رابطه بهائیّت با بیگانگان (1)
در این قسمت از مطالب قرار است رابطه بهائیان با کشور های بیگانه را بررسی کنیم .
لازم است این روابط را با علیمحمد شیرازی بررسی کنیم ، قبل تر گفتیم از دعوی علی محمد ادعای بابیت و ارتباط با امام زمان بود که در آن زمان این مطالب مناسب بر مذاق شیخیه بود .
زمانی که علیمحمد باب در شیراز ادعای نیابت خاصه و سپس ادعای امام زمانی کرد او در جلسه ی مناظره ای با علمای شیعه از تمام مدعیاتش بازگشت و توبه نامه ای نوشت که در کتاب کشف الغطاء میرزا ابوالفضل گلپایگانی از مبلغین بنام بهائی می توان شرح آن را مطاله کرد .
بعد از اینکه علیمحمد توبه نامه را نوشت چوب مفصلی به پای او زدند و مدتی او را زندانی کردند ،زمان زندانی و حبس بودن او در شیراز مقارن با ایامی بود که وبا در شیراز شیوع پیدا کرد و همه به شهرهای اطراف و اکناف پناه می بردند و علیمحمد باب هم از این موقعیت استفاده کرد و روانه اصفهان شد . در اصفهان حاکمی بود بنام منوچهرخان معتمدالدوله که از والی اصفهان به شمار می رفت .
از مهمترین کتاب تاریخی میان بهائیان ، کتاب تاریخ نبیل زرندی است که در صفحه 190 شرح سفر علی محمد شیرازی به اصفهان را بیان می کند .
" چون به اصفهان نزدیک شدند نامه ای به منوچهرخان معتمد الدوله حاکم اصفهان مرقوم فرمودند که برای حضرتش منزلی تهیه نمایید تا به آنجا وارد شوند مضمون نامه در نهایت احترام و با کمال بلاغت و فصاحت همراه بود چون سید کاظم زنجانی نامه ی حضرت باب را به منوچهرخان داد مشارالیه سلطان العلما میرسید محمد امام جمعه اصفهان را که از بزرگترین پیشوایان روحانی در اصفهان بود وادار نمود که کسی را به استقبال حضرت باب بفرستد و در منزل خویش با نهایت احترام و اکرام از آن حضرت پذیرایی کند " .
اینجا واقعاً جای مطرح چند سوال وجود دارد :
اولاً علیمحمد هنوز ادعای خاصی نکرده بود چون ادعای بابیت و امام زمانی در آن زمان مناسب مذاق شیخیه بود و قبل از علی محمد بودند کسانی که ادعای امام زمانی کردند ، پس چرا او از همه معروفتر شد و مورد حمایت قرار گرفت ؟
دوماً علیمحمد باب که هنوز به اصفهان وارد نشده بود ! او که منوچهرخان را ندیده بود چه می شود که منوچهرخان معتمدالدوله امام جمعه اصفهان را وادار می کند به استقبال او برود ؟
ادامه دارد .....