سلفی گری (5)
روش فکرى سلفیه
مسئله مهم، آگاهى از روش فکرى آنهاست، آنها دو روش دارند که به هم نزدیک است:
گروهى فقط کتاب و سنت را حجت دانسته و از داورىهاى عقل کمک نمىگیرند؛
گروهى دیگر مىگویند قرآن و سنت وقتى براى ما حجت است که با فهم "سلف" همراه باشد، زیرا ما آیین خود را از آنها گرفتهایم. آنان در تعبد به نص (کتاب و سنت)، بین خبر واحد و خبر متواتر فرق نمىگذارند؛ حتى خبر واحد را در تبیین عقاید و معارف، حجت مىدانند و اخیرا در سمینار عربستان سعودى درباره "حجیت خبر واحد در عقاید"، همگان تصریح کردند که قول ثقه در عقاید براى ما حجت است. روى همین اساس است که خدا را با صفات بشرى توصیف مىکنند و براى او خنده و گریه و آمد و رفت و نشستن و پا نهادن در جهنم و صداى جرجر تختى که روى آن مىنشیند مانند صداى کجاوه، قائل هستند( !!3)
3. عین عبارت آنان درباره تختى که خدا روى آن مىنشیند این است: له اطیط کاطیط الرجل" به خاطر سنگینى وجود اقدس الهى، عرش او به سان تختههاى کجاوه و تخت روان صدا مىکند.