گویند: این حکم در جنگ خیبر نسخ شده و بعضی دیگر در روز فتح مکه و بعضی در جنگ تبوک و بعضی در جنگ اوطاس و مانند آن . بنابر این به نظر میرسد که روایات نسخ همه مجعول بوده باشد که اینهمه با یکدیگر تناقض دارند .
در ضمن اگر بخواهیم نظرات اهل سنت را در مورد صیغه بررسی کنیم دست آخر این مطلب را متوجه می شویم که پیامبر العیاذ بالله زنا را حداقل برای مدتی جایز شمرده و بعدها بنا به مصالحی آنرا حرام کرده !
البته عقل چنین چیزی را هیچگاه نمی پذیرد...
در این موضوع نظرات شما خوانندگان عزیز بسیار حیاتی و مهم است