سلفی گری (6)
اکنون درباره شیوه آنان در استنباط عقاید، چند سؤال را مطرح مىکنیم:
پرسشهایى از سلفیه
آنان مىگویند باید از صحابه و تابعان پیروى کرد، زیرا فهم آنان، مقیاس حق و باطل است. آنان در این مورد، با حدیث منقول رسول خدا صلىاللّهعلیهوآله استدلال مىکنند که فرمود: "خیر القرون قرنى ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم..."؛ "بهترین مردم، مردم زمان من هستند. سپس مردمى که پس از آنان مىآیند. سپس مردمى که بعد از آن گروه مىآیند."(4) آنگاه دوران هر کدام از سه گروه یاد شده را صد سال تخمین مىزنند که مجموعا بالغ بر سیصد سال مىشود. ابنتیمیه، و پیروان مکتب او، با این حدیث، سه قرن نخست اسلامى را که هر قرنى از نظر آنان صد سال است، ملاک حق و باطل شمرده و آنچه را که در این زمان انجام گرفته و یا عملا بر آن صحه گذاردهاند، کاملا مىپذیرند، چون پیامبر در این حدیث، سه قرن را قرن ممتاز شمرده است. امتیاز این قرنها به خاطر کسانى است که در آن سیصد سال زندگى مىکردند و لازمه خیر و نیکى آنان این است که گفتار و سکوت آنان را حجت بدانیم. این نظریه، با ابهامات زیادى همراه است.
سؤال اول
"قرن" در لغت عرب، بر خلاف اصطلاح معاصر، به معنى صد سال نیست، بلکه به معنى جمعیتى است که در یک زمان با هم زندگى مىکنند و سپس جمعیت دیگر جاى آنان را مىگیرند و قرآن مجید هم کلمه "قرن" را در همین معنا بهکار برده است: واژه "قرون" در قرآن کریم هفت بار بهکار رفته و هرگز از آن، "قرن" اصطلاحى یعنى صد سال اراده نکرده، بلکه آن را به معناى مردم یک زمان به کار برده است؛ اینک نمونهها: 1. الم یروا کم اهلکنا من قبلهم من قرن مکناهم فى الارض ما لم نمکن لکم و ارسلنا السماء علیهم مدرارا و جعلنا الانهار تجرى من تحتهم فاهلکناهم بذنوبهم و انشانا من بعدهم قرنا آخرین.(5) "آیا ندیدهاند که چه اندازه پیش از ایشان جمعیتهایى را نابود کردیم که در زمین، آنان را توانمند ساخته بودیم؛ بهگونهاى که به ایشان آن توان را ندادهایم و از آسمان به فراوانى براى آنها باران فرستادیم و جوىها از زیر آنان روان ساختیم، ولى سرانجام به خاطر گناهانشان آنان را نابود کردیم و جمعیتى دیگر پدید آوردیم."
بنابراین تفسیر حدیث "خیر القرون" به سیصد سال، هیچ پایه و اساسى ندارد و اصطلاح امروز نمىتواند، قرینه بر تفسیر حدیث باشد.
4. صحیح بخارى، حدیث شماره 2652، 3651 و 6429.
5. سوره انعام، آیه6.