از نظر محققان، شعار "سلفیه"، نخست در مطبوعات مصر مطرح شد؛ آن‌گاه که مصر در اشغال انگلستان درآمد و گروهى از مصلحان مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادى (م1316ه.ق) و شیخ محمد عبده (م1323ه.ق) در مقابل هجوم فرهنگ و تمدن غرب، تصور کردند که رهایى از چنگ اشغال‌گران این است که مردم را به همان اسلام پیشینیان دعوت کنند؛ در مقابل گروهى که فریب فرهنگ غربى را خورده و بیشتر در آنها هضم شده بودند. گروه نخست اصلاح‌گر براى این‌که حرکت خود را با شعارى زیبا همراه کنند، شعار "سلفیه" را انتخاب کردند تا بگویند ما پیرو اسلام راستین قرون نخستین هستیم(2) ولى هرگز آنان از احیاى این مکتب، قصد تکفیر دیگران یا ایجاد شکاف در میان مسلمانان را نداشتند، بلکه از روى خوش‌بینى به صحابه و تابعان، این مسلک را ترویج کردند. در سال 1929 میلادى که جمعیت "اخوان المسلمین" در مصر تشکیل شد، آنها نیز به این مسلک رغبت نشان دادند و خیال مى‌کردند که پیروى از گروه‌هاى نخست اسلامى (صحابه و تابعین)، نجات‌بخش امت‌هاى اسلامى است، ولى در عین حال به همه فرق، روى خوش نشان داده و غالبا به مسایل سیاسى و در رأس آنان تأسیس حکومت پرداختند، اما سلفى‌گرى در نجد که خود را وارث محمد بن عبدالوهاب مى‌دانست، موجى از تند‌روى و سخت‌گیرى به راه انداخت و کم کم به تکفیر همه مسلمانان پرداخت و گاهى براى ساکت کردن مخالفان، شیعه را تکفیر کرده و اشاعره و صوفیه و مذاهب دیگر را اهل بدعت خواند و مدعى شد که اسلام ناب محمدى در اختیار سلف بوده و فهم آنان از کتاب و سنت براى همگان حجت است و هر کس از این راه، عدول نماید، بدعت‌گذار یا خارج از اسلام است. باید توجه داشت که اکنون سلفى‌هاى نجدى، یک‌دست نیستند، بلکه گروهى "سلفى تبلیغى" هستند، ولى گروهى دیگر گام فراتر نهاده، "سلفى جهادى" مى‌باشند و مى‌گویند با تشکیل جنبش‌هاى مسلحانه زیرزمینى باید دولت‌ها را سرنگون کرد و قدرت را به دست گرفت و اسلام اصیل را پیاده کرد.